تا وقتی مادربزرگم زنده بود. هر شب قبل از خواب در اتاقش رو قفل میکرد. هميشه میگفت: «راگه نصفه شب ص…
انتشار: 2026/08/11 21:14 UTCدریافت: 2026/08/15 10:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 10:15 UTC
تا وقتی مادربزرگم زنده بود. هر شب قبل از خواب در اتاقش رو قفل میکرد. هميشه میگفت: «راگه نصفه شب صدای در زدن شنیدی, در رو باز نکن... حتی اگه صدای من بود.» هیچوقت دلیلش رو نگفت. بعد از فوتش, یه شب مجبور شدم توی خونهش تنها بخوابم. ساعت ۳:۱۲ ... سه بار به در اتاقم ضریه خورد. تق.. تق.تق.. بعد صدای مادربزرگم اومد: «در رو باز کن عزیزم...» تمام بدنم یخ کرد. یادم افتاد هميشه میگفت حتی اگه صدای من بود. باز نکن. هیچی نگفتم. حدود یک دقیقه بعد, صدا قطع شد. صبح که بیدار شدم, رفتم جلوی در.. روی در با ناخن فقط یک جمله نوشته شده بود: «فقط میخو استم خداحافظی کنم..» @pmscary





