✅️ داروخانه بنگاه هست؛ اما در عمل گروگانِ ریسک سیاسی✍️ محسن اکبری، دانشآموخته اقتصاد✅️ کالابرگ را…
انتشار: 2026/07/31 05:37 UTCدریافت: 2026/08/02 09:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 09:27 UTC
✅️ داروخانه بنگاه هست؛ اما در عمل گروگانِ ریسک سیاسی✍️ محسن اکبری، دانشآموخته اقتصاد✅️ کالابرگ را سوپرمارکتها وقتی «نقدینگیشان به دیوار خورد» کنار گذاشتند؛ گفتند تسویه ۲۴ تا ۷۲ ساعته بود، شد چند هفته؛ ما هم نمیتوانیم از جیبمان به دولت/پیمانکار قرض بدهیم. اقتصاد بنگاه همین است: بدون جریان نقد، چراغ مغازه خاموش میشود.✅️ حالا بیایید همین آینه را بگیریم جلوی داروخانهها؛ جایی که سالهاست دارند همان کار را میکنند، با این تفاوت که اینجا تأخیرها «چند هفته» نیست؛ چند ماه است. داروخانه دارو را از پخش میخرد، حقوق و اجاره و مالیات میدهد، و بعد تازه نقش بانکِ نظام سلامت را بازی میکند: سهم عمدهای از هزینهی داروی بیمار را از سرمایه در گردش خودش جلو میاندازد تا بیمار نسخه بیمهایاش زمین نماند. طلبها هم روی هم مینشیند و عددها از «همت» رد میشوند.✔️ تا اینجای بحث، حرف همان است که همه میدانیم: بحران نقدینگی.✅️ اما یک نکته را کمتر میگویند؛ همان نکتهای که قیاسِ داروخانه با سوپرمارکت را نیمهکاره میگذارد:✅️ داروخانه فقط طلبکار نیست؛ در این بازی، “متهمِ آماده” هم هست.✅️ سوپرمارکت اگر کالابرگ را نپذیرد، یک تصمیم تجاری گرفته و نهایتاً مشتری میرود جای دیگر. اما داروخانه اگر نسخهی بیمهای را نپذیرد یا بگوید «آزاد»، ناگهان وارد منطقهای میشود که اقتصاد تنها عاملش نیست؛ یکباره پای بازرسی، تعزیرات، برچسبزنی رسانهای، اتهامِ عدم همکاری با طرحهای حمایتی، و فشار اجتماعیِ “بیمار را چرا راه ننداختی؟” وسط میآید.✅️ یعنی داروخانه علاوه بر اینکه باید کمبود پول را تحمل کند، باید هزینهی اجتماعی و اداریِ کمبود پولِ بیمه و دولت را هم بدهد. این همان سازوکار آشنای ماست: وقتی سیاستگذار نقدینگی ندارد، به جای حل مسئله، ریسک سیاسی را به آخرین حلقهی زنجیره منتقل میکند؛ حلقهای که هم جلوی چشم مردم است، هم دستش کوتاه است.✅️ پس اگر داروخانهها هنوز نسخه بیمهای میپذیرند، فقط داستان «تعهد حرفهای» نیست (هرچند هست و قابل احترام). بخشی از ماجرا این است که در این ساختار، گاهی هزینهی نپذیرفتن نسخه از هزینهی پذیرفتنش بیشتر میشود؛ نه در حسابداری، در میدانِ برخورد با نهادها و افکار عمومی.✅️ و همینجاست که باید به جای توصیههای اخلاقیِ تکراری، یک مطالبهی روشن گذاشت روی میز:۱) سقف زمانی الزامآور برای پرداخت مطالبات داروخانهها؛ نه “انشاءالله ماه بعد”. ۲) جریمه/بهره دیرکرد مثل هر بدهی تجاری؛ چون داروخانه صندوق صدقات نیست. ۳) ابزارهای واقعیِ تأمین مالی زنجیره دارو با تضمین بیمه/دولت، نه با مکیدن سرمایه در گردش داروخانه.✅️ تا وقتی این سهگانه اجرا نشود، داروخانهها همچنان «بنگاه» معرفی میشوند، اما در عمل گروگانِ تصمیمگیریهای بیپشتوانه میمانند: هم باید دارو بدهند، هم باید طلبشان را فراموش کنند، هم اگر یک روز نتوانستند، باید پاسخ بدهند که چرا چراغی را روشن نگه نداشتند که برقش را دیگران قطع کردهاند.✅️ آقایان! این اسمش سیاستگذاری نیست؛ انتقال بحران است، با مهر و امضا.@dastandarou



