دیروز درحالیکه آقای تعمیرکار ماشین لباسشویی داشت پنلش رو برای دومین بار در این هفته باز میکرد که ب…
انتشار: 2026/08/12 08:30 UTCدریافت: 2026/08/14 10:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:25 UTC
دیروز درحالیکه آقای تعمیرکار ماشین لباسشویی داشت پنلش رو برای دومین بار در این هفته باز میکرد که بفرسته نمایندگی تعمیر کنن، دیدم پوستهی ضخیمی از کنج سقف خونه، مثل پوست خربزه، آویزون شده. ظاهرا از حموم طبقه بالایی نم داده. خودشون هم تا آخر تعطیلات نیستن.حس میکنم خونه پس از بمبارانهای جنگ تازه داره قولنج میشکونه و ترسها و دردهاش رو دونه دونه بروز میده.نگاه نکن داستانی و شاعرانه حرف میزنم ازش. اعصابم بشدت خرده از اینهمه خرابی و نیاز به تعمیر پشت سر هم.دکتر رفتنهای خانوادگی و چیزهای کشفشدهی جدید و دستگاههای پزشکی مورد نیاز بیماری که ضرورتا خریدیم که بماند.