🔰از قله گامو تا نبرد مرصاد🖌 نصرتالله قلندری 🎬بخش چهارم: نبرد تنگه چهارزبر✍در این مرحله، تیپ انصارا…
انتشار: 2026/08/01 10:57 UTCدریافت: 2026/08/03 22:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 22:22 UTC
🔰از قله گامو تا نبرد مرصاد🖌 نصرتالله قلندری 🎬بخش چهارم: نبرد تنگه چهارزبر✍در این مرحله، تیپ انصارالحسین همدان نیز وارد میدان نبرد شد. هرچند منافقین موفق به عبور از تنگه چهارزبر شده بودند، اما با کمک بخشی از نیروهای لشکر بدر وادار به عقبنشینی شدند. رزمندگان فنی مهندسی کرمانشاه نیز در قسمت باریک تنگه، روی جاده خاکریز زدند و مسیر را مسدود کردند.هواپیماهای عراقی در قالب یک اسکادران، تنگه را شدیداً بمباران کردند تا پیشروی منافقین را تسهیل کنند. با وجود امکانات محدود، ایستادگی و پایمردی رزمندگان یگانهای مختلف واقعاً بینظیر بود. آنچه در خاطرم مانده این است که ما و رزمندگان تیپ ۶ ویژه پاسداران در ارتفاعات جنوبی مشرف به تنگه، تنها نظارهگر این نبرد سرنوشتساز بودیم.دشمن تمام آنچه در توان داشت — از آتش توپخانه سنگین گرفته تا گلولههای مستقیم تانک، نفربرهای زرهی مجهز به ضدهوایی چهارلوله و حمایت هوایی — بر سر رزمندگان تنگه فرود میآورد. رزمندگان در ضلع جنوبی تنگه، مشرف بر جاده، یک دوشکا نصب کرده بودند و پیوسته روی جاده آتش میریختند. این دوشکا به هدف اصلی شلیک مستقیم تانکهای دشمن تبدیل شده بود. قطعاً چندین شهید تقدیم کرد، اما هرگز نتوانستند صدای آن را خاموش کنند. صدای رگبار آن دوشکا دلم را قرص میکرد؛ چرا که از شنیدنش میفهمیدم دشمن در برابر سد پولادین سربازان خمینی(ره) زمینگیر شده است.یادم هست همان روز اول، پیش از آغاز بمباران گسترده عراقیها، دو فروند هلیکوپتر جنگی از پشت ارتفاعی که لشکر ۵۷ در آن مستقر بود، چند شلیک به سمت جاده انجام دادند. با رسیدن هواپیماهای عراقی، همانجا فرود آمدند و خلبانان از هلیکوپترها فاصله گرفتند. پس از خروج هواپیماهای عراقی و بمباران مواضع دشمن توسط یک جنگنده ایرانی، هلیکوپترها دوباره به پرواز درآمدند، شلیک کردند و از منطقه خارج شدند.در همان روزها، سربازان و درجهدارانی که خط دفاعیشان در قصرشیرین شکسته بود، پیاده و با فاصلههای چند کیلومتری در امتداد جاده به سمت کرمانشاه عقبنشینی میکردند. وقتی به موقعیت ما میرسیدند، با اطمینان از اینکه از نیروهای خودی و ارتش هستند، به کمکشان میشتافتیم؛ آب و غذا در اختیارشان قرار میدادیم و آنها راهشان را ادامه میدادند.در شب دوم، دستور حرکت به گردان محبین صادر شد. ما از تنگه شوان خارج شدیم و به سمت جاده — محل استقرار دشمن — حرکت کردیم تا از پشت به منافقین حمله کنیم. نیمهشب به نزدیکیشان رسیدیم؛ آنقدر نزدیک که صدای صحبتهایشان را به وضوح میشنیدیم. حدود یک ساعت در تاریکی شب منتظر دستور حمله ماندیم، اما ناگهان فرمان لغو عملیات رسید. ما بازگشتیم و در ارتفاعات جنوبی موضع پدافندی گرفتیم.روز بعد، منافقین که دریافتند از مسیر تنگه راهی برای عبور ندارند، از ارتفاعات بالا آمدند و به سمت مواضع ما حمله کردند تا راه نفوذی پیدا کنند. اما با شجاعت و ایستادگی رزمندگان یگانهای مستقر، بهویژه شیربچههای طرهان، مواجه شدند و پس از تحمل تلفات سنگین عقبنشینی کردند. در این درگیری، حمیدرضا محمدی (گراوند) با شجاعتی ستودنی جنگید و به شهادت رسید.🌸دانستن حق مردم است🌸🌎 ندای_مردم 🌎🆔 @nedaymarrdom

