📺📺📺📌 این داستان معروف آلن واتس را شاید شنیده باشید، اما شنیدن دوبارۀ آن در این روزهای ناخوشایند…
انتشار: 2026/07/20 07:41 UTCدریافت: 2026/08/15 01:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:21 UTC
📺📺📺📌 این داستان معروف آلن واتس را شاید شنیده باشید، اما شنیدن دوبارۀ آن در این روزهای ناخوشایند میتواند تسکیندهنده باشد. از آلن واتس نویسنده، سخنران و معلم معنوی بریتانیایی بیش از ۴۰۰ سخنرانی و ۲۵ کتاب برجا مانده است.@NDEchanel
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — تجربه نزدیک به مرگ / ان دی ئی
🪽🪽🪽👍 دوستان من!✔️ جهان سیاه و تاریک نیست. زندگی رو از روی تیتر اخبار قضاوت نکنین، دنیا فقط در اون چیزی که هر روز در رسانهها و صفحات اجتماعی به ما نشون میدن، و در ابتذال و سطحینگری بزککردهی اکسپلور اینستاگرام خلاصه نمیشه. انسانیت واقعی رو در هیاهوی سلبریتیها خودنما و حاکمان ریاکار و صاحبان ثروتهای بادآورده، پیدا نمیکنین!✔️ انسانیت واقعی، اغلب بیصداست:در کسیه که میبخشه، بدون اینکه دیگری بفهمه.در کسیه که با وجود ترس و ناامیدی، همچنان برای خوب ماندن تلاش میکنه.در کسیه که بهجای کنترل کردن، کمک میکنه.در قلبیه که وسط این همه تاریکی، هنوز نور رو انتخاب میکنه.درسته که تاریخ، تنها اسم قدرتمندان رو ثبت میکنه اما آینده رو آدمهای آگاه، بیدار و ازخودگذشته میسازن!✔️ میلیونها نفر همین حالا، بدون دوربین، بدون میکروفون و بدون هیاهو، دارن دنیا رو تغییر میدن؛با یک مهربانی خالصیک لبخند شیرینیک ایثار کوچکیک انتخاب درستیک دستِ یاریو یک قلب روشن✔️ تغییر اثرگذار و پایدار، با سروصدا اتفاق نمیافته. گاهی بزرگترین رویدادهای جهان، در سکوت شروع میشن و در تنهایی رشد میکنن، و وقتی به بار مینشینن، دیگران تازه در جهان بیرون میتونن آثارش رو تماشا کنن و از مواهبش بهرهمند بشن، بدون اینکه حتی بدونن چه انسانهای ناشناس اما بزرگی، چنین روزهایی رو برای اونا رقم زدن!✔️ پس تو هم اگر با وجود تمام دردها و مشکلاتت در این سالها، هنوز نور رو انتخاب میکنی، اما خستهای، بدان که تنها نیستی، ادامه بده و به تاریکی تن نده! شاید ما همان نسلی باشیم که سالهای بعد، تاریخ دربارهشان خواهد نوشت:«آنها بیسروصدا جهان را تغییر دادند و آن را به جای بهتری تبدیل کردند.»⭐️@NDEchanel⭐️
«جیمز رندی»؛ شعبدهبازی غیرقابلاعتماد✍️ احمد بهزادینهتنها دلیلی برای اعتماد به جیمز رندی و «جایزۀ یکمیلیوندلاری» مؤسسهش وجود نداره، بلکه شواهدی وجود داره که حتی صداقت رندی رو بهشدت زیر سؤال میبره.ماجرایی که در ادامه میخونید، تنها یک نمونه از این شواهده و البته حتی همین یک مورد بهتنهایی برای زیرسؤالبردن کارهای یک نفر کفایت میکنه.توانایی تلهپاتیک سگهاسال 1998، دکتر روپرت شلدریک، زیستشناس و محقق فراروانشناسی، مطالعهای رو منتشر کرد که گویای توانایی تلهپاتیک سگها بود؛ بهطور خاص این مطالعه میگفت سگی به اسم «جایتی» بهطور تلهپاتیک متوجه میشد سرپرستش کِی به خونه برمیگرده و درست قبلاز اومدن اون به استقبالش میرفت (از «این لینک» حتی میتونید ویدئوهای این تحقیق رو ببینید).