امشب پارک ارم بودم خیلی حرص خوردم از دست ی خانواده، نمیدونم بگم بیخیال یا خنگ، پدر پیرشون رو آوردن…
انتشار: 2026/08/20 19:42 UTCدریافت: 2026/08/20 21:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 21:05 UTC
امشب پارک ارم بودم خیلی حرص خوردم از دست ی خانواده، نمیدونم بگم بیخیال یا خنگ، پدر پیرشون رو آوردن نمیتونست راه بره طفلی... بعد خانومه رفت زیر اندازو انداخته وسط چمنا پدره تمام تلاششو کرد نتونست بره پیششون😭نشست رو سکو کنار چمنا تنها، اونام نشستن شام خوردنچقد دلم سوووخت😭🤦🏻♀️》Melodi《@OfficialPersiaTwiter


