چرا برخي نابغه ها مهاجرت نمیکنند حتی با وجود مشکلات؟ يكي شايد به دليل وابستگی عمیق به بستر فرهنگی…
انتشار: 2026/07/31 02:31 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/12 18:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 18:02 UTC
چرا برخي نابغه ها مهاجرت نمیکنند حتی با وجود مشکلات؟ يكي شايد به دليل وابستگی عمیق به بستر فرهنگی و زبانی:· نابغهها معمولاً با ظرافتهای زبانی، شعر، طنز، و تاریخ فکری عمیقی رشد کردهاند و انتقال این «شبکهٔ معنایی» به زبان و فرهنگ دیگر بسیار برايشان سخت است. در کشور جدید، ممکن است بهخوبی نتوانند شوخی کنند، عمق مفاهیم را منتقل کنند، یا همان تأثیر را بگذارند.دوم شايد بخاطر زیستبوم فکری خاص. در واقع بسیاری از افراد اهل تفكر عميق در دل مشکلات و تناقضات جامعهی خود رشد میکنند. أنها اهل كارگري براي ديگران به سبك برده داري نوين علمي نيستند. دقیقاً به خاطر اينه كه کارگر نیستند؛ خالقاند، متفکرند، یا مشکلگشا. کارگري علمي يعني كسي كه یک وظیفهٔ مشخص و تکراری را انجام میدهد. مثل يك پژوهشگر ساده. اما افراد اهل تفكر عميق معمولاً به دنبال حل مسائل بنیادین، کشف الگوهای جدید، یا خلق معنا است.براي همين خيلي افراد معمولي مدرك دانشگاهي ميگيرن و دنبال چاپ يكي دوتا مقاله هستند كه صرفا مهاجرت كنند (نمونه هاي اين افراد با من كار كردند و اصلا اهل علاقه به فيزيك نبودند و تقريبا خلاقيتي هم نداشتند. طوري بود ايده رو بايد بهشون ميگقتي و حتي بعضا كد شبيه سازي رو بهشون بايد داده ميشد و اونا عين ي كارگر نتايج رو گزارش ميكردند ).ي نمونه عام و ساده براي مثال زدن به عنوان يكي از اين نابغه ها در فوتبال عادل فردوسي پور هست. به نظر من اگر به كشوري ديگه اي بره به اون صورت موفق و راحت هم نخواهد بود. براي همينم خودش سعي ميكنه با تمام مشكلات كه هست كارش رو انجام بده و عشق كنه با علاقش هر جوري شده.نمونه روشن ديگه در فيزيك هم دكتر ستاره بود. ازاد بود كه ايده هاي خودش رو داشته باشه و روش كار كنه تا يك پروژه مشخص كه بهش داده بشه.





