نگذاریم جنگ را به خانه‌هایمان بیاورندجنگ را معمولاً با صدای انفجار و موشک به یاد می‌آوریم؛ اما جنگ همیشه در میدان نظامی ادامه پیدا نمی‌کند. تجربه ما در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد آمریکا و رژیم صهیونیستی وقتی در میدان نظامی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند، میدان نبرد را عوض میکنند. افکار عمومی، ادراک مردم و مهم‌تر از همه، رابطه مردم با یکدیگر بهترین میدان برای این دو رژیم است.به نظرم امروز باید بیش از هر چیز مراقب همین نقطه باشیم: اختلاف انداختن میان مردم.جامعه ایران کم اختلاف ندارد. درباره سیاست، اقتصاد، حجاب، جنگ، ۱۸ و ۱۹ دی و تقریباً هر موضوع دیگری می‌توانیم با هم اختلاف نظر داشته باشیم. این اتفاق نه عجیب است و نه لزوماً خطرناک. خطر از جایی شروع می‌شود که اختلاف نظر تبدیل به دشمنی شود؛ وقتی دیگر نپرسیم «چه اتفاقی افتاده؟» و بپرسیم «تو طرف کدام طرفی؟»۱۸ و ۱۹ دی دقیقاً از همین منظر برای من مهم است. فارغ از اینکه درباره آن وقایع چه قضاوتی داریم، این ماجرا ظرفیت بالایی برای تبدیل‌شدن به یک مرزبندی اجتماعی دارد. اگر یک حادثه سیاسی به نشانه هویتی تبدیل شود، آدم‌ها دیگر درباره یک اتفاق بحث نمی‌کنند؛ درباره خودشان و دیگری موضع می‌گیرند.نمونه‌های دیگری هم این روزها زیاد دیده می‌شود. ویدئوهای دعوای زنان باحجاب و بی‌حجاب را ببینید. مسئله فقط حجاب نیست. چیزی که مدام دیده و بازنشر می‌شود «دعوا»ست. امر به معروف و تذکر، گفت‌وگو و رفتار عادی دیده نمی‌شود؛ درگیری دیده می‌شود. به تدریج تصویری از جامعه ساخته می‌شود که انگار هر زن باحجاب در مقابل هر زن بی‌حجاب ایستادهr است.این تصویر اما قطعاً واقعیت جامعه نیست؛ اما اگر زیاد تکرار شود، می‌تواند روی واقعیت اثر بگذارد.ماجرای اخیر قتل یک مداح هم از همین منظر قابل توجه است. من درباره شخصی یا غیرشخصی بودن انگیزه این قتل قضاوتی ندارم و معتقدم باید منتظر روشن‌شدن واقعیت ماند. اما نحوه مواجهه بخشی از رسانه‌ها با این حادثه، فارغ از اصل ماجرا، حرفه‌ای نبود. حادثه‌ای که هنوز ابعادش روشن نشده، خیلی زود در چارچوب‌های سیاسی و هویتی روایت شد و دوباره همان دوگانه‌های آشنای «ما و آنها» را فعال کرد.حتی اگر این قتل کاملاً شخصی بوده باشد، باز هم باید از خودمان بپرسیم چرا اجازه می‌دهیم یک حادثه شخصی این‌قدر سریع به یک مسئله اجتماعی و سیاسی تبدیل شود؟این همان جایی است که رسانه مسئولیت دارد.امروز برای دو قطبی‌شدن جامعه الزاماً به یک اتاق فرمان پیچیده نیاز نیست. کافی است یک ویدئوی دعوا منتشر شود، طرف مقابل برای پاسخ‌دادن آن را بازنشر کند، رسانه‌ای آن را برجسته کند و چند هزار نفر درباره‌اش خشمگین شوند. هرکس تصور می‌کند در حال پاسخ دادن به طرف مقابل است، اما در مجموع، همه دارند یک چیز را بیشتر می‌کنند: خشم.برچسب‌هایی که این روزها روی شیشه خودروها در موضوع ۱۸ و ۱۹ دی دیده می‌شود هم از همین منظر قابل تأمل است. اینکه مردم نظرشان را بیان کنند، حق آنهاست؛ اما وقتی اختلاف سیاسی وارد زندگی روزمره می‌شود و آدم‌ها از روی یک برچسب، یکدیگر راب دسته‌بندی می‌کنند، باید نگران بود.جامعه به اندازه کافی مسئله دارد. لازم نیست اختلاف‌هایش را به کینه تبدیل کنیم.من به عنوان کسی که حوزه مطالعاتی ام ارتباطات است، فکر می‌کنم امروز یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه، نه صرفاً اطلاع‌رسانی، بلکه ممانعت از تبدیل اختلاف به خصومت اجتماعی است.قرار نیست همه شبیه هم فکر کنند. قرار نیست درباره حجاب، سیاست یا وقایع دی‌ماه هم‌نظر باشیم. اتفاقاً جامعه زنده، جامعه متکثر است.اما نباید اجازه بدهیم کسی کاری کند که همسایه، همکار، دوست یا حتی عضو خانواده‌مان را به چشم «دشمن» ببینیم. این همان بعثتی است که اتفاق افتاده و دشمن میخواهد آن وحدت مقدس را از بین ببرد.در جنگ، شکست‌دادن دشمن یک مسئله است؛ اما گاهی پیروزی دشمن در این است که کاری کند ما خودمان با یکدیگر بجنگیم.نباید جنگ را به خانه هایمان بیاوریم.عباس سیاح طاهری @osyaan