در آستانهء یک انتخاب راهبردیمحمد عثمانیتحولات اخیر خلیج فارس و دریای سرخ، صرفنظر از صحت یا نادرستی…
انتشار: 2026/07/31 07:10 UTCدریافت: 2026/08/02 17:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 17:42 UTC
در آستانهء یک انتخاب راهبردیمحمد عثمانیتحولات اخیر خلیج فارس و دریای سرخ، صرفنظر از صحت یا نادرستی هر یک از گزارشهای منتشرشده درباره جزئیات حوادث، نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای شده است که در آن، امنیت انرژی، امنیت دریانوردی و رقابت قدرتهای بزرگ به یکدیگر گره خوردهاند. در چنین شرایطی، هر اقدام نظامی که به اختلال در مسیرهای انتقال انرژی یا تجارت جهانی بینجامد، تنها یک رخداد تاکتیکی نیست، بلکه به سرعت به مسئلهای راهبردی در نظام بینالملل تبدیل میشود و واکنش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را برمیانگیزد.در این چارچوب، اگر جکومت ایران راهبرد خود را بر افزایش فشار از طریق اهرمهای ژئوپلیتیکی، از جمله تنگه هرمز، دریای سرخ یا نیروهای همسو در منطقه بنا کند، این سیاست ممکن است در کوتاهمدت ظرفیت بازدارندگی ایجاد کند، اما در میانمدت و بلندمدت میتواند انگیزه قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه را برای کاهش وابستگی به این اهرمها افزایش دهد. تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که هرگاه یک گذرگاه حیاتی به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود، سایر بازیگران به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین، ائتلافهای امنیتی جدید و کاهش آسیبپذیری خود خواهند رفت.از همین منظر، آنچه امروز در خلیج فارس و دریای سرخ جریان دارد، صرفاً نزاعی نظامی نیست؛ بلکه رقابتی بر سر تعریف نظم آینده منطقه است. اگر امنیت انرژی جهانی به صورت مستمر در معرض تهدید قرار گیرد، احتمال شکلگیری سازوکارهای جدید امنیت دریایی، توسعه مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و تقویت همکاریهای نظامی میان کشورهای عربی، ایالات متحده، اروپا و حتی برخی قدرتهای آسیایی افزایش خواهد یافت. چنین روندی میتواند در بلندمدت از اهمیت ژئوپلیتیکی برخی اهرمهای سنتی ایران بکاهد.از سوی دیگر، نقش بازیگران غیردولتی و نیروهای همسو با ایران نیز باید در همین چارچوب تحلیل شود. استفاده از این ظرفیتها ممکن است در سطح عملیاتی بخشی از معادلات میدانی را تغییر دهد، اما همزمان میتواند دامنه بحران را از خلیج فارس به دریای سرخ و شرق مدیترانه گسترش دهد. نتیجه چنین وضعیتی، افزایش هزینههای امنیتی برای همه بازیگران منطقه و فراهم شدن زمینه مشروعیتبخشی به حضور بیشتر نیروهای خارجی در منطقه خواهد بود؛ حضوری که بسیاری از دولتهای منطقه آن را در واکنش به تهدیدهای امنیتی توجیه میکنند.در این میان، نقش قدرتهای بزرگ نیز بر اساس منطق منافع ملی قابل فهم است. روسیه، چین، ایالات متحده و اروپا، هر یک بحرانهای منطقه را نه از منظر همدلی ایدئولوژیک، بلکه بر اساس ملاحظات ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی خود مدیریت میکنند.t.me/politicalculture


