«عصر سهشنبههای بخارا» این هفته به کتاب استاد وهابزاده اختصاص دارد. فرصت داشتید از دست ندهید زیرا…
انتشار: 2026/08/08 20:54 UTCدریافت: 2026/08/14 04:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:15 UTC
«عصر سهشنبههای بخارا» این هفته به کتاب استاد وهابزاده اختصاص دارد. فرصت داشتید از دست ندهید زیرا این کتاب ارزش خواندن دارد. به ویژه اگر والد هستید یا معلم، یا دانشجوی تربیت معلم، و احیانا در خواندن کتاب تردید دارید در جلسه شرکت کنید. شاید شرکت در این جلسه اثری بر آیندهی کودکان یا دانشآموزان شما داشته باشد. تردید نکنید.ساعت ۱۷ سهشنبه ۲۰ مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهابزاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیائی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی (پیام تصویری) و علی دهباشی خیابان باهنر (نیاوران). روبهروی کامرانیهٔ شمالی، شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵، شهر کتاب نیاورانهادی صمدی
پستهای تلگرام — فلسفه علم
قسمت دوم #پادکست علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی جان سوئلر. این پادکست مانند نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شد با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات و اصطلاحات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. این پادکست مبتنی بر مقاله سال گذشته من در همین کانال علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی و فرآیندهای یادگیری در مغز انسان است. با ما همراه باشید. @cognitive_science_iran
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی📝عنوان: Fatalism and Infallibility🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است.@philosophyofscience🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی👈سخنران: آقای دکتر آرش اباذری، دانشگاه بیلکنت📝عنوان: نقش رهایی بخش تکانه های بدنی: آدرنو در برابر فیشته🗓زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است.@philosophyofscience
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی👈سخنران: آقای دکتر آرش اباذری، دانشگاه بیلکنت📝عنوان: نقش رهایی بخش تکانه های بدنی: آدرنو در برابر فیشته🗓زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است.@philosophyofscience
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی📝عنوان: Fatalism and Infallibility🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است.@philosophyofscience
🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانیℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجههای انتقادی، روششناختی و سنجشگرانه با سیر تحول اندیشهها در بستر تاریخی و اجتماعی آنهاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته میشود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز میگردد، با فارابی و ابنسینا قوام مییابد، در اندیشههای ابنرشد و سهروردی ابعاد تازهای پیدا میکند، در حکمت متعالۀ ملاصدرا به کمال میرسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود میشود.اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلانروایتها و بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری، چه بصیرتهای تازهای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت.این رویداد با هدف گشودن همین افقهای نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجستهترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بینالمللی برگزار میشود.بخش فارسی (حضوری-مجازی)💠«بازاندیشی در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی»👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشیچهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) در تهران🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️میان فلسفه و تاریخ: روشها و رویکردها در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️تاریخِ تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی🔗کسب اطلاعات بیشتربخش انگلیسی (مجازی)💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة»👥 با همکاری مرکز دینپژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان»پنجشنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی◀️بینشهای فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان🔗کسب اطلاعات بیشتر🎓 اعطای گواهی🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom👥 شبکهسازی و تعامل علمی📍 امکان اسکان برای شرکتکنندگان غیر تهرانی و امکان نگهداری از کودکان در بخش حضوری⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ 🌐 کسب اطلاعات بیشتر:◀️بخش فارسی◀️بخش انگلیسی🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید.#رویداد_انعکاس🔵@Inekas
