دختر دوستم گفت: عمو عروسکم تو حیاطه، عمه ساحل گفته تو باغ شبا هیولاست نرو.بردمش تو باغ همه جا رو نش…
انتشار: 2026/08/12 11:39 UTCدریافت: 2026/08/13 15:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:06 UTC
دختر دوستم گفت: عمو عروسکم تو حیاطه، عمه ساحل گفته تو باغ شبا هیولاست نرو.بردمش تو باغ همه جا رو نشونش دادم و گفتم دیدی هیولا نیست؟رسیدیم ته باغ، یه لحظه بچه رو گم کردم نور رو انداختم دم کلبه خرابه بچه با عروسکش ایستاده بود نگاهم میکرد، دستشو گرفتم برگردیم، پرسیدم تو تاریکی چجوری پیداش کردی؟ گفت مگه شما ندادیش بهم؟گفتم اره بیا بریم تو ویلا، گفت نه من به همینجا تعلق دارم تو برو،گفتم یعنی چی؟ بیا بریم بخوابیم، گفت ما شبا نمیخوابیم،دیدم دیگه داره ترسناک میشه، گفتم بیا بریم تو بابات نگران میشه گفت بابای من اینجا نیست تو آسموناست، گفتم عمو بیا بریم اینجا هیولا داره، گفت هیولا منم، یهو یه جیغ بلند زد، منم از ترس داد زدم همه با ترس پریدن بیرون،یهو گفت عمو شوخی کردم نترس نترس،با گریه بغلش کردم.قشنگ قبض روح شدم :))))✍تنهای وحشی
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- پارس توییت · تطابق دقیق — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۶
- HajiLand | حاجی لند · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۷:۴۹
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند


