در ضلع سوم نیز، خود رسانه ایستاده است؛ رسانهای که باید همزمان با کاهش مخاطب، مشکلات اقتصادی، تورم، بیکاری و خروج نیروی حرفهای تحریریهها، دستوپنجه نرم کند و در عین حال همچنان معتبر، دقیق و امیدوار بماند.گاهی احساس میکنم ما روزنامهنگاران میان دو آینه ایستادهایم. هر طرف را که نگاه میکنیم، تصویر شکستهای از اعتماد میبینیم. اما این فقط مشکل خبرنگاران نیست. جامعهای که به رسانه خود اعتماد نداشته باشد، روایتش را از جای دیگری میگیرد؛ از کانالها، صفحهها و روایتهایی که الزاماً مسئولیتی در قبال حقیقت ندارند. از آنسو، حکمرانیای که رسانههای حرفهای و مستقل را از دست بدهد، ناچار است واقعیت جامعه را از مسیرهای غیررسمی، ناقص و گاه تحریفشده، بشناسد.در چنین وضعی، بزرگترین بازنده نه مردماند، نه دولت و نه رسانه. بازنده اصلی، حقیقت است. سالها پیش تصور میکردم بزرگترین سرمایه یک روزنامه، چاپخانه بزرگ، تیراژ بالا یا تحریریه پرشمار آن است. امروز میدانم هیچکدام از اینها سرمایه واقعی نیست.سرمایه واقعی رسانه، اعتماد است. اعتماد را نمیتوان با بخشنامه ایجاد کرد، با تبلیغ خرید یا با دستور حفظ کرد. اعتماد شبیه شیشه است؛ زمان میبرد تا ساخته شود اما با یک خبر نادرست، یک سکوت نابجا یا یک روایت ناقص در چند ثانیه میشکند. پس در این شرایط چگونه میتوان اعتماد از دسترفته را دوباره بازسازی کرد؟ اساساً آیا میتوانیم این کار را بکنیم؟ آن هم وقتی در یک سال دو جنگ تمامعیار و یک بحران سوزنده دیدیم.اگر پاسخ منفی باشد، پیشرفتهترین فناوریها هم روزنامهنگاری را نجات نخواهند داد اما اگر پاسخ مثبت باشد هنوز میتوان امیدوار بود که رسانه دوباره به جایگاه طبیعی خود بازگردد؛ نه در برابر مردم و نه در برابر حاکمیت بلکه میان این دو؛ همان جایی که همیشه باید میایستاد.چه باید کرد تا این اعتماد دوباره ساخته شود؟ به نظرم اولین کار از سوی حاکمیت است. سایه نگاه امنیتی باید از سر رسانهها برداشته شود. سانسور و ممیزی باید به حداقل برسد. هر چه موضوعات را بیشتر امنیتی کنیم، رسانه را بیارج کردهایم. و هرچه رسانه قدرتش را در داخل از دست بدهد، رسانه خارجی قدرت بیشتری مییابد تا مردم را بهخود جذب کند.تجربه ایراناینترنشنال و دروغهای آن برای آمارسازی جانباختگان دیماه و باورپذیری آن برای تودهای از مردم، نشان داد که راه محدود کردن رسانههای داخلی، امری اشتباه بوده و هر آن کس که مبدع آن بوده، اشتباه استراتژیکی انجام داده و قطعاً اشرافی به تأثیر رسانه بهعنوان ابزار نرم قدرت نداشته است.سالهاست عدهای تلاش میکنند، خبرنگار را به چیزی تبدیل کنند که دوست دارند. عدهای خبرنگار را سخنگوی دولتها میخواهند، عدهای به خبرنگار به چشم نیروی پیاده اپوزیسیون داخل و یا خارج نگاه میکنند. عدهای از دل روزنامهنگاری میخواهند به قدرت سیاسی برسند و میدان مبارزه را به میدان قلم کشاندهاند. درحالی که خبرنگار، نه وکیل حکومت است نه وکیل دولت، نه وکیل اپوزیسیون و نه حتی وکیل ملت است. خبرنگار راوی حقیقت است و وکیل واقعیت موجود است. و البته حقیقت، تنها زمانی شنیده میشود که راوی آن مورد اعتماد باشد.