[البته دکتر شلدریک، علاوهبر این کِیس، شواهد بسیار بیشتری هم در زمینۀ توانایی تلهپاتیک حیوانات جمعآوری کرد؛ مثلاً نگاه کنید به «این ویدئو» که قبلاً زیرنویس کردم و دربارۀ توانایی ذهنخوانی یک طوطیه؛ همینطور «این پست» هم پیشنهاد میکنم.]اما واکنش جیمز رندی چی بود؟ جیمز رندی با مجلۀ «Dog World» مصاحبه کرد و گفت: «ما توی مؤسسهمون (مؤسسۀ جیمز رندی) این ادعا رو آزمایش کردیم و [توانایی تلهپاتیک سگها] رد شد!» (این مصاحبه ژانویۀ سال 2000 منتشر شد).دکتر شلدریک که این مصاحبه رو میخونه، به رندی ایمیل میزنه و ازش دربارۀ این آزمایش سؤال میپرسه؛ «این آزمایش چطوری انجام شده؟ کجا و کِی منتشر شده؟ آیا فیلمبرداری انجام شده؟ و ...»، اما جیمز رندی جواب نمیده. شلدریک دوباره ایمیل میزنه و دوباره پاسخی دریافت نمیکنه.دکتر شلدریک با اعضای مؤسسۀ «جیمز رندی» تماس میگیره و ازشون میخواد که اطلاعات این آزمایش ادعایی رو براش بفرستن. واضحه که اونها اطلاعی نداشتن! اما کمک میکنن که جیمز رندی جواب ایمیل شلدریک رو بده؛ رندی توی ایمیلش میگه:...من این آزمایش رو توی مؤسسه انجام ندادم، بلکه سالها قبل (!) انجام دادم... این یک آزمایش ”غیررسمی“ بود... دادههای این آزمایش هم براثر سیل از بین رفتهن... سگهایی که آزمایش کردم الان توی مکزیکن و سرپرستشون هم سال پیش در یک حادثۀ وحشتناک فوت شد... من زیادهروی کردم و براساس دادههای اندک نسبت به توانایی فراحسی سگها اون مطالب رو گفتم. این کار ازجانب من عجولانه و نادرست بود و از این بابت صمیمانه عذرخواهی میکنم.«ویل استور» (Wil Storr)، خبرنگار شناختهشدۀ بریتانیایی، این موضوع رو بررسی میکنه و توی گزارشش در سایت روزنامۀ مشهور «(دیلی) تلگراف» به این ماجرا اشاره میکنه (کل گزارش رو میتونید از «این لینک» بخونید).ویل استور با خود جیمز رندی هم مصاحبه میکنه و ایمیلهای ردوبدلشده بین رندی و شلدریک رو بهش نشون میده. رندی باز ادعا میکنه که دادههای آزمایشش براثر سیل و طوفان از بین رفتن و میگه «طوفان ویلما» (Hurricane Wilma) باعث این اتفاق شده، اما ویل استور بعداز مصاحبه متوجه میشه این طوفان چهار سال قبلاز زمانی که رندی ادعا میکرده دادهها دردسترس بودن، اتفاق افتاده!علاوهبراین، جیمز رندی توی همین مصاحبه اعتراف میکنه که «بدون شک» گاهی «دروغ» گفته، هرچند ادعا میکنه که نمیدونه آیا «همیشه» این «دروغگوییها» آگاهانه بوده یا نه![دکتر شلدریک هم مختصراً در «این لینک» دربارۀ این ماجرا توضیح داده.]جیمز رندی سال 2020 جسمش رو ترک کرد، اما افسانۀ جایزۀ یکمیلیوندلاریش کماکان ادامه داره. بههرحال، برای آرامش و شادی روحش دعا میکنیم.➖➖➖➖🆔@near_death
