ماکان...داستان امیر نوح بن منصور و ماکان کاکوی در کتاب چهارمقاله نظامی عروضی آمده است. ماکان که مرد…
انتشار: 2026/07/24 13:59 UTCویرایش: 2026/08/01 00:08 UTCدریافت: 2026/08/15 03:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:05 UTC
ماکان...داستان امیر نوح بن منصور و ماکان کاکوی در کتاب چهارمقاله نظامی عروضی آمده است. ماکان که مردی دلیر و سرکش بود، از اطاعت نوح سر باز زد و چند شهر را گرفت. نوح تاش، سپهسالار خود را با هفت هزار سوار به جنگ ماکان فرستاد. در نهایت، ماکان کشته شد.بعد از پیروزی، تاش به اسکافی دبیر دربار گفت که پیامی به امیر نوح بفرستد و شرح واقعه دهد. اسکافی کاغذ کوچکی برگرفت و فقط یک جمله نوشت. در چهارمقاله نظامی اینطور آمده است:«پس اسکافی دو انگشت کاغذ برگرفت و بنوشت:اما ماکان فصار کاسمه و السلام.»از این ما، مای نفی خواست و از کان، فعل ماضی تا پارسی چنان بود که ماکان چون نام خویش شد. ماکان با ایهام ترجمه و تبادر ماکان عربی را تداعی میکند که به معنای نبود است. یعنی نیست.چند روزی است قصه پرغصه و داستان پر آب و چشم ماکان نصیری، برایم تداعی همین عبارت است. بعد از شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه، اثری از ماکان پیدا نشد. دو روز پیش هم که بازمانده پیکر این کودکان را دفن کردند، باز هم نشانی از ماکان نبود. گویی دیگر قرار نیست نشانی از ماکان در زمین بیابیم. ماکان تمامش جان شد و سوی آسمان پرکشید. مرغ بام ملکوت بود و دیگر نشانی از عالم خاکی ندارد.انگار اگر کسی از ماکان پرسید، باید همین را بگویم: اما ماکان فصار کاسمه و السلام!ماکان چون نامش شد و السلام!#مرتضی_براتی

