دومرول که خود را در آستانه مرگ دید، از خداوند فرصت خواست. خدا فرمود: «اگر کسی حاضر شود جانش را به ج…
انتشار: 2026/07/07 07:21 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
دومرول که خود را در آستانه مرگ دید، از خداوند فرصت خواست. خدا فرمود: «اگر کسی حاضر شود جانش را به جای تو بدهد، تو زنده خواهی ماند.»او ابتدا نزد پدر و مادرش رفت، اما هیچیک حاضر نشدند جان خود را فدای او کنند. سرانجام نزد همسرش بازگشت. همسرش با عشق و وفاداری گفت: «اگر قرار است یکی از ما جانش را بدهد، من آمادهام جانم را فدای تو کنم.»فداکاری همسر، دل دومرول را دگرگون کرد. او دیگر حاضر نبود بدون همسرش زندگی کند و از خدا خواست اگر قراره کسی بمیرد، هر دو با هم باشند و اگر قراره زندگی کنند، هر دو با هم زندگی کنند.خداوند که صداقت و ایثار آن دو را دید، هر دو را بخشید و عمری طولانی به آنان داد@Oglumuun