به هر حال روزنامهنگاری نه با کاهش تیراژ میمیرد، نه با هوش مصنوعی نه با کمبود کاغذ و گرانی آن. روزنامهنگاری فقط وقتی میمیرد که جامعه، اعتمادش را از خبرنگاران و روزنامهنگاران سلب کند و راویانش را باور نکند. روزنامهنگاری وقتی میمیرد که حقیقت گم شود و اعتماد، تنها سرمایهای است که اگر از دست برود با هیچ بودجهای نمیتوان آن را خرید.@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
#رسانه✍صفحه گزارش روزنامه ها در دهه شصت شمسی برخلاف این سالها، یکی از صفحات پرخواننده و پرطرفدار بود که جامع الاطراف تهیه و منتشر می شد.🗞 صفحه گزارش روز کیهان ۲۵ مرداد سال ۱۳۶۳ را مشاهده می کنید.کانال دیروزنامه👇@baztr
جعفر قائم پناه معاون اجرایی پزشکیان: 🔹فروش فیلترشکنها بین ۷ تا ۱۲ هزار میلیارد تومان عواید دارد / نمی دانیم به جیب چه کسی می رود؟🔹حتی دفاتر رهبری و رئیسجمهور از توئیتر و اینستاگرام استفاده میکنند. 🔹 پول فروش فیلترشکن به جیب وزارت ارتباطات و اپراتورها نمیرود. 🔹گزارش مقامات امنیتی نشان میدهد استفاده از فیلترشکنها راه نفوذ دشمن و راه استفاده از سرویسهای جاسوسی را آسانتر کرده است. 🔹 قطع چند روزه اینترنت برای زمان اضطرار است. بین ۶۵ تا ۷۵ درصد مردم هم مخالف استفاده از فیلترشکن هستند. 🔹فروش فیلترشکن بین ۷ تا ۱۲ هزار میلیارد تومان عواید دارد که نمیدانیم به جیب چه کسانی میرود.🔹 اصولا با شیوه [فیلترینگ] نمیشود مانع کشف حقیقت توسط مردم شد. اکثر مسئولین و حتی دفاتر رهبری و رئیسجمهور از توئیتر و اینستاگرام استفاده میکنند. 🔹کسانی که فیلترشکن میفروشند، منفعت شخصی دارند و نمیگذارند فیلترشکنها برداشته شود. برخی سکوهای مجازی مثل اینستاگرام در تجارت دیجیتالی نقشآفرینی میکنند که به آن توجهی نشده است.@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
پاکستان: تلاش برای سانسور اطلاعات در مورد کشمیر، نشانهای از تشدید سرکوب رسانههادر کشمیر تحت کنترل پاکستان، تظاهرات جامعه مدنی که خواستار اصلاحات انتخاباتی بودند به شدت سرکوب و منجر به دستگیریهای گسترده شده است.در عین حال، مقامات در هفتههای اخیر اقداماتی را برای محدود کردن پوشش رسانهای این منطقه، جایی که انتخابات مجلس قانونگذاری از ۲۷ ژوئیه برگزار شده است، تشدید کردهاند.به نوشته گزارشگران بدون مرز، دسترسی به اینترنت در ۵ ژوئن در این ایالت به حالت تعلیق درآمد و از آن زمان تاکنون تنها تا حدی برقرار شده است. در ۲ آگوست، وبسایت الجزیره توسط وزارت "اطلاعات و پخش" مسدود شد و این وزارتخانه آن را به دلیل پوشش رویدادهای کشمیر توسط این کانال به "روزنامهنگاری جنجالی" متهم کرد.