بانوی دلربا، عشق دلنشین(Fair mistress, sweet love)به آگاهیات میرسانم که نامهٔ دلپذیرت، که در آن با بزرگواری اجازه دادهای سفری زیارتی به سوی چشمان زیبایت داشته باشم، مرا بسیار شاد کرده است و اکنون دارم خورجینم را میبندم تا ببینم که آیا از تو فقط نگاهی پرمهر نصیبم خواهد شد یا بوسهای از لبانت نیز در انتظارم است. و از آنجا که مسافرِغریب از امتیازات و حقوق گوناگونی برخوردار است، بر من خرده مگیر اگر بیش از یک بوسه بخواهم.سخن آن شاعر انگلیسی را به یاد داشته باش، همان که نمایشنامههای بسیار شاد و غمگین نوشت و خودش نیز در آنها بازی کرد؛ ویلیام شکسپیر:«پایان سفر، دیدار دلدادگان است،این را هر فرزند انسان خردمندی میداند.»و در ادامه چنین میپرسد:«عشق چیست؟ چیزی که نباید به آینده موکول شود؛شادی امروز، خندهٔ امروز را با خود دارد.آنچه در راه است، هنوز نامعلوم است.در درنگ، بهرهای نیست.پس بیا، ای دلبرک شیرین، مرا ببوس؛که جوانی دیری نمیپاید.»● @freudisalive● زیگموند فروید به نامزدش مارتا برنایسوین، ۱۴ ژوئیه ۱۸۸۲