تا سیل نزائیده ز رگبار حوادثبرخیز که خود را پناهی برسانیماین کاغذ رنگین ببر ای دوست به بازاریک شیشه…
انتشار: 2026/08/14 05:32 UTCدریافت: 2026/08/14 21:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 21:38 UTC
تا سیل نزائیده ز رگبار حوادثبرخیز که خود را پناهی برسانیماین کاغذ رنگین ببر ای دوست به بازاریک شیشهٔ می گیر که دل سوختگانیمآدینه و ابر است و جهان تنگ و دلم تنگبرخیز که تا داد دل از غم بستانیمبا جام نخستین چو شود گرم رگ و پیاز چنگ زمستان ستم دل برهانیمگیریم ز لب مُهر خموشی به دوم جاموز جام سوم پردهٔ اندوه بدرانیمو ز چهارم و پنجم چو گذر کرد شمارهسرمست(من) از (ما) نشناسیم و ندانیمیا به شود احوال و بگوئیم و بخندیمیا بیش شود غصه و اشکی بفشانیم@Kaaffeh🕯#عماد_خراسانی
