🔵 مرثیهای برای صندلیهایی که هرگز پیر نمیشوند!✍ دکتر کیوان حسینی، متخصص جراحی عمومی و فلوشیپ انفو…
انتشار: 2026/08/06 08:38 UTCدریافت: 2026/08/08 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:00 UTC
🔵 مرثیهای برای صندلیهایی که هرگز پیر نمیشوند!✍ دکتر کیوان حسینی، متخصص جراحی عمومی و فلوشیپ انفورماتیک بالینی▫️ چه تلخ است آن سرزمینی که در آن، تقویم برای مردم ورق میخورد، اما برای بعضی کرسیها، زمان سالهاست از حرکت ایستاده است.▫️ آنجا که امانت، جامه میراث میپوشد؛ آنجا که مسئولیت، به اقامت بدل میشود؛ آنجا که صندلی، از صاحبش ماندگارتر مینماید، باید دانست که نخستین قربانی، نه قانون، که آینده است.▫️ قدرت، رود است؛ اگر جاری باشد، زندگی میآفریند و اگر در مردابِ ماندن متوقف شود، جز تعفنِ سکون، ثمری ندارد. هیچ چشمهای با ایستادن، زلال نمانده است و هیچ ملتی با تقدیسِ ماندگاری، به قله عزت نرسیده است.▫️ چه شگفتا که قانون، بر شانههای کارگر بیرحمانه فرود میآید؛ معلم را به موعد بازنشستگی فرا میخواند؛ پزشک و کارمند را به پایان خدمت میرساند؛ اما چون به تالارهای بلندِ تصمیم و اتاقهای سنگینِ تدبیر نزدیک میشود، ناگهان صدایش در گلو میشکند؛ گویی برخی آستانهها، حتی از عبور قانون نیز مصون ماندهاند.▫️ آیا تاریخ، سند مالکیت کسی بوده است؟ آیا فردا، وقف نامی خاص شده است؟ مگر خورشید هر بامداد، از یک پنجره طلوع میکند؟▫️ آنان که سالیان دراز، کلید فردای مردم را در مشت نگاه داشتهاند، اگر لحظهای در آینه تاریخ بنگرند، خواهند دید که بزرگترین فرمانروایان نیز سرانجام، تنها نامی در حاشیه کتابها شدند؛ اما ملتها ماندند، زمان ماند و آینده، راه خویش را گشود.▫️ اندیشه نیز چون خون است؛ اگر در رگهای جامعه گردش نکند، مرگ از درون آغاز میشود. نسلهای تازه را نمیتوان تا ابد پشت درهای بسته نگاه داشت و سپس از آنان انتظار معجزه داشت. هیچ نهالی زیر سایه بیپایان سروهای کهنسال، قامت به آسمان نخواهد رساند.▫️ چه بسیار کسانی که گمان بردند نبودشان، فروپاشی جهان است؛ اما جهان، حتی لحظهای برای هیچکس درنگ نکرد. تاریخ، با کسی پیمان جاودانگی نبسته است. آنچه میماند، نه نام صاحبان قدرت، که آثار خدمت آنان است.▫️ شکوه یک مسئول، در آن نیست که آخرین نفر از اتاق بیرون برود؛ شکوه او در آن است که پیش از آنکه زمان، دستش را بگیرد، خود با وقار برخیزد، کلید امانت را بر میز بگذارد و راه را برای نسلی بگشاید که سالهاست چشم به در دوخته است.▫️ زیرا هرگاه صندلی، از صاحبش عزیزتر شود، سقوط آغاز شده است؛ و هرگاه ماندن، فضیلت شمرده شود و کنار رفتن، شکست، باید دانست که زنگ خطر، نه برای یک اداره و یک نهاد، که برای آینده یک ملت به صدا درآمده است.▫️ و سرانجام، حقیقتی هست که هیچ قدرتی توان خاموش کردنش را ندارد:▫️ هیچ کرسی، از قانون بلندتر نیست؛ هیچ نامی، از ملت بزرگتر نیست؛ و هیچ انسانی، آنقدر ماندگار نیست که آینده، در غیاب او از حرکت بازایستد.پالنا / اینستاگرام / روابط عمومی@pezeshkanghanon



