✅یکی از پیامدهای بنیادین همهگیری رسانه در عصر ارتباطات، صرفاً گسترش بیسابقه امکان تولید و گردش اط…
انتشار: 2026/08/14 09:56 UTCدریافت: 2026/08/15 17:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 17:55 UTC
✅یکی از پیامدهای بنیادین همهگیری رسانه در عصر ارتباطات، صرفاً گسترش بیسابقه امکان تولید و گردش اطلاعات نیست؛ بلکه همزمان، امکان تقلیل کیفیت، اعتبار و حتی مفهوم «رسانه» را نیز فراهم کرده است. در جهانی که اطلاعات به کالایی سیال و حقیقت به موضوعی برای رقابت…✅یکی از پیامدهای بنیادین همهگیری رسانه در عصر ارتباطات، صرفاً گسترش بیسابقه امکان تولید و گردش اطلاعات نیست؛ بلکه همزمان، امکان تقلیل کیفیت، اعتبار و حتی مفهوم «رسانه» را نیز فراهم کرده است. در جهانی که اطلاعات به کالایی سیال و حقیقت به موضوعی برای رقابت بر سر تصاحب افکار عمومی بدل شده، رسانه دیگر الزاماً محل کشف و بازنمایی حقیقت نیست؛ بلکه میتواند به کارخانهای برای تولید واقعیتهای مطلوب قدرت تبدیل شود.🔰در چنین نظمی، ظهور و تکثیر «سربازان رسانهای» پدیدهای تصادفی نیست. دولتهای استعماری و قدرتهای مسلط، سالانه میلیاردها دلار صرف تربیت، آموزش و سازماندهی نیروهایی میکنند که قرار است نه در میدان جنگ نظامی، بلکه در میدان نبرد روایتها ایفای نقش کنند، میلیونها دلار دیگر نیز صرف رزومهسازی، اعتباربخشی و ایجاد سرمایه نمادین برای همین نیروها میشود. سپس همین سرمایه سیاسی و رسانهای، از طریق شبکههای نفوذ و برتری ژئوپلیتیکی، آنان را به رسانههای اصلی تحمیل میکند تا محصول دورههای «آماده به خدمت» خود را در قالب تحلیل، خبر و روزنامهنگاری به جامعه عرضه کنند.طنز تلخ ماجرا آنجاست که این سربازان ایدئولوژیک سیستم،(بخصوص از سرباز خبرنگاران نوع فارسی زبانش)، گاه چنان در منطق مأموریت خود مستحیل میشوند که حتی از کارفرمای امپریالیستی خویش نیز چندین گام جلوتر میروند؛ گویی سوژهای که قرار بود صرفاً حامل یک روایت باشد، در نهایت خود به خالق متعصب آن روایت بدل میشود. البته بخشی از این رفتار را نمیتوان صرفاً به ساختار قدرت فروکاست و عناصر روانشناختی، تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی نیز در آن بیتأثیر نیست؛ اما نادیده گرفتن یک واقعیت نیز ممکن نیست: آنان در ساحت رسانه، به شکلی حیرتآور سازمانیافته و مؤثر عمل کردهاند.برای فهم عمق این فاجعه کافی است نسبت میان امکانات، نیروی انسانی و بودجه رسانه به اصطلاح ملی ایران را با برخی رسانههای جریان اصلی مقایسه کنیم که شاید حتی کسری از نیروی انسانی و هزینههای صداسیما را در اختیار داشته باشند، اما در شکلدهی به افکار عمومی، تولید روایت و تسخیر میدان نمادین، گاه بسیار مؤثرتر عمل میکنند.🔰مسئله بنابراین صرفاً ضعف یک رسانه یا قوت رسانهای دیگر نیست؛ مسئله عمیقتر است: مسئله، نبرد بر سر «تولید واقعیت» است. در عصر رسانهایشدن جهان، آنکه بتواند چارچوب فهم انسانها از واقعیت را تعیین کند، پیش از آنکه بر افکار آنان حکومت کند، بر امکان اندیشیدن آنان حکومت کرده است. اینجاست که رسانه از ابزار انتقال اطلاعات به دستگاه تولید جهان اجتماعی بدل میشود؛ و انسان، بیآنکه الزاماً بداند، از یک مخاطب ساده به موضوعِ مهندسی معنا تبدیل میشود.http://t.me/presagee

