تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 00:41 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3

مجموعه آموزشی سازه 808 پیشرو در آموزشهای نوین مجازیگروه پرسش و پاسخ هاي مرتبط با مطالب اين كانال:https://t.me/joinchat/BzgBxzvKchzXHfvTGfNLRA
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 3 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
*کافیست خودتان را درون موقعیت تصور کنید...* تصور کنید با انسانی دیگر در موقعیتی دشوار برای عبور از صخره ای خطرناک همسفر هستید که هر آن امکان سقوط در آن برای هر دو شما است به علاوه هر حرکتی از سوی شما میتواند شانس بقا یا سقوط طرف مقابلتان را افزایش دهد. در این حالت اگر نفر مقابلتان دستش را برای کمک به سمت شما دراز کرد چه میکنید؟آیا پیش خودتان نمیگویید این همانی بود که تا دیروز تا حرفی میزدم بر رویم اسلحه می کشید و با زور صدای مخالف اش را خفه می کرد؟اگر امروز نجاتش دادید ولی بعد تغییری نکرد و آنرا تنها به لطف خدای خودش جا زد چه؟و یا اگر تنها از حضور شما در این موقعیت به عنوان سپری انسانی برای حفظ جان خود استفاده کرد چه؟یا اینکه صرفا به خاطر انسانیت خودتان آن لحظه به هیچ چیز جز نجات جان یک انسان نمی اندیشید؟پرندگانی در آسمان در حال پرواز هستندپرندگانی که به قول هیچکاک نشانه ای از بلایای طبیعی هستند که ما انسان ها آنها را طبیعی در نظر گرفته و از نعمات زنده بودمنان روی زمین غافل شده ایم و حالا طبیعت انتقام خود را با *زلزله * از ما میگیرد. زلزله هایی که به قول ژان ژاک روسو ناشی از خروج ما از وضع طبیعی اند. این پرندگان به قول دافنه دوموریه همان تصویر هواپیما های بمب اندازی هستند که توسط خود بشر ساخته شده و حالا وسیله ای برای انتقام آن از یکدیگر شده تا طی جنگ جهانی دوم بر روی شهر ها بمب رها کنند. اما در مواجهه با این پرندگان جفت شما انسان های روی صخره که حالا در این موقعیت مشترک هستید چه میکنید؟در نمایشنامه نویسی ژانری است با عنوان سیتواسیونیست یا همان موقعیت گرایی که از سارتر و گی دوبور جامعه را به مثابه جامعه نمایش تصویر میساختند که در آن هریک از انسان ها در درون موقعیتی که قر ار دارداز خود عاملیت اجتماعی نشان میدهد.انسان ها در موقعیت های اجتماعی تعریف می شوند. در این حالت ها است که در معرض آزمون «کرگدن» شدگی ، «مسخ» شدگی و یا «کوری» قرار میگیرند.ما از شانس تمرین برای آمادگی قرار گرفتن در این موقعیت ها برخورداریم تا از قبل تصور آنرا بکنیم که چه بکنیم و ادبیات تنها راه اتصال ما به به این موقعیت های تخیلی قبلا تجربه شده است تا ما را برای امروزمان آماده کند.بسیاری از ما به دلایلی که همه میدانیم تا قبل از جنگ 40 روزه ترجیح میدادیم سکوت کنیم چون اولا وضعیت مجهول بود و دوما هنوز در درون موقعیت مربوطه قرار نگرفته بودیم تا اظهار نظری عقلانی کنیم. جغد مینروا سعی میکند تا در پس از حوادث تاریخ تحلیل دیالکتیکی خود را در شبانگاه تاریخ بعد از وقوع حوادت ارائه دهد. تحلیلی جامعه شناسانه که از بررسی تمامی فرمول های پیشین تجربه شده در تاریخ نشئت میگیرد.