زمانپریشیِ سروشگسست روشنفکری از نسل جدیدچند روزی است سخنان موسی غنینژاد _که عمدتا به دلیل نقدهای…
انتشار: 2026/07/28 15:22 UTCدریافت: 2026/08/15 03:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:22 UTC
زمانپریشیِ سروشگسست روشنفکری از نسل جدیدچند روزی است سخنان موسی غنینژاد _که عمدتا به دلیل نقدهای جالبش در حوزه اقتصاد محبوبیتی در فضای مجازی کسب کرده است_ علیه علی شریعتی به شدت پخش شده و توانسته موجی علیه شریعتی ایجاد کند.در این بین اما چند نفری نیز جهت دفاع از شریعتی بپا خاستهاند؛ این موج چنان شدید بود که سروش نیز پا به میدانِ دفاع از شریعتی گذاشت، اما نه عالمانه بلکه مثل همیشه در دستی چماق و در دستی مولوی!گویا وی نمیداند کسانی که با افشاگریِ غنینژاد علیه شریعتی شوریدهاند نه از فحاشیهای سروش از رأیشان برمیگردند نه با شعر و شاعریِ وی.سروش اگر به قدری از این موج تخریبی علیه شریعتی آشفته است که مجبور به اظهارنظر رسمی و مکتوب در شمایلِ نامه شده است، باید چرتکهای هم میانداخت که قصدش از این نامه چیست؟ ارضای طرفداران شریعتی، یا ارشاد نسلی که شریعتیها را عامل بخشی از بیچارگی خود میدانند؟گروه دوم چه بسا نه تنها استعمال واژه شیاد را زشت ندانند، بلکه با توضیحات غنینژاد در شیاد دانستن شریعتی همنظر شده باشند.در مجموع به نظر میرسد مرقومه سروش صرفا یادآور روحیات تند وی در اوایل انقلاب و تلاشش برای اخراج برخی اساتیدی بود که پیش از این جایی برای عرض اندام در فلسفه برای سروش نگذاشته بودند.اگر سروش هنوز در رأس کار بود، اینبار نوبت غنینژاد بود که دهانش توسط وی به مانند فردید و سیدجلال آشتیانی دوخته شود...اگر به این نتیجه رسیدید که شخصی شیاد است باید قبل از اظهارنظر از علایق شخصی جناب سروش باخبر شوید، مثلا وی مشابه همین شیادیها را برای آقای محمدتقی مصباح یزدی اعلام میکرد و در سخنرانی خود بعد از فوت آقای مصباح گفت مصباح قبل از انقلاب احترامی به آقای خمینی نمینهاد و رعایت ادب نمیکرد اما بعدها پلههای قدرت را طی کرد و از مقربان حکومت شد، و دیانتش را خرج سیاست کرد. آیا اکنون طرفداران آقای مصباح میتوانند سروش را پلشت و یاوهگو و گستاخِ نادان و بیدرد و دهان آلودهای بدانند که دهانش را باید دوخت؟سروش قربانی همان سیستمی شد که از پایهگذارانش بود، اما هنوز درس عبرت نگرفته و هرچند چماقش دیگر برشی ندارد اما قادر به پنهان کردن آن نیست...ظاهر آن است که سروش شیادتر از شریعتی بود، و این دفاع شاعرانه وی از شریعتی _که خود روزگاری که نقد شریعتی آب و نام داشت منتقد شریعتی بود_ نه از سر اعتقاد به شریعتی بلکه چه بسا از ترس همین عاقبت برای خود است.