بتی جین ایدی، تجربهگر نزدیک به مرگ:بهوضوح دیده و آموخته بودم که بسیار حائز اهمیت است که هرگز با عقاید و اعتقادات روحانی دیگران به مبارزه نپردازم و بهزور درصدد تحمیل اعتقادات و باورهای شخصی خودم نباشم. این را نیز میدانستم که هر انسان براساس سرعت و ضربآهنگ باطنی خویش و بنا به عقاید فعلی خود به پیشرفت معنوی محکمتر و عمیقتری نائل میگردد تا سرانجام به درکی ژرف از نظام عالم هستی دست یابد. با انتقاد از دین و آیین دیگران و یا با قضاوتهایی نادرست تنها میتوانستم موجب مسدود شدن عقاید دیگران در وجودشان گردم و مسیر آنها را در جهت رسیدن سریعتر به خدای متعال مسدود سازم. میتوانستم با این کار مانع رشد معنوی طبیعی آنها گردم و یا حتی آن مقدار معنویتی را هم که در وجودشان بود از باطنشان بزدایم...بهخوبی مشاهده میکردم که این اشتباه را در ماههای گذشته به انجام رسانده بودم: آن هنگام که بیهوده تلاش کرده بودم تجربیاتم را با دیگران سهیم شوم. در شور و اشتیاق عمیقم در جهت آنکه بهعنوان موجودی درستکردار و شایسته معرفی گردم و کوششم برای تبدیل کردن دیگران به انسانهایی به همان اندازه «دستکردار»، با حالتی بیصبرانه و با اعمال نظر شخصی خود، قدم به داخل مسیر معنوی آنها نهاده و با نادیده انگاشتن عقاید آنها، به خود نیز آزاری شدید وارد آورده و و بدبختانه هیچ کار مثبتی به انجام نرسانده بودم.حال دیگر به هیچوجه خواهان این نبودم که دیگران را به «راه راست» بیاورم و یا کاری کنم که آنها نظریات معنویشان را دستخوش تغییر سازند و به آنچه من میگفتم باور بیاورند.بهوضوح مشاهده میکردم که عمل صحیح این است که اجازه دهم آنها خود بهتنهایی این نیاز مبرم در جهت تغییر، تحول و تکامل معنوی را از برای خود خواهان شوند.دیگر دریافته بودم که خدای مهربان، خالق و آفریدگار همۀ موجودات، در زمانی که مناسب هر فرد باشد، این شوق و نیاز را در دل و جان او جای خواهد بخشید؛ بهویژه آن هنگام که فرد آمادۀ دریافت این تغییر و تحول باشد. آن هنگام که انسان به خدای خود اعتماد کند، خدای متعال با کمال بخشندگی و مهربانی به هدایت و راهبری ما میپردازد تا بتوانیم بر میزان دانش و آگاهی معنویمان بیفزاییم.🔺بتی جین ایدی، در آغوش نور ۲، ترجمۀ فریده مهدوی دامغانی➖➖➖➖🆔@near_death
👍👍👍🚫 از مـــسابقهی بیپایانی که اکسپلور اینستاگرام به ما تحمیل کرده، بیرون بیایید. زندگی میدان رقابت نیست که بازنده و برنده داشته باشد. زندگی حقیقی بیرون از «الگوریتم»، به آرامی و در سکوت جریان دارد!💎 زنــــدگی یک سفر کوتاه است؛ سفری برای تجربه کردن، آموختن و به دست آوردن آگاهی. هر تجربه چه تلخ چه شیرین، قدمی ما را به کشف معنای زندگی نزدیکتر میکند. آنوقت دیگر مهم نیست که در کجای صف ایستادهایم؛ عمیقترین احساسات، نابترین لحظات و لذت واقعیِ زندگی را لمس خواهیم کرد!🌈 از ایــــن سفر کوتاه لذت ببرید، در پایان این راه، دوباره آغاز دیگری در انتظار ماست.@NDEchanel
📌 کسی به جز خودمان، نمیتواند ما را از شر خودمان در امان نگه دارد!💫 @NDEchanel
💠 آیا با هیپنوتیزم میشه تجربۀ نزدیک به مرگ داشت؟بیایم یه نگاه مختصر به سه تحقیق مرتبط با این موضوع بندازیم:▪️ تحقیقی که دکتر بروس گریسون (پدر تحقیقات تجربۀ نزدیک به مرگ) و پروفسور ماسایوکی اوکادو (پارسایکولوژیست ژاپنی) در سال 2018 منتشر کردنتوی این تحقیق، افرادی رو که تحت هیپنوتیزم بازگشت به زندگی گذشته، مرگ رو تجربه کرده بودن (تقریباً مشابه هیپنوتیزم دکتر مایکل نیوتن)، با افرادی که تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن مقایسه کردن. افرادی که «مرگ هیپنوتیزمی» رو تجربه کرده بودن، بنابر «مقیاس اندیئی گریسون» تجربۀ نزدیک به مرگ داشتند؛ یعنی نمرهای بالاتر از 7 رو کسب کرده بودن و حتی نمرات این افراد از تجربهگران نزدیک به مرگ یک تحقیق دیگه بیشتر بود!