ما یه روز مجبور بودیم بریم جایی بعد برگردیم دانشگاهدر این حین برای برگشت دیرمون شده بود، یه کلاس…
انتشار: 2026/08/09 13:14 UTCدریافت: 2026/08/15 13:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 13:36 UTC
ما یه روز مجبور بودیم بریم جایی بعد برگردیم دانشگاهدر این حین برای برگشت دیرمون شده بود، یه کلاس خیلی مهم داشتیم هیچی دیگه عجله ای وارد مترو شدیم دوستم پاش رفت روی پای یه خانمهخانمه باید یه حالته عصبانی گفت که حواست باشه و اینا دوستم یهو زد زیر خنده (خنده عادی هم نه ها خنده خوکی)بعد این خانومه نتونست خودشو کنترل کنه یهو از قیافه عصبی سوییچ کرد به خندیدندوستمم دیگه بدتر خندش گرفته بود استپ نمیشدو اینگونه بود کل اون کابین شروع کردن به خندیدندوست دلقک نصب کنید جالبه
