🌓 از شاندل تا عقبماندگی علومانسانی در میان منتقدان! 1️⃣✍️ هادی حکیمشفائیاین نوشتار برای دفاع نیس…
انتشار: 2026/07/23 08:48 UTCدریافت: 2026/08/15 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:35 UTC
🌓 از شاندل تا عقبماندگی علومانسانی در میان منتقدان! 1️⃣✍️ هادی حکیمشفائیاین نوشتار برای دفاع نیست؛ برای شناخت است. پیرو مصاحبهی جنجالیِ موسی غنینژاد با میلاد دخانچی، در مورد جریانشناسی چپ ایرانی، غنینژاد که خود را متعلق به جبهه لیبرال معرفی میکند تلاش نمود با نادیده گرفتن تمامیِ میراث فکری علی شریعتی در حیطه دینشناسی، تاریخ اسلام و روشنفکری، که مستلزم مطالعهی نقاد و بیطرفانه است، با شیوهی مچگیری، به بخشهای حاشیهای از میراث شریعتی از جمله شخصیت ساختگی شاندل، استناد کند و با تفسیری نیتخوانانه، تکعاملی و خویشمحور از پدیده شاندل، هم شریعتی را شیاد معرفی کند و هم او را تکفیر کرده و مسلمان بودن او را زیر سوال ببرد! غنینژاد که استاد اقتصاد است نه همچون یک محقق مستقل، بلکه همانند یک شخصیت رسانهای رفتار کرده و به جای بررسی و اعتبارسنجی روشمند اندیشه اقتصادی شریعتی، با سقوط به حاشیههای شخصیتها بجای ورود به محتوای فکری آنها، میشل فوکو را 'همجنسباز' و شریعتی را 'شیادِ نامسلمان' معرفی میکند! اتخاذ اینگونه رویکردهای رسانهایِ دوقطبی و جنجالی، بخصوص از فردی با سن و سال بالا با موی سپید که استقلال علمی و پختگی اخلاقی از او مورد انتظار است، بیش از آنکه او را در جایگاه علمی و معرفتی خود تثبیت کند و بیش از آنکه اعتبار اخلاقی و مستقل برای او به ارمغان بیاورد او را در ذهن انسان حقیقتجو، یک 'چپستیز بیاخلاق شهرتطلب' معرفی میکند که تلاش میکند با دوقطبیسازیهای کاذب، بر مخاطبِ جوان و خشمگین از انقلاب ۵۷، اثرگذاری کند و ایدئولوژی لیبرالیسم مورد نظر خود را با توسل به قاعدهی غیراخلاقی 'هدف، وسیله را توجیه میکند' به کرسی بنشاند. او آنچنان گرفتار ایدئولوژی لیبرالیسم است که به ورطهی دوقطبیِ چپستیزی درافتاده و برای ریشه کردن این تاریکی -به زعم خویش- به هر ناروشمندی و بیاخلاقی تن میدهد! گزینشگری مستمر و محافظهکاری در نمونهبرداری، از ویژگیهای دیگر چنین منتقدانی است. غنینژاد، همانقدر که در کوبیدنِ ناروشمند جریان چپ به حد اعلا کوشیده است، در نقد اندیشه اقتصادی بنیانگذار جمهوری اسلامی، رهبر دوم جمهوری اسلامی، سازمانهای نظامی-امنیتی فعال در عرصه اقتصادی و سایر فقهای حکومتی و سنتی، به غایت کمکار است!در این میان، برخی اساتید دانشگاه، طور دیگری موضعگیری کردند. اینان ضمن اشاره به بیاخلاقی موسی غنینژاد، عنوان نمودند که کار شریعتی خطا بوده و در عرصه اندیشه نباید به شخصیتهای ساختگی ارجاع داد. این گروه از منتقدان، دست کم تلاش نمودند داوریِ اخلاقی از خود نشان دهند اما به نظر میرسد برخی از آنها تلاش میکنند نوعِ خود را به عنوان 'نوع نمونه و برتر' معرفی کنند. برخی از این صاحبقلمان، هر نوع دیدگاه خلافِ نظر خود را 'مدافعهگری' نام نهادهاند؛ به عبارتی، یا باید دیدگاهِ نوع برترِ من را -شیوهی کلیشهای و خشک آکادمیک را- بپذیرید وگرنه مدافعهگر و …پرست هستید! اما گستردگی نمونههای مشابه از تفکر انتزاعی، نشان میدهد که دیدگاه اینان در مورد ارجاع در حوزه اندیشه، صحیح نیست. باورمندان به این رویکرد، میان "اندیشه' و 'پژوهش آکادمیک'، خلط نمودهاند. در پژوهش آکادمیک که هدف، انتشار مقاله، پایاننامه و کتابهای دانشگاهی است یک فرمت و شکلی، بطور عرفی رعایت میگردد. در این چارچوب، کسی انتظار ندارد که محقق، صور خیال، فنون ادبی، تفکر انتزاعی و مانند آن را بکار ببرد. این پایبندی به فرمتها و عرف آکادمیک برای اساتید دانشگاه و محققانی است که به دنبال انتشار مطالب خود در مجلات یا در قالب کتاب دانشگاهی هستند. اینها شخصیتهای دانشگاهیاند و در قالب و چارچوب مشخصی، حرکت میکنند و ضرورتاً متفکر محسوب نمیشوند.ادامه 👇
