✍آیت الله جلالالدین لطیفی گنبدی :نماز اول وقت خواندن توفیق بسیار زیادی می خواهد و این توفیق ها از جانب خداوند علی اعلی شامل حال انسان می شود اول وقت می فرماید : رضوان الله و آخر وقت می فرماید : غفران الله┄┅┅❅💠❅┅┅┄➥ @Qaraati313_ir
✍یک داستان یک پندسادگی در این دنیا، راحتی در آن دنیاخردمندی بیشتر وقتها در قبرستان مینشست.روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود، پادشاهی بهقصد شکار از آن محل عبور میکرد.وقتی به خردمند رسید، گفت: چه میکنی؟ خردمند جواب داد: به دیدن اشخاصی آمدهام که نه غیبت مردم را میکنند، نه از من توقعی دارند و نه مرا اذیتوآزار میدهند.پادشاه گفت: آیا میتوانی از قیامت و صراط و سوالوجواب آن دنیا مرا آگاهی دهی؟خردمند جواب داد: به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش درست کنند.پادشاه امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد. آنگاه خردمند گفت:ای پادشاه، من با پای برهنه بر این تابه میایستم و خود را معرفی میکنم و آنچه خوردهام و هرچهپوشیدهام ذکر مینمایم و سپس تو هم باید پای خود را مانند من برهنه نمایی و خـود را معرفی کنی و آنچه خوردهای و پوشیدهای ذکر نمایی. پادشاه قبول کرد. آنگاه خردمند روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت:فلانی و خرقه و نان جو و سرکه. فوری پایین آمد و ابداً پایش نسوخت. چون نوبت به پادشاه رسید، بهمحض اینکه خواست خود را معرفی کند، نتوانست و پایش سوخت و پایین افتاد.سپس خردمند گفت: ای پادشاه، سوالوجواب قیامت نیز به همین صورت است. آنها که درویش بودهاند و از تجملات دنیایی بهره ندارند، آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند، به مشکلات گرفتار آیند.از انچه بر دیگران گذشت، درست زیستن را بیاموزیم'✅کانال استاد قرائتی┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄telegram.me/joinchat/AAAAAE7XYciaiM_s4AlF…
✍داستان کوتاه آموزندهمردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید. بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و خانهاش فرو ریخت.مرد را ترس برداشت و سراغ شیخ شهر رفت و راز این همه بدبیاری و مصیبت را سوال کرد.شیخ ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت میدانی که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست.شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت گذشت و خوشحالی ثانیهای که بر تو وارد شده است.روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر خود را کرده است، کاش میمرد و من مال پدرم را زودتر تصاحب میکردم.زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای لحظهای شاد شدی که میتوانستی، خانه پدریات را بفروشی و خانه بزرگتری بخری. تمام این بلاها به خاطر این افکار توست.مرد گریست و گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با من چنین کردی اگر عاق میشدم چه میکردی؟؟!! سر بر سجده گذاشت و توبه کرد.✅کانال استاد قرائتی┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄telegram.me/joinchat/AAAAAE7XYciaiM_s4AlF…
✍حضرت آیتالله بهجت:با اعتراف به اینکه [مشکلات] عمل از خودمان است که به سر ما آمده و میآید، تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم، با نمایندههای خدا (اهلبیت علیهمالسلام) ارتباط نداشته باشیم، کارمان درست نمیشود؛ تا رابطه ما با ولیامر، امام زمان صلواتاللهعلیه قوی نشود، آیا کار ما درست میشود؟! بدون اصلاح نفس؟ [آیا] میشود تا خودمان را اصلاح نکنیم کار درست بشود؟ تا در عالم راشی و مرتشی و رائش (رشوهدهنده و رشوهگیرنده و واسطه رشوه) هست کار تمام میشود؟!┄┅┅❅💠❅┅┅┄➥ @Qaraati313_ir