آورده ام شفیع دل زار خویش راپندی بده دو نرگس خونخوار خویش راای دوستی که هست خراش دلم ز تومرهم نمید…
انتشار: 2026/08/16 07:20 UTCدریافت: 2026/08/16 16:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 16:05 UTC
آورده ام شفیع دل زار خویش راپندی بده دو نرگس خونخوار خویش راای دوستی که هست خراش دلم ز تومرهم نمیدهی دل افگار خویش را؟مُردم که نازکی و گرانبار میشویجانم که بر تو میفگند بار خویش را؟از رشک چشم خویش نبینم رخ تو منتو هم مبین در آینه رخسار خویش راآزاد بندهای که به پایت فتاد و مردو آزاد کرد جان گرفتار خویش رابنمای قدّ خویش که از بهر دیدنتسر بر کنیم بخت نگونسار خویش راسرها بسی زدی سر من هم زن از طفیلاز سر رواج ده روش کار خویش رادشنامی از زبان توام می کند هوستعظیم کن به این قدری یار خویش راچون خسرو از دو دیده خورد خون، سزد، اگرسازد نمک دو چشم جگر خوار خویش را@Kaaffeh🕯#امیرخسرو_دهلوی
