و من، بعد از خواندن این کتاب، کس دیگری شدم...نوجوان بودم که با کتاب «پرواز تا بینهایت» آشنا شدم. و…
انتشار: 2026/08/06 11:00 UTCدریافت: 2026/08/09 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 18:55 UTC
و من، بعد از خواندن این کتاب، کس دیگری شدم...نوجوان بودم که با کتاب «پرواز تا بینهایت» آشنا شدم. و به جرأت میتوانم بگویم زمینهٔ تلاش برای کار بر اخلاقم با این کتاب شروع شد...این کتاب چه بود؟؟بیان خاطرات دهها نفر از کسانی که در طول حیات شهید عباس بابایی، این خلبان مؤمن به خداوند، با او برخوردی یا مواجههای داشتهاند...متاسفانه من آدم پرخشمی بودم. یعنی در یک لحظه گلولهای آتشین از عصبانیت میشدم... و این کتاب آبی بر این آتش بود...چرا؟شهید عباس بابایی در کنار سایر خصلتهای بینظیرش، قدرت شگرفی بر مدیریت خشم و عصبانیت داشت. و همه برگرفته از ایمانش.نمونههایی خواندم بر صبر ایشان بر اذیتها، تهمتها، نادانیها و...و تلاش من از آن روز شروع شد...کاملا فطری... دوست داشتم من هم به چنین کسی تبدیل شوم.یادم هست حتی هرکس را میخواستم به سمت دین جذب کنم، اول این کتاب را هدیه میدادم. چون او تجسم عملی روح دستورات اسلام بود و چه شخصیت عزیز و دوستداشتنی شده بود...و نکتهٔ عجیب این بود که به تکرار میشنیدم که فرد بعد از خواندن کتاب میگفت: من بعد از این کتاب، یک آدم دیگر شدم...یا زندگی من به دو قسمت تقسیم شد. قبل از خواندن این کتاب. بعد از خواندن این کتاب.و امروز روز پرواز این ابرمرد است...@ninfrance
