❖حتما بخون ....جوانی می گوید: با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت.از هم جداشدیم. شب به تخت خوابم رفتم…
انتشار: 2026/08/16 07:05 UTCدریافت: 2026/08/16 08:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 08:25 UTC
❖حتما بخون ....جوانی می گوید: با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت.از هم جداشدیم. شب به تخت خوابم رفتم.به خدا قسم اندوه قلب و عقلم را فرا گرفته بود...مثل همیشه سرم را روی بالش گذاشتم. چون هر وقت غم ها زیاد می شوند با خواب از آنها می گریزم...روز بعد از دانشگاه بیرون آمدم و موبایلم را جلو در دانشگاه در آوردم و پیامی برای پدرم نوشتم تا به این وسیله از او دلجویی کنم. در آن نوشتم:شنیدم که کف پای انسان از پشت آن نرمتر و لطیف تر است.آیا پای شما به من اجازه می دهد که با لبم از درستی این ادعا مطمئن شوم؟به خانه رسیدم و در را باز کردم. دیدم پدرم در سالن منتظر من هست و چشمانش اشکبار هست...پدرم گفت: اجازه نمی دهم که پایم را ببوسی ولی این ادعا درست است و من شخصا بارها آن را انجام دادهام.وقتی کوچک بودی کف و پشت پای تو را می بوسیدم.اشک از چشمانم سرازیر شد...یک روز پدرتان از این دنیا می رود ...قبل از این که او را از دست دهید به او نزدیک شوید... اگر هم از دنیا رفته است یادش را گرامی دارید و بر او رحمت و درود بفرستید..
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- " متن های زیبا " · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۱
- 💙کانال به عشق پدر💙 · تطابق دقیق — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۲۵
- ♥️س̾ل̾ط̾ا̾ن̾ ق̾ل̾ب̾م̾ م̾ا̾د̾ر̾م̾♥️ · تطابق دقیق — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۵۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند