در میکده آنرا که به کف جام شراب استعیبش مکن ار شام و سحر مست و خراب استبرداشتن از می نتواند سر خود…
انتشار: 2026/08/14 16:12 UTCدریافت: 2026/08/15 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 10:30 UTC
در میکده آنرا که به کف جام شراب استعیبش مکن ار شام و سحر مست و خراب استبرداشتن از می نتواند سر خود رااز باده هوا در سر آن کو چو حباب استسر رشته کارش کشد آخر به خرابیهر مست که افتاد درین دیر خراب استمیکشی می کوثر ز کف حور بهشتیدر دوزخ مخموریت ای دل که عذاب استدر دیر فنا جام یقین جوی که مطلوباز پرده پندار تو بر بسته نقاب استای مغبچه چون روی تذروست عذارتزانروی که چون خون تذروت می ناب استاین دور به یک چشم زدن گشته دگرگونای عمر به رفتن ز بر ما چه شتاب است؟در میکده گر غرق میم توبه شکستهای شخ ز ما در گذران عالم آب استفانی چه شوی شیفته دهر که کونیندر دشت فنا جمله نمودار سراب است@Kaaffeh🕯#امیرعلیشیر_نوایی
