.با خیالت مینشینم نیمه شب در خلوتمتا ببینم روی ماهت، تشنهی یک فرصتمداغ دلتنگی نشسته بر دلم از دور…
انتشار: 2026/07/27 08:16 UTCدریافت: 2026/08/03 06:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 06:27 UTC
.با خیالت مینشینم نیمه شب در خلوتمتا ببینم روی ماهت، تشنهی یک فرصتمداغ دلتنگی نشسته بر دلم از دوری اتلحظهها را میشمارم، میخکوب ساعتمکاش بودی رو به رویم ای رفیقِ راه دورتا که میگفتم برایت مو به مو از غربتمروز رفتن دفتر شعری سپردی یادگارشاعری کردن به یادت، گشته اکنون عادتمدر تمام خاطراتم ردپایی از تو هستبا مرور خنده هایت، این چنین بی طاقتمچون سرابی در کویر از دور، سوسو میزنیتا بنوشم از نگاهت، تشنه و پر حسرتمای که همچون نقش رستم بر دل من حک شدیدرد هر تیشه کشیدن، شد تمام لذتمجز تو در رویای خود دعوت نکردم دلبریمن هم آیا لحظه ای در خوابهایت دعوتم؟