این بار هم در آستانه جنگ بعدی هستیم که یعنی مجددا آغاز سکوت و تنها مشاهده عینی صفحات جدیدی از تاریخ معاصر کشورمان که در پیش چشم ما در حال اجرا است. این آخرین پست تحلیلی من در مقطع فعلی است و امیدوارم ملت ایران در آرامش و امنیت بتوانند این مرحله را هم پشت سر بگذرانند.مجتبی اصغریمحقق اقتصاد مسکن، نمایشنامه نویس و مدیر شبکه اجتماعی مهندسان صنعت ساختمان 808@Civil808_Admin
سال ها پیش بعد آشنایی با مرحوم مهندس معین فر از طریق ایشان با انجمنی از مهندسان ساختمان(اسم نمی آورم) آشنا شدم که ظاهرا بعد تاسیس توسط ایشان(در قبل از انقلاب) خود ایشان در آن فعالیتی نداشتند و سال ها بود که اسم ثبت شده این انجمن خاک خورده بود و تنها توسط تعدادی از پروفسورهای عزیز به محفلی خانوادگی برای دورهمی های آخر هفته اشان تبدیل شده بود.خلاصه بعد چند فعالیت همایش و دوره و این ها که برای این انجمن با اطلاع رسانی در Civil808 برگزار کردم قدری این محفل گرم شد و چند تا جوان هم به پاتوق این آقایان اضافه شد. اما از آنجا که عزیزان پیشکسوت ما تاب تحمل این حجم از جوان گرایی را نداشتند و آن را تهدیدی برای محفل خانوادگی خود میدانستند از جلسه مجمع عمومی خود با هم قرار گذاشتند که همه با هم متحد شوند و نگذارند که فلانی(یعنی بنده) در هیئت مدیره انجمن نفوذ کنم! غافل از اینکه بنده اصلا هیچوقت حتی کاندیدا هم نشده بودم و ابراز تمایلی هم برای این قبیل کارها نداشتم.خلاصهاین را گفتم که الان برای یک عده ای روشن شود که چرا این لحظات حساس از چپ مقاومتی و این ها حرفی زدمدیروز که از مرحوم مصدق نوشتم برای این بود خود زمانی یار رفیق قدیمی او یعنی مرحوم معین فر و سایر هم اندیشان آنها بوده ام اما همین دیروز یکی پیغامی فرستاد برایم با نام جبهه ملی استان تهران و این حرف ها که یعنی آقا این مصدق را ما قبلا صاحابش شدیم شما لازم نکرده بیای این سمت.همچنین دیروز در گروه مرحوم رئیس دانا (که در زمینه اقتصاد مسکن یکی از محققین پیشکسوت به شمار می آیند) در تلگرام هم متن خود را همزمان با ده ها گروه و کانال دیگر بازنشر کردم که آنجا هم اتفاقا یکی از قدیمی های اکثریت با لحنی دشنام گونه پیام فرستاد که بله ما هستیم و خلاصه مرگ بر استعمارگر و ...خلاصه بگم این مساله جدید نیست. در جمهوری اسلامی برای اینکه این قبیل اسم های خطرناک تهدیدی وجودی برای رژیم حاکم به وجود نیاورد سال ها است که با نفوذ در هیئت مدیره های این قبیل محافل عملا آنها را اخته کرده اند و ملی گرایی و چپ گرایی را همچون اصلاح طلبی واژه هایی ساختند که در این سرزمین برایشان مالکیت بی خطر ساختند.بنابراین من با افتخار میگویم اهل هیچگونه از این گروه ها نبوده و نیستم و اساسا دیدگاهم در بسیاری جهات با این افراد در تناقض است.بله مثل همان انجمن مهندسان ساختمانی که حدودا 14 سال پیش تجربه ای با آن دوستان داشتم این بار تنها به این بسنده میکنم که اگر ما سیب زمینی نیستیم و جز پاتوق کردن محافل امان قرار است از این بار اطلاعات و تجربه امان روزی در عمل استفاده کنیم آن روز همین امروز است.مجتبی اصغری@Civil808_Admin