سپس وزارت اطلاعات و پخش فدرال، در ۴ آگوست دستورالعملهای جدید سختگیرانهای را با عنوان "دستورالعملهای رسانههای خارجی ۲۰۲۶" وضع کرد که روزنامهنگاران خارجی و پاکستانی شاغل در رسانههای خارجی را ملزم به دریافت گواهی عدم اعتراض (NOC) برای پوشش اخبار خارج از شهرهای اسلامآباد، لاهور و کراچی میکند.این دستورالعملها همچنین تصریح میکنند که اعتبارنامه متخصصان رسانه میتواند به دلایل مبهمی مانند "اعمال مغایر با ایدئولوژی، حاکمیت، امنیت یا نظم عمومی پاکستان" لغو شود.این سرکوب همچنین رازی طاهر و محمد سیف را هدف قرار داده است. این دو روزنامهنگار آزاد که برای کانال یوتیوب "ایندیپندنت لنز" کار میکنند، از اول آگوست پس از پوشش تظاهراتی در پایتخت در حمایت از جنبش اعتراضی در کشمیر، در اسلامآباد بازداشت شدهاند. رازی طاهر پیش از این در ۲۳ ژوئن تحت قانون پیشگیری از جرایم الکترونیکی (PECA) دستگیر شده بود و در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ با قرار وثیقه آزاد شد.این قانون بحثبرانگیز که در سال ۲۰۲۵ اصلاح شد، روزنامهنگاران را در معرض مجازاتهای کیفری بر اساس مفاهیم مبهمی مانند انتشار "اطلاعات نادرست" قرار میدهد.فراتر از کشمیر، این قانون به طور فزایندهای برای سرکوب متخصصان رسانه مورد استفاده قرار میگیرد. در ۲۹ جولای، آژانس ملی تحقیقات جرایم سایبری (NCCIA) روزنامهنگار مستقل، اسد علی تور را طبق بند ۲۶A قانون PECA که انتشار "اطلاعات نادرست" را مجازات میکند، احضار کرد.فشار از سوی عناصر خاصی در دستگاه دولتی نیز بر اتاقهای خبر اعمال میشود. در ماه جولای، منیژه جهانگیر، روزنامهنگار و معاون رئیس کمیسیون حقوق بشر پاکستان، پس از یازده سال اجرای برنامه "اسپاتلایت" در تلویزیون آج، مجبور به ترک این شبکه شد.او به گزارشگران بدون مرز گفت: "فشار خارجی زیادی بر مدیریت وارد می شد» و افزود که "وضعیت روزنامهنگاران در پاکستان هرگز بدتر از این نبوده است".پاکستان در فهرست آزادی مطبوعات جهانی ۲۰۲۶ گزارشگران بدون مرز، رتبه ۱۵۳ از ۱۸۰ را دارد.✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید@NewJournalism
نقدچارسوقاقدام غیرحرفه ای - غیراخلاقیقرار دادن تیتر "گرانی ها طبیعی است" در کنار تصویری از خنده پزشکیاندر حالی که پزشکیان به هنگام بیان این جمله نمی خندید. آیا پزشکیان این جمله را با خنده گفته است؟این درحالی است که اکثر مخاطبان، این تصور را می کنند که پزشکیان واقعا با خنده چنین صحبتی را داشته است.ماموریت روزنامه واقع نمایی است.@NewJournalism روزنامه نگاری جدیدنقدچارسوقاقدام غیرحرفه ای - غیراخلاقیقرار دادن تیتر "گرانی ها طبیعی است" در کنار تصویری از خنده پزشکیاندر حالی که پزشکیان به هنگام بیان این جمله نمی خندید. آیا پزشکیان این جمله را با خنده گفته است؟این درحالی است که اکثر مخاطبان، این تصور را می کنند که پزشکیان واقعا با خنده چنین صحبتی را داشته است.ماموریت روزنامه واقع نمایی است.@NewJournalism روزنامه نگاری جدید