🔹نقدی بر گزارش «فرصت احیای اقتصاد ایران پس از بحران: بازگشت به مسیر توسعه» ▫️امروز نیز اصرار بر نس…
انتشار: 2026/07/25 23:15 UTC
🔹نقدی بر گزارش «فرصت احیای اقتصاد ایران پس از بحران: بازگشت به مسیر توسعه» ▫️امروز نیز اصرار بر نسخههای کلاسیک اجماع واشنگتنی، در جهانی که با بازگشت سیاست صنعتی، رقابت ژئوپلیتیکی، امنیت زنجیرههای تأمین و مداخله فعال دولتها فهم و تعریف میشود، یادآور همان سرگشتگی پارادایمی «طبیبیانی» است که به مانند «طبیبان» جالینوسی برای درمان وبا و آبله و تب صرفا نسخه حجامت (شوکدرمانی) مینویسد، بیخبر از آنکه هر بیماری با زبان اخلاط اربعه قابل فهم و درمان نیست و گام اول طبابت، تشخیص درست است. البته که تاریخ اندیشه اقتصادی پر از طنزهای ظریفی است و یکی آن که گاه شاگردان از استادان خود نیز به آموزههای گذشته وفادارتر میشوند. در حالی که امروز دولتهای غربی با سیاستهای صنعتی، یارانههای گسترده، حمایت از فناوریهای راهبردی و مداخلات کمسابقه در بازار، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتهاند هنوز در داخل کسانی یافت میشوند که نسخههای شوکدرمانی بازار محور را چنان عرضه میکنند که گویی زمان در اقتصاد سیاسی جهان متوقف شده است. گزارش «فرصت احیای اقتصاد ایران پس از بحران: بازگشت به مسیر توسعه» از همین دست است. ▪️نقد علیتیابی▫️پیش از هر چیز باید تصریح کرد که متن گزارش، بیش از آنکه واجد خصلت تحلیلی باشد، صورتی گزارشی دارد. به بیان دقیقتر، گزارش به طور مکرر از تعبیرهایی چون «منجر میشود»، «تشدید میکند» و «باعث میشود» بهره میگیرد اما زنجیرههای علّی نهفته در پس این احکام را نمیگشاید و سازوکارهای تحقق آنها را روشن نمیسازد. برای مثال، آنجا که از اثر جنگ بر تورم سخن میگوید، معلوم نمیکند که این تشدید دقیقا از کدامین مجرای کاهش عرضه، جهش نرخ ارز، کسری بودجه، انتظارات تورمی، اختلال در لجستیک، یا ترکیبی از این عوامل رخ میدهد. در چنین چارچوبی به واسطه آنکه نویسندگان جسارت شرح نظری سازوکار علی خود را ندارند، گزارش به جای تبیین صرفا به اعلام نتیجه بسنده کرده است. ▫️گزارش مساله امروز اقتصاد ایران را به یک دوگانه سادهسازیشده فرو میکاهد که در توافق مساوی با احیا و عدم توافق مساوی با بحران است. در چنین چارچوبی، امکانهایی چون اصلاحات نهادی مستقل، توسعه درونزا، یا بازآرایی ساختاری اقتصاد عملا از میدان معنا حذف میشوند. به همین سبب، ریشه بحران اقتصادی موجود تقریبا به طور کامل به تکانههای خارجی و جنگ نسبت داده میشود و گزارش از توضیح سازوکارهای درونی بازتولید بحران بازمانده، دچار نوعی «تقلیلگرایی» در علتیابی میشود. ▫️در سراسر گزارش تقریبا همه چیز به جنگ، تحریم، محاصره و تنش خارجی ارجاع داده میشود که البته در اهمیت آنها تردیدی نیست اما دریغ از آنکه نویسنده اندکی تداوم وضعیت فعلی را محتمل بداند یا به این بپردازد که چرا برخی اقتصادها، از جمله اقتصاد روسیه در شرایط کنونی، در برابر تکانههای خارجی تابآوری بیشتری نشان دادهاند. شگفت آنکه تهیهکنندگان گزارش، در عین اذعان به اینکه اقتصاد ایران از حیث تورم، رشد و اشتغال به یکی از وخیمترین وضعیتهای تاریخی خود رسیده، در نهایت نسخههایی چون آزادسازی نرخ ارز، خصوصیسازی و شوکدرمانی را به عنوان راهحل پیش پا میگذارند. ▫️ارتفاع پرواز گزارش نسبت به زمین مسائل اقتصاد ایران چنان بالا است که به هیچ عنوان جزئیات ضعف ساختار تولید، وابستگی وارداتی، شکافهای نهادی و الگوی نامتوازن تخصیص منابع که در دست یکدیگر توان تابآوری را محدود کردهاند را نمیبیند و صرفا از کاهش ستانده سخن میگوید، بی آنکه ساختار تولید را تحلیل کند و نشان دهد در سناریوی مدنظر، کدام زیربخشهای صنعتی ظرفیت جانشینی واردات دارند، کدام صنایع در زنجیرههای ارزبر و وارداتمحور گرفتارند، کدام صنایع قابلیت پیشرانی دارند و کدام بخشها صرفا مونتاژی یا وابسته به نهاده خارجی هستند. یا آنجا که از شکلگیری رکود تورمی در شرایط فعلی سخن میگوید، روشن نمیکند سهم هر یک از عوامل تکانه عرضه ناشی از جنگ و محاصره، ضعف ظرفیت تولید داخلی، بیثباتی سیاستی، سرکوب یا تحریف قیمتهای نسبی و ناکارآمدی نظام تأمین مالی در این وضعیت چیست. تقریبا همه این عوامل، بیتفکیک و بیوزنگذاری، در همان مؤلفه جنگ و محاصره مستحیل شدهاند. طبیعی است که با چنین سادهسازی، راهحل نیز از پیش تعیین شده باشد: اگر همه چیز به تکانه بیرونی تقلیل یابد، تنها راه نجات، توافق خارجی خواهد بود.۱۴۰۵/۰۵/۰۳@Newsonomics