بازنگری در رابطهی نئاندرتال و انسان خردمندتا همین اواخر، داستان رابطهٔ انسان خردمند و نئاندرتالها را میشد به شکلی نسبتاً ساده روایت کرد: انسان خردمند در آفریقا پدیدار شد، حدود پنجاه هزار سال پیش از آفریقا بیرون آمد، در اوراسیا با نئاندرتالها روبهرو شد، با آنها رقابت کرد و سرانجام جای آنها را گرفت. نئاندرتالها ناپدید شدند، اما بخشی از دی.ان.ای آنها در بدن انسانهای امروزی باقی ماند.پژوهشهای جدید این داستان را بهتدریج از نو مینویسند. پژوهشی که قبلاً در همین کانال معرفی شد نشان داد که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال احتمالاً یک برخورد کوتاه و یکباره در حدود پنجاه هزار سال پیش نبوده است. این دو جمعیت شاید در طول حدود دویست هزار سال، در چندین موج، بارها به یکدیگر نزدیک شده، با هم آمیزش کرده، و دوباره از هم فاصله گرفتهاند. انسان خردمند نیز احتمالاً بسیار زودتر از آنچه تصور میشد، از آفریقا خارج شده و در دورههای مختلف دوباره به آفریقا بازگشته است. در این رفتوآمدهای طولانی، جمعیتهای مختلف انسانتبار بارها با یکدیگر تماس پیدا کردهاند.این یافته بهتنهایی تصویر مهمی به ما میداد: نئاندرتالها و انسان خردمند دو جمعیت کاملاً جدا و بیارتباط نبودند و طی زمان بارها با یکدیگر آمیزش کرده بودند. بخشی از ژنهای انسان خردمند نیز وارد جمعیتهای نئاندرتال شده، یعنی جریان ژنتیکی فقط در یک جهت، از نئاندرتال به انسان امروزی، نبوده است. از سوی دیگر، جمعیت نئاندرتال احتمالاً از آنچه پیشتر تصور میشد کوچکتر بوده است. بنابراین، ناپدیدشدن نئاندرتالها شاید دیگر داستان یک «انقراض ناگهانی» نباشد و ممکن است جمعیتهای کوچک آنها بهتدریج در جمعیتهای بزرگتر انسان خردمند ادغام شده باشند.اما ژنها فقط بخشی از داستان را بازگو میکنند زیرا نمیگویند این تماس چگونه بوده است. آیا این دو گروه فقط گاهی با یکدیگر آمیزش میکردند؟ آیا در کنار هم زندگی میکردند؟ آیا با هم رقابت میکردند یا گاهی همکاری؟ آیا ایدهها و فنون نیز مانند ژنها از یک جمعیت به جمعیت دیگر منتقل میشد؟پژوهش اخیر مربوط به غار تینشمت در اسرائیل، به این پرسشها تا حدی پاسخ میدهد. شواهد باستانشناختی این محوطه نشان میدهد که گروههای مختلف انسانتبار در دورههای گوناگون با یکدیگر تماس داشتند، مرز میان این جمعیتها احتمالاً بسیار نفوذپذیرتر از آن چیزی بوده که زمانی تصور میکردیم. شباهت در فناوری ابزارسازی، شیوههای شکار و برخی رفتارهای نمادین نشان میدهد که این گروهها احتمالاً در یک جهان مشترک زندگی میکردند و از یکدیگر تأثیر میپذیرفتند. البته این به آن معنا نیست که نئاندرتالها و انسان خردمند همیشه در صلح و همکاری زندگی میکردند. احتمالاً رابطه انها ترکیبی از رقابت، همزیستی، تبادل و شاید در برخی موقعیتها همکاری بوده است. نکتهی مهم این است که دیگر نمیتوان آنها را دو جهان کاملاً جدا تصور کرد. ممکن است در برخی دورهها یک گروه از دیگری چیزی آموخته باشد، در دورهای دیگر بر سر منابع رقابت کرده باشند و در شرایطی دیگر افراد دو جمعیت با یکدیگر پیوند برقرار کرده باشند.پژوهش سوم، که به سازوکار شبکههای اجتماعی و جمعیتی مربوط میشود، لایهی دیگری به این تصویر اضافه میکند. اگر انسان خردمند و نئاندرتال هر دو با محیطهایی متغیر روبهرو بودند، شاید تفاوت سرنوشت آنها فقط به هوش، ابزار یا توانایی شکار مربوط نبوده باشد و به میزان انسجام درونگروهی آنها مرتبط باشد. بر اساس این پژوهش، انسان خردمند احتمالاً شبکههای اجتماعی و جغرافیایی گستردهتر و انعطافپذیرتری داشته است. وقتی شرایط محیطی تغییر میکرد یا منابع در منطقهای کاهش مییافت، ارتباط با گروههای دیگر میتوانست امکان جابهجایی، تبادل اطلاعات، یافتن منابع تازه و پیوندهای جدید را فراهم کند. نئاندرتالها نیز اجتماعی بودند و هرگز موجوداتی کاملاً منزوی نبودند، اما احتمالا شبکههای جمعیتی آنها در برخی دورهها ضعیفتر و شکنندهتر بوده باشد. در چنین شرایطی، بحرانهای اقلیمی یا کاهش منابع میتوانست برای جمعیتی کوچک و کمتر بههمپیوسته، پیامدهای بسیار شدیدتری داشته باشد.این سه پژوهش، در کنار هم، تصویری بسیار متفاوت از گذشته میسازند. پژوهش ژنتیکی به ما میگوید که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال طی دهها هزار سال تکرار شده است. پژوهش باستانشناختی نشان میدهد که این تماس احتمالاً فقط در سطح آمیزش جنسی و انتقال ژن نبوده، بلکه ممکن است با تبادل فناوری، رفتار و ایده نیز همراه شده باشد. و پژوهش سوم میگوید که در سرنوشت نهایی این دو جمعیت، میزان اتصال آنها به یکدیگر و توانایی آنها برای حفظ شبکههای گسترده نیز اهمیت داشته است.تا ببینیم پژوهشهای بعدی چگونه گذشتهی انسان را روشنتر میکنند.هادی صمدی@evophilosophy

