«آسیبشناسی یک عادت نادرست؛ چرا حقوق معلم را با نفت مقایسه میکنیم؟»در دهههای اخیر، ساختار مدیریتی…
انتشار: 2026/07/23 05:25 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
«آسیبشناسی یک عادت نادرست؛ چرا حقوق معلم را با نفت مقایسه میکنیم؟»در دهههای اخیر، ساختار مدیریتی وزارت آموزش و پرورش، برخلاف بسیاری از سازمانهای دیگر، همواره تحت تأثیر شدید جریانات سیاسی قرار داشته است. این وزارتخانه که بنا بر رسالتش باید کانون آرامش و تربیت باشد، متأسفانه به میدانداری برای رقابتهای انتخاباتی و کسب کرسیهای قدرت تبدیل شده است. نمونه بارز آن، وقتی است که فردی پس از نشستن بر مسند قدرت (چه در مجلس و چه در مدیریت ارشد)، به جای ارائه برنامه، اولین اقدامش تخریب و حذف رقبای داخلی در همان سازمان است. این رفتار چنان فراگیر شده که گاهی مدیری در سطح عالی، یکشبه تا رده کارشناس یا حتی معلم کلاس درس تنزل مییابد و این رویه ناپسند، به بدنه وزارتخانه نیز سرایت کرده است.نکته تأسفبارتر اینکه این تخریبها اغلب بر اساس نگاه مغرضانه و نه شایستگیهای حرفهای صورت میگیرد. بارها شاهد بودهایم که افرادی ناکارآمد، جای مدیرانی را گرفتهاند که قربانی بازیهای کثیف سیاست شدهاند. متأسفانه برخی از رسانهها و کانالهای در اختیار کارکنان این وزارتخانه، به جای ترویج فرهنگ گفتوگو و اخلاق حرفهای، چنین رویههایی را ترویج کرده و تصویر یک «فرهنگیِ سیاستزده» را به جامعه عرضه میدارند؛ تصویری که با منش معلمی و انسانی هیچ تناسبی ندارد.رفتار منطقی و منصفانه در قبال نیازها، ایجاب میکند که هر سازمان بر اساس قوانین داخلی خود و بدون تعصب و مقایسههای بیربط، به حل مشکلاتش بپردازد. مثالی ساده میزنم: اگر دو بقال در یک محله فعالیت کنند، هر کس بر اساس تلاش، اخلاق و میزان خدمتی که ارائه میدهد، مخاطب و درآمد خود را پیدا میکند. اخلاق در کسبوکار و زندگی، تأثیر مستقیم بر رزق و روزی دارد، چه رسد به رفتارهای اجتماعی که در یک سازمان بزرگ ملی نمود پیدا میکند.همگی بر این نکته واقفیم که شرایط اقتصادی و تورم طاقتفرسا، کفه ترازوی معیشت را برای همه سنگین کرده است. اما این فشار اقتصادی، هرگز توجیهگر قیاسهای نادرست و نابجای سازمانی نیست. آیا منطقی است که یک کارمند آبفاضلاب خود را با کارمند بانک، یا یک کارمند مخابرات را با قاضی دادگستری، یا حتی کارمند کمیته امداد را با کارگر پتروشیمی مقایسه کند؟ چنین مقایسههایی نه تنها به لحاظ کارشناسی بیاساس است، بلکه از نگاه جامعه نیز مضحک و خندهدار تلقی میشود.متأسفانه در سالهای اخیر و با گسترش فضای مجازی، همان معدود افراد سیاستزده در آموزش و پرورش، دامن به این مقایسههای زننده زدهاند. آنها با انتشار اعداد و ارقام حقوق کارکنان وزارت نفت و پتروشیمی، سعی در تحریک احساسات معلمان دارند، غافل از اینکه این مقایسه از چند منظر کاملاً ابطال میشود:۱. تفاوت در ساختار حقوقی: وزارت نفت تابع نظام پرداخت خاص خود است و ربطی به سازمان اداری و استخدامی کشور ندارد.۲. تفاوت در شرایط شغلی: نوع کار، سختی کار، محل جغرافیایی خدمت و ساعات حضور در وزارت نفت (به ویژه در مناطق عملیاتی) با فضای آموزشی مدارس، تفاوتی آشکار دارد.۳. تفاوت در آمادهباش در بحرانها: معلمان عزیز در شرایط بحران (مانند آلودگی هوا یا تعطیلی) دورکار میشوند، در حالی که کارکنان صنعت نفت در همان لحظات، در آمادهباش کامل بوده و فعالیتشان چندین برابر میشود تا چرخ تولید و گرمایش کشور از حرکت نایستد.به عنوان یک شهروند و نویسنده، همواره آرزو داشتهام که معلمان عزیز و زحمتکش این سرزمین، بیشترین و بهترین حقوق را دریافت کنند تا هیچگاه دغدغه نان شب، آسایش خاطر آنان را بر هم نزند. اما به موازات این آرزو، از برخی از این عزیزان (هر چند اندک) گلایهمندم که حیف است قلم و رسانهشان را به جای آئینهای فرهنگی و تربیتی، صرف نشر سیاستهای کثیف و ایجاد شکاف طبقاتی میان قشرهای مختلف کارگری کشور کنند. بیایید به جای نگاه به سفره دیگران، بر غنای سفره خودمان و اصلاح درونسازمانی متمرکز شویم که این، تنها مسیر عزت و توسعه است.✍️ کاظمی @oil_peymankari
