ریگ روان در بعضی قسمتها چقدر دردناکه حالم بد میشه از تصور اونهمه قساوت تعرض در زندان به یک معلول .…
انتشار: 2026/07/27 09:44 UTCدریافت: 2026/08/04 13:43 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 13:43 UTC
ریگ روان در بعضی قسمتها چقدر دردناکه حالم بد میشه از تصور اونهمه قساوت تعرض در زندان به یک معلول ... ریگروان استیو تولتز #کتابی_که_این_روزها_می_شنومدر یک کلام،هولناکه.باید ساعتها گریهش کنم.مردی در استرالیاست. وسط زندگی پادرهوا، هیپیگری، دراگ، زن، سرخوشیهای جهان اولی... ولی من تمام مدت یک خاورمیانهای بیبخت و اقبال میبینمش که داره با خدای ناظر بر خاورمیانه( با تمام ویژگیهای مصیبتبارش) بحث و جدل میکنه و به نتیجهای همنمیرسه.بچهش مرده به دنیا میاد، با بچهی مرده دهها عکس آتلیهای میگیرن که آرزو به دل نشن، به حرم تعرضی که نکرده، سالهای سال مورد شماتت و نفرت اطرافیانه. دوست دخترش از این وضعیت ترانه مینویسه و میخونه. تصادف میکنه و فلج میشه و در اقصینقاط بدنش دچار بیماری و نقصهای دردناک میشه، این بار دو دوست دختر سابق و سابقتر با هم میان بالای سرش ، یکی ترانهمینویسه ازش و دیگری عکاسی میکنه تا در مسابقات عکاسی جایزه ببره. و خیلی رفتارهای زننده و مهوع دیگه که باید در جریان خوندن کتاب متوجهش بشی...هر کدوم از بدبیاریهاش رو میشه تاویل کرد به وضع انسانخاورمیانهای و به یک ور خالق جهاننبودنِ رنجهایی که متحمل میشه.اسم مادر مردی، لیلاست. میترسم آخرش دربیاد مهاجرانی از خاورمیانه بودن که رفتن استرالیا. 😵💫ریگ روان استیو تولتز #کتابی_که_این_روزها_می_شنومریگروان رو خیلی خیلی بیشتر از جزء از کل پسندیدم. واقعا دوست داشتم.