مرثیه_حضرت_رقیهزخم هایم همه اش گشته مداوا مثلاًچشم کم سوی من امشب شده بینا مثلاًآمدی تا که تو همباز…
انتشار: 2026/07/19 12:31 UTC
مرثیه_حضرت_رقیهزخم هایم همه اش گشته مداوا مثلاًچشم کم سوی من امشب شده بینا مثلاًآمدی تا که تو همبازی دختر بشویباشد ای رأس حنا بسته تو بابا مثلاً……مثلاً خانه مان شهر مدینه است هنوزو تو برگشته ای از مسجد و حالا مثلاً……کار من چیست ؟ نشستن به روی زانوی تو…کار تو چیست ؟ بگو …شانه به موها مثلاً…یا بیا مثل همان قصه که آن شب گفتیتو نبی باشی و من ، ام ابیها مثلاًجسم نیلی مرا حال ، تو تحویل بگیرمثل آن شب که نبی فاطمه اش را مثلاً...شاعر:محمدعلی_کردیhttps://t.me/only_god_14


