دلایل صلح امام حسن علیهالسّلام (قسمت ۱) امام مجتبی علیهالسّلام در زمانی بر سر کار آمدند و بار س…
انتشار: 2026/07/22 09:05 UTC
دلایل صلح امام حسن علیهالسّلام (قسمت ۱) امام مجتبی علیهالسّلام در زمانی بر سر کار آمدند و بار سنگین امامت بر دوش آن بزرگوار قرار گرفت، که دورانهای تلخ چهارونیم سالهی حکومت و خلافت امیرالمؤمنین علیهالسّلام زمینهی بسیار نامساعدی برای خلافت امام مجتبی علیهالسّلام فراهم کرده بود. ◾️ چگونگی شرایط حکومت و خلافت امیرالمؤمنین علیهالسّلام↩️ امیرالمؤمنین علیهالسلام که سردار رشید پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و سپاه اسلام بودند؛ با آن همه افتخارات و آن همه تأکیدات و تأییداتی که از جانب پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم داشتند؛ در چهارسال و چندماهی که به قدرت ظاهری رسیدند، دیدیم که چه شد! هنوز اندک زمانی از بیعت با امیرالمؤمنین علیهالسّلام گذشته بود، که توطئهی ماجرای جنگ جمل طرّاحی شد. عایشه که از دیرباز کینهی امیرالمؤمنین علیهالسّلام را در دل داشت، به میدان آمد و علیرغم اینکه قرآن کریم در سورهی احزاب به صراحت به زنان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم امر کرده است: «وَ قَرْنَ فِی بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْاُولىٰ»: ای زنان پیغمبر! در خانههایتان قرار و آرام بگیرید و مثل زنان جاهلیت نخستین خودتان را در جامعه عرضه نکنید و به میدان جامعه نیایید. علیرغم این امر صریح قرآن کریم و علیرغم نهیهایی که پیغمبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به عایشه کردند (احادیث آن مفصّل است و اکنون نمیخواهیم وارد آن بحث شویم)؛ عایشه به میدان آمد و فتنهگریهایش را حول خونخواهی خون خلیفهی سوم سازماندهی کرد. بنیامیّه هم او را یاری میکردند. #طلحه و #زبیر هم که سابقهی شناخته شده و مثبتی در دوران پیغمبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم داشتند؛ به دلیل آلوده شدن به رفاه و اشرافیت، نمیتوانستند عدالت علوی را تحمّل کنند؛ که حضرت علی علیهالسلام آنها را همسطح بقیّهی مردم تلقّی کنند. انتظار داشتند امیرالمؤمنین علیهالسّلام حکومت جایی را به آنجا بسپارند و رانتهایی در اختیارشان قرار دهند و چون امیرالمؤمنین علیهالسّلام اهل این کارها نبودند، آنها از حضرت امیر علیهالسلام بریدند. خدمت ایشان آمدند و گفتند ما میخواهیم عمره برویم. حضرت فرمودند: شما نمی خواهید عمره بروید؛ شما قصد فتنهگری دارید؛ ولی بروید؛ من جلویتان را نمیگیرم. آنها رفتند و ماجرای جنگ جمل برپا شد؛ که در آن جنگ آنهمه مسلمان به شهادت رسید! پس از آن، زمینههای ماجرای جنگ صفیّن فراهم شد. فتنهگریها و تمرّدهای معاویه و خونی که در شهر کوفه به دل امیرالمؤمنين علیهالسّلام شد؛ این مردم بدعهد، سستبنیاد، بیاعتقاد، دنیاپرست، بیفهم و بدونشعور امیرالمؤمنین علیهالسّلام را چگونه تنها گذاشتند! چه خونی به دل امیرالمؤمنین علیهالسّلام کردند؛ که حضرت امیر علیهالسّلام بارها می فرمودند (در نهج البلاغه موجود است؛ بروید ملاحظه کنید):«وَ اللهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِماعِ هـٰؤُلاءِ الْقَوْمِ عَلىٰ باطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ» : به خدا قلب انسان میمیرد و کوه اندوه بر سر انسان فرود میآید، هنگامیکه می بیند آن قوم (اهل شام) دور باطل خودشان (معاویه) چگونه مجتمع و متّحدند و شما مردم کوفه دور حقّ خودتان چگونه متفرّقید! ↩️ امیرالمؤمنین علیهالسّلام از ادّعاهای بدونعمل آنها رنج می بردند. میفرمودند: «يا اَشْباهَ الرِّجالِ وَ لا رِجالَ»: ای نامردهایی که صورت ظاهر مردید؛ امّا فی الواقع نامردید! «يا اَشْباهَ الرِّجالِ وَ لا رِجالَ حُلُومُ الْاَطْفالِ»: ای کسانی که عقلتان مثل عقلهای بچّهها است! «تَقُولُونَ فِی الْمَجالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَاِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ حِيدِی حَيادِ» در مجلسهایی که نشستهاید کلّی ادّعای دلاوری میکنید؛ میگویید: در میدان کارزار چنین و چنان میکنیم؛ ولی وقتی میدان جنگ پیش آمد، میگویید: الفرار الفرار و مرا در قتال تنها میگذارید! به هرحال خونی که به دل امیرالمؤمنین علیهالسّلام کردند! مکّاری معاویه از آن سو و از این طرف هم بلاهت مردم کوفه، زمینههای خاصّی است که وجود دارد.ادامه دارد...استاد مهدی طیب📱 @OstadMahdiTayyeb


