🔰از قله گامو تا نبرد مرصاد🎬بخش اول: 🖌نصرت الله قلندری ✍از گامو تا پذیرش قطعنامهلشکر ۵۷ حضرت ابوالفض…
انتشار: 2026/07/30 20:48 UTCدریافت: 2026/08/03 22:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 22:22 UTC
🔰از قله گامو تا نبرد مرصاد🎬بخش اول: 🖌نصرت الله قلندری ✍از گامو تا پذیرش قطعنامهلشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) در منطقه عمومی ماووت کردستان عراق مستقر بود و گردان محبین کوهدشت، مأموریت دفاع از قله گامو را بر عهده داشت. نزدیک به یک ماه در آن ارتفاعات سخت و صعبالعبور، بر فراز قله ایستادگی کردیم. فرمانده گردان محبین، برادر شجاع و باوقار سیروس لرستانی و فرمانده گروهان ما، برادر متین و دلاور یوسف عبداللهی بودند. جمعی از بستگان و خویشاوندان نیز در کنارمان حضور داشتند؛ همت مرادقلندری، مرحوم امان قلندری، حسین منصوری و آقای سبزی. همین حضور خویشاوندانه در آن روزهای سخت، رنج غربت و دشواریهای ارتفاعات را تا حدی برایمان قابلتحمل میکرد.روزی ناگهان فرمان عقبنشینی صادر شد. ابتدا فکر کردیم مأموریت گردان عوض شده و یگان دیگری جایگزین ما خواهد شد، اما این بار همه چیز متفاوت بود. از انبار مهمات گرفته تا تانکرهای آب، همه چیز توسط تدارکات به عقب منتقل شد. ابتدا گفتند شب عقبنشینی کنیم، سپس به شب بعد موکول شد و در نهایت دستور لغو گردید. به این ترتیب، حدود ده روز دیگر را در بدترین شرایط، بر فراز قله گامو گذراندیم؛ بیآب کافی، بیغذای مناسب و تقریباً بدون هیچ تجهیزات اضافهای جز سلاح انفرادی. در چنان وضعیتی، اگر دشمن حمله میکرد، مقاومت مؤثر بسیار سخت بود.سرانجام روز موعود فرا رسید. بدون اینکه دشمن متوجه شود و بدون کوچکترین درگیری، ارتفاعات گامو را تخلیه کردیم و راهی کرمانشاه شدیم. چند روز مرخصی به ما دادند و سپس گردان محبین در تنگه شوان، در میان ارتفاعات چهارزبر — مقر تازه لشکر ۵۷ — مستقر گردید.در آنجا اوضاع بیشتر به انتظار و آشفتگی میمانست تا نظم و سامان. تنها چیز روشن این بود که مأموریت ما در جبهه کردستان عراق تمام شده است؛ اما مأموریت جدید لشکر هنوز برای بسیاری از فرماندهان هم معلوم نبود. در همان روزها، عراق بار دیگر به سمت خرمشهر هجوم آورد و تا چند کیلومتری شهر پیش تاخت. با آغاز عملیات بیتالمقدس ۷ در جنوب برای دفع تعرض دشمن، شایعاتی از اعزام بخشی از لشکر به جبهههای گیلانغرب به گوش میرسید و گاهی هم سخن از حرکت به جنوب شنیده میشد. ما که تجربه حاج عمران را پشت سر گذاشته بودیم، هر لحظه منتظر فرمان حرکت جدید بودیم.در این میان، خبر رسید حمیدرضا ابراهیمی جسور و دلاور، فرمانده گردان عاشورا، به فرماندهی محور منصوب شده و وضعیت گردان محبین نیز رو به سامان گذاشت. سلاح نیروهای گردان را بر اساس رسته تحویل دادند، هرچند بدون فشنگ. تا اینکه اعلام شد جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته است.آن روز، همه نیروهای لشکر در تنگه شوان جمع شدند. سخنران مراسم، حضرت آیتالله محمدکریم مروجی، نماینده مردم بروجرد و امام جمعه پیشین کوهدشت بود و در کنار او آقای علیمحمد سوری، نماینده مردم خرمآباد و فرمانده سابق سپاه لرستان، حضور داشتند.آیتالله مروجی با صلابت آغاز کرد: «در یک مثلث سیاسی، نظامی و عبادی، دلایل پذیرش قطعنامه از سوی امام خمینی(ره) را برای شما رزمندگان عزیز اسلام تبیین میکنیم.» ایشان تأکید کردند که این سخنرانی نتیجه مشورت با حاج نوری، فرمانده لشکر، و آقای علیمحمد سوری بوده است. چند روز بعد، وقتی پیام تاریخی امام(ره) صادر شد، برای همه روشن گردید که آن سخنرانی چقدر به دیدگاههای امام نزدیک بوده است. به نظر من، آن روز یکی از سخنرانیهای تاریخی بود؛ هرچند نمیدانم آیا ضبط شده است یا نه. اگر نشده باشد، باید آن را نشانهای از ضعف واحد تبلیغات لشکر ۵۷ لرستان دانست.🌸دانستن حق مردم است🌸🌎 ندای_مردم 🌎🆔 @nedaymarrdom

