طباطبایی، شایگان و گفتمانیکی از دوستان عزیز که از علاقه من نسبت به مرحوم جواد طباطبایی مطلع است مقا…
انتشار: 2026/07/28 14:53 UTCدریافت: 2026/08/03 09:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 09:52 UTC
طباطبایی، شایگان و گفتمانیکی از دوستان عزیز که از علاقه من نسبت به مرحوم جواد طباطبایی مطلع است مقالهای را برایم فرستاد که به تازگی در مجله معتبر Interpretation منتشر شده است۔ این مقاله درواقع مروری است بر ترجمه انگلیسی کتاب ابن خلدون و علوم اجتماعی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد۔ از شنیدن خبر انتشار این ریویو در نشریهای معتبر و شناختهشده، که گرایشی اشتراوسی دارد و نامهای معتبری چون چارلز باترورث، هاروی منسفیلد، هاینریش مایر و تامس پنگل به عنوان ویراستار بر آن نظارت دارند، بسیار خوشحال شدم۔ همیشه به دانشجویان و دوستان توصیه میکنم که درمورد اندیشه ایرانی و اندیشمندان معاصر باید به زبانهای خارجی بنویسند۔ این کار موجب میشود اندیشه ایرانی در تراز بینالمللی مطرح شود و راهی باز شود تا بتوانیم با آکادمی جهانی وارد گفتگویی معنادار شویم۔با این وجود، تورق اجمالی این مرور کتاب، که به قلم فردی به نام لئو مرادی نوشته شده است که من هیچ شناختی از او ندارم، بسیار تجربه مایوسکنندهای از آب درآمد۔ در اینجا به فهم و تفسیر نویسنده از کتاب کاری ندارم و فعلا موضوع بحث من نیست۔ اما در متن و پاورقیها نمونههایی از ناآگاهی نویسنده از مباحث فکری طباطبایی وجود دارد که دربردارنده اطلاعات غلط است۔ چون هدفم نقد و بررسی کل مقاله نیست تنها به یک نمونه فاحش اشاره میکنم۔در پاورقی ۳ صفحه ۴۸۱ آمده است: "طباطبایی مدعی است که ترجمه درست دیسکور فوکو نظام گفتاری است و نه گفتمان- اصطلاحی که برای اولین ازسوی داریوش شایگان پیشنهاد شد۔"در نگاه نخست تصورم این بود که نویسنده گرامی داریوش آشوری و داریوش شایگان را به سبب اشتراک در نام خلط کرده است (که البته همین بیدقتی هم در مقالهای بینالمللی موجه نیست)۔ اما دیدم در جمله بعد ایشان نوشته است که "در خاتمه کتاب، طباطبایی به نقادی فهم شایگان از تاریخ اندیشه در ایران و اسلام پرداخته است" (که اشاره دارد به نقدهایی که طباطبایی نسبت به مباحث شایگان در صفحات پایانی کتاب "ابن خلدون و علوم اجتماعی" آورده است). اینجا متوجه شدم نویسنده واقعا تصور کرده است که اصطلاح گفتمان ازسوی داریوش شایگان پیشنهاد شده است و به وضوح از نقدها و مناظرههایی که در دهههای اخیر در فضای فکری ایران حول این مفهوم شکل گرفته و مشارکت طباطبایی در این بحث بیاطلاع است۔ برای من عجیب بود دیدن اینکه چنین خطای فاحشی، که البته میتواند برای مخاطب غربی بسیار گمراهکننده باشد، از دید ارزیابان و ویراستاران این نشریه معتبر پنهان مانده است (فایل مقاله به پیوست).




