این روایت در بستری اجتماعی شکل گرفت که بحرانهای اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و فرسایش سرمایه اجتم…
انتشار: 2026/08/05 19:55 UTCدریافت: 2026/08/07 12:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 12:30 UTC
این روایت در بستری اجتماعی شکل گرفت که بحرانهای اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و فرسایش سرمایه اجتماعی، بخشهایی از جامعه را به جستوجوی گذشتهای آرمانی سوق داد. در چنین شرایطی، نوستالژی سلطنت نه محصول بررسی انتقادی تاریخ، بلکه تا حد زیادی بازتاب نارضایتی از وضعیت موجود و گسست حافظه تاریخی بود؛ وضعیتی که امکان بازنمایی گذشته بهعنوان «بهشت ازدسترفته» را فراهم ساخت.از منظر اقتصاد سیاسی، رژیم پهلوی دوم نه الگویی از توسعه مستقل، بلکه نمونهای از توسعه وابسته به امپریالیسم در هیبت ژاندارم خاورمیانه ایی بود؛ توسعهای که بر پایه درآمدهای نفتی، پیوند ارگانیک با بلوک سرمایهداری جهانی و تمرکز ثروت در دست دولت و الیگارشی اقتصادی شکل گرفت. پیامد چنین الگویی، انباشت سرمایه در قطبهای محدود شهری، تعمیق نابرابریهای طبقاتی و تضعیف بنیانهای تولید مستقل بود؛ تناقضاتی که در نهایت خود را در بحرانهای اجتماعی و سیاسی دهه پنجاه نشان داد.🔰از این منظر، نقد سلطنت صرفاً نقد یک شکل از حکومت نیست، بلکه نقد الگویی از انباشت سرمایه، وابستگی اقتصادی و سلطه طبقاتی است که در آن، توسعه بدون عدالت اجتماعی و مشارکت دموکراتیک، به بازتولید نابرابری و استیلای اقلیت بر اکثریت انجامید. ازاینرو، هرگونه داوری تاریخی درباره آن دوره، اگر از تحلیل مناسبات طبقاتی، وابستگی اقتصادی و ساختار قدرت تهی باشد، ناگزیر به اسطورهسازی از گذشته و تحریف تاریخ خواهد انجامید.http://t.me/presagee

