روزای اول دانشگاه با یه دختره رندوم کنار هم نشستیم حرف زدیم دوست شدیم اسمش معصومه بود هفته بعدش با…
انتشار: 2026/08/17 14:14 UTCدریافت: 2026/08/17 15:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 15:52 UTC
روزای اول دانشگاه با یه دختره رندوم کنار هم نشستیم حرف زدیم دوست شدیم اسمش معصومه بود هفته بعدش با دوستام رفتم بیرون یه دختری باهاشون بود فتوکپی خودش پشمام از شباهت ریخته بود اسمش ولی مسیحا بود گفتم من یه دوستی دارم دانشگاه خیلی شبیه توعه اسمش معصومه است…دوران ابتدايى يه دوستى داشتم به اسم "قاسم" مدتها گذشت ما همو نديديم تا يه روز ديدم تو يه كافه اى نشسته دورش كلى آدمه و داره برا نتورك پرزنتشون ميكنهاز اون دور همو ديديم رفتم جلو با همون صميميت قبل گفتم "قاسم" چطوريييى… سرخ و سفيد شد و گفت "آراد" هستم ولى خب ديگه دير شده بود.》عمو سهیل《@OfficialPersiaTwiter