بحران سوئز--تنگه هرمز از تجربه تاریخی علیه سکوت امروز چپ مقاومتیبحران امروز از جهاتی دقیقا مشابه الگوی قبلی تاریخی خود در بحران سوئز در سال 1956 میباشدبحرانی که بر سر تصاحب مالکیت و بستن تنگه (کانال سوئز) رخ داد.منتها میدانیم که کانال سوئز با تنگه هرمز تفاوت ها دارد.اما آنچه اهمیت دارد امروز به آن دقت کنیم مواضع روشنکفران در آن زمان نسبت به این بحران و انقلابی که در پی آن با دخالت شوروی برای سرکوب آن در مجارستان رخ داد است.این رویداد به اولین شکاف بین روشنفکران در کل دنیا نسبت به مواضع شوروی از بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل شد و از این نظر دقت به جزئیات آن برای فهم تاریخی امروزمان بسیار مهم است.نبایست مواضع ضد امپریالیستی را با مواضع دخالت نیروی خارجی برای سرکوب یک انقلاب مردمی (سال 1956 در مجارستان و امروز در ایران) اشتباه گرفت.آنهایی که امروز دم از واژه پوسیده چپ مقاومتی میزنند و در زیر امنیت رژیم، خود را قایم کرده اند و تنها با لفظ توده خاطره بازی میکنند و به سر سایرین می زنند که ما در حال مبارزه با امپریالیسم هستیم توجه کنند که دقیقا در حال ارتکاب همان اشتباهی هستند که سال 1956 برخی در حمایت از توتالیریسم استالین خشونت دخالت او در سرنوشت مردم مجارستان را با نام مبارزه با امپریالیسم توجیه میکردند.خیر زمان این نوع ژست گرفتن های بی خطر گذشته است. زمان آزمون است. اینکه چه کتاب هایی در قفسه خانه ات داری و چه ها نوشته ای معیار نیست اینکه امروز در این لحظه حساس چه تصمیمی اتخاذ میکنی مهم است.دست از این واژه احمقانه چپ مقاومتی بر دارید و به سرنوشت یک ملت زجر کشیده توجه کنید.چپ توده ای که 47 است بزدلانه چشم و گوش خود را بسته است و به سنگ اندازی در مقابل میل و اراده ملت ادامه میدهد و از نقد در سینما گرفته تا تعیین تکلیف اجازه نشر کتاب ها و هر نوع محصول فرهنگی تنها به وسیله ای برای سرکوب و دشنام گویی به هر صدای مخالف درون کشور متفاوت از خود تبدیل شده است تا یک تنه پز آنرا بدهد که بله در حال مبارزه با امپریالیسم هستیم!خیر.مبارزه با امپریالیسم راه و اصول خودش را دارد نه اینکه اینجوری وحشی بازی در بیاوریم و کل جهان را با هم متحد کنیم علیه ما.اصلا این چه تصور احمقانه ایست که فکر کردید اینجوری میشود با امپریالیسم مبارزه کرد.خیر این بستن تنگه هرمز ربطی به امپریالیسم ندارد تنها به پوتین ربط دارد که حالا بتواند جبران جنگ خودش را اینجا با هزینه ملت ایران بر سر آمریکا و متخدانش در بیاورد و این دسته افراد هم شده اند سیاهی لشکر سرباز پوتین در داخل خاک ایران که حالا با ظاهر میهن پرستی این اراجیف را با نام چپ مقاومتی بیرون بدهند.آلبر کامو یک سال بعد از سرکوب خونین قیام مردم مجارستان، در پیامی به نشست نویسندگان مجار در لندن نوشت:«رژیمهای توتالیتر متحدانی بهتر از فراموشی و خستگی ندارند. پس دستور کار ما بدیهی است: حافظه و پایداری.»مجتبی اصغری@Civil808_Admin