از آدمای جدی خوشم میاد ،،،از اونایی که اهل over share کردن نیستنبا همه زود صمیمی نمیشنتوی کار جدی…
انتشار: 2026/08/19 10:36 UTCدریافت: 2026/08/19 13:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 13:05 UTC
از آدمای جدی خوشم میاد ،،،از اونایی که اهل over share کردن نیستنبا همه زود صمیمی نمیشنتوی کار جدی هستندیه مرزی برای خودشون دارن ...واقعا به همه اجازه نمیدن نزدیک شنقشنگن این ادما
پستهای تلگرام — BOOK™
اضطراب همیشه با صدای بلند نمیادگاهی شبیه کسیه که وسط یک روز معمولی یواشکی توی گوشت میگه: «مطمئنی همهچی خوب پیش میره؟»خیلی از ما فکر میکنیم اگر به اندازه کافی نگران باشیم، میتونیم جلوی اتفاقات بد رو بگیریمبرای همین اضطراب رو با آمادگی اشتباه مگیریماضطراب از آینده شروع میشه، اما کمکم حالِ امروزت رو هم ازت میگیرهبدترین قسمت اضطراب این نیست که اتفاق بدی افتاده، اینه که مغزت طوری رفتار میکنه که انگار همین الان اتفاق بده افتاده
داستان اصلی کتاب در مورد مردی است که ناگهان درمییابد از زندگیاش لذت نمیبرد و میخواهد ثروتمند و موفق شود. او به صورت اتفاقی با یک عارف فیلسوف آشنا میشود و از او میخواهد رموز موفقیت و فرزانگی را به او بیاموزد.آقای فیشر در بطن داستانی جذاب، اصول رسیدن به ثروت و موفقیت از طریق ذهن و افکار را به سادگی آموزش میدهد و این مفاهیم در غالب پیوند خوردن داستان زندگی افراد مختلفی با پیرمرد میلیونر داستان بیان میشود.📕 حکایت آن که دلسرد نشد✍🏻 #مارک_فیشر@OfficialBook
اگر تو ثروتمند باشی، سَرما یک نوع تَفریح می شَود تا پالتو پوست بخری، خودَت را گرم کنی و به اسکی بروی...اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می شَود و آن وَقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف مُتنفر باشی؛ کودکِ مَن! تَساوی تَنها در آن جایی که تو هَستی وجود دارد، مثلِ آزادی...ما تنها تویِ رَحِم بَرابر هَستیم...📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ✍🏻 #اوریانا_فالاچی
هیچوقت اولین اشتباه، شما را نابود نمیکند. مسئلهی نابودکننده، آن اشتباهات مکرری است که به دنبال آن میآیند. خرده عادتها جیمز کلیر #لنز_ادمین @OfficialBook30 روز دیگه پاییز میشه، هوا خنک میشه، استایلا قشنگ میشن، بیرون رفتن میچسبه، قهوه خوردن میچسبه، سیگار کشیدن میچسبه، کلا زندگی کردن میچسبه.#لنز_ادمین @OfficialBook
مردی که از انتظار خسته شدولادیمیر و استراگون زیر درختی خشک ایستادهاند. آنها منتظرند؛ منتظر کسی به نام «گودو».نمیدانند گودو دقیقاً کیست. نمیدانند اگر بیاید چه اتفاقی میافتد. حتی مطمئن نیستند که قرارشان دقیقاً زیر همین درخت بوده باشد.ساعتها میگذرد. هوا تاریک میشود. آدمهای عجیبی از آنجا رد میشوند؛ اما از گودو خبری نیست. پسری میآید و میگوید گودو امروز نمیآید، اما فردا حتماً خواهد آمد.روز بعد دوباره همان درخت، همان انتظار و همان گفتوگوهای تکراری. آنها میخواهند بروند، میخواهند تسلیم شوند، اما نمیروند.شاید همهی ما در زندگی زیر درختی خشک منتظر کسی یا چیزی هستیم که قرار است بیاید و همهچیز را درست کند.انتظار گاهی امیدبخش است، اما وقتی بینهایت شود، تبدیل به قفسی میشود که در آن یادمان میرود خودمان هم میتوانیم راه بیفتیم...-«در انتظار گودو»؛ ساموئل بکت@OfficialBook
آدم هایِ بی تفاوت، همیشه، بی تفاوت نبودهاند!روزی، جایی، برایِ کسی، تمامِ احساسشان را گذاشتهاند و ندیده،حرف هایشان را زده اند و نشنیده،آنقدر که به مرزِ بی حسیِ مطلق رسیدهاندجایی که حتی خودشان را یادشان نیست،جایی که دیگر، حرفی برایِ گفتن ندارند!بی توجهی، آدم ها را بی توجه میکند،حتی به خودشان!و این یعنی یک فرو پاشیِ مزمن،یعنی؛ یک مرگِ تدریجی...📕 بدون بال پرواز کن✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان@OfficialBook

