همه دعوتید به تشییع ورزش شهر مورموری جناب آقای خلفی، رئیس محترم اداره ورزش و جوانان شهرستان آبدانان…
انتشار: 2026/08/13 08:21 UTCدریافت: 2026/08/14 00:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 00:58 UTC
همه دعوتید به تشییع ورزش شهر مورموری جناب آقای خلفی، رئیس محترم اداره ورزش و جوانان شهرستان آبدانان با سلام و احترام؛✍️این نامه، دعوتی است برای تشییع پیکر بیجانِ ورزشِ شهر مورموری؛ ورزشی که روزگاری نفس میکشید، اما امروز در غبار فراموشی و کمتوجهی، رمق آخر را میکشد. راستش را بخواهید، نمیدانم این دعوت را باید در کدام قالب قرار داد؛ در قالبِ گلایه، در قالبِ گزارش، یا در قالبِ یک فریادِ بیصدا از دلِ یک شهر؟✍️امشب، وقتی توپِ تنها باشگاه ورزشی شهر پاره شد، نه یک توپ که انگار خبرِ مرگِ عزیزی را به گوشِ کسانی رساندند که برای ساعتی ناچیز، از قفسِ روزمرگی بیرون زده بودند تا نفس بکشند. آن صدا، نه صدایِ ترکیدن توپ که صدای ترکیدنِ یک رویای بود.✍️ میدانم که ممکن است در پاسخ بفرمایید: «این باشگاه واگذار شده است»، این ادعا را کاملاً میپذیرم؛ اما اجازه دهید حقیقتی را با شما در میان بگذارم: این واگذاریِ خصوصی، هیچ شباهتی به یک سرمایهگذاری یا داراییِ پربازده ندارد. این واگذاری، دقیقاً مانند انتقال ارث از پدری فقیر به فرزندی فقیرتر است؛ ارثی که در آن، نه سرمایهای هست، نه درآمدی، نه حتی امیدی. تنها چیزی که از این پدرِ بیبضاعت به فرزندِ محرومتر رسیده یک ساختمانِ تهی از هرگونه امکاناتِ اولیه است. باشگاهی که امروز در اختیارِ یک فردِ است، عملاً یک «میراثِ خالی»ست؛ میراثی که از همان روزِ نخست، باری بر دوشِ ورزشِ این شهر بوده و هرگز توانِ ایستادن روی پای خود را نداشته است. از دیگرِ کمبودها که فهرستشان بلند است و دیدنِ هرکدام، زخمی تازه بر دلِ ورزشدوستانِ این شهر دیگر چیزی نمیگویم. ✍️آقای خلفی، بنده شما را ندیدهام و درباره عملکرد جنابعالی نیز هیچ قضاوتی نمیکنم. شناخت کافی از اقدامات، تلاشها و محدودیتهای پیش روی شما ندارم. ممکن است شایسته باشید و برای ورزش این شهر تلاشهایی کرده باشید که من از آن بیخبرم؛ و ممکن است در عملکردتان نقصها و کاستیهایی هم وجود داشته باشد که باز هم به دلیل ناآشنایی، نه منصفانه است و نه اخلاقی که درباره آن سخن بگویم. اما آنچه درباره مورموری گفتم، نه از سرِ داوریِ یک روزه، که از سرِ دیدههای چند ساله است. از همان آغازِ راه، همیشه شاهدِ دردِ کهنِ ورزشِ این شهر بودهام. دردی که فصل و سال و رئیس و این و آن نمیشناسد، دردی که ریشه در بسترِ نبودِ نگاه دارد، دردی که هر روز با پارهشدنِ توپی، با خرابیِ وسیلهای، با ناامیدیِ جوانی، تازهتر میشود.✍️واقعیت این است که ورزشِ مورموری امروز نه بر دوشِ یک فرد بیسرمایه، که بر دوشِ آرزوهایِ جوانانی سنگینی میکند که هر شب با توپِ وصلهدار، رویایِ فردایی بهتر را شوت میزنند. شاید اگر نگاهی از جنسِ مسئولیت، از جنسِ دیدنِ این صداهایِ خاموش، به این شهر بازگردد، بشود از این تشییع، تولدی دوباره ساخت. ما منتظرِ نگاهِ شما نیستیم؛ ما منتظرِ یک تغییریم، هرچند کوچک، هرچند دیر.با احترام دکتر حمید احمدی نژادt.me/nedayIlameyan