حتی پیامدها یا اثرات بعدی تجربۀ مرگ هیپنوتیزمی هم وضعیت مشابهی داشت. [1]▪️ تحقیقی که محققان دانشگاه لیسبون در سال 2022 منتشر کردنتوی این تحقیق، دیگه سراغ بازگشت به زندگی گذشته نرفتن، بلکه با تلقین و القای مراحل تجربۀ نزدیک به مرگ، تلاش کردن این تجربه رو در 18 شرکتکننده ایجاد کنن. از این 18 نفر، 17 نفر نمرۀ بالاتر از هفت گرفتن و یک نفر از اونها پیامی رو از یکی از نزدیکان فوتشدهش دریافت کرد و این درحالی بود که دیدار با درگذشتگان جزو القائات محققان نبوده.محققان این تحقیق هشدار میدن که «صرف کسب نمره از مقیاس گریسون الزاماً به معنای یکسانی این تجربهها با تجارب نزدیک به مرگ نیست» و معلوم نیست چه مقدار از این تجربهها ناشی از تلقین صرف بوده و چه مقدار ناشی از ورود به سطحی عمیقتر از هوشیاری (یا همون چیزی که تجربهگران نزدیک به مرگ تجربه میکنن). [2]▪️ آزمایشهای «تجربۀ خروج از بدن» دکتر چارلز تارت فقیداگرچه این تحقیق دربارۀ تجربۀ نزدیک به مرگ نیست، اما دربارۀ یکی از عناصر مهم این تجربهها یعنی «تجربۀ خروج از بدن»ه. توی آزمایشهای دکتر تارت یک نفر (خانم Z) میتونه از بدنش خارج بشه و عدد تصادفی پنجرقمی رو که فقط از سقف و در زاویۀ بالا به پایین قابلمشاهده بوده، ببینه و بهدرستی گزارشش بده.البته توی این تحقیق دکتر تارت مواردی هم گزارش میکنه که افراد یک تجربۀ خارج از بدن کاملاً نادرست رو تجربه کردن.مقالۀ دکتر تارت نکات بسیار جالبتوجهی داره که حتماً پیشنهاد میکنم اگر تونستید مطالعهش کنید. [3]🔻 نتیجهگیری من:به گمان من، اینکه بگیم با هر روشی و در هر کیسی هیپنوتیزم منجر به یک تجربۀ کاملاً درست از «دیگرسو» میشه، نتیجهگیری دقیقی نمیتونه باشه، اما هیپنوتیزم حتماً میتونه ابزار بسیار خوبی برای کشف و کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگرسو باشه و کاش محققان توجه بیشتری به این ابزار داشته باشن.ضمناً باید توجه کنیم که شواهد مرتبط با هیپنوتیزم محدود به موارد مطرحشده در این مطلب نیست؛ مثلاً نگاهی بندازید به فصل دوم کتاب «علم و تناسخ»، قسمت «نمونهای دیگر از برخورد جامعۀ علمی با کارهای استیونسون».منابع:[1] Ohkado, M., & Greyson, B. (2018). A comparison of hypnotically-induced death experiences and near-death experiences. Journal of International Society of Life Information Science, 36(2), 73–77.[2] Ferreira, A. S. M., Farinha, A. P., & Simões, M. (2022). Hypnotically induced near-death-like experiences: An exploratory study of phenomenological similarities to near-death experiences. Journal of Near-Death Studies, 40(1), 47–68.[3] Tart, C. T. (1998). Six studies of out-of-body experiences. Journal of Near-Death Studies, 17(2), 73–99.✍️ احمد بهزادی➖➖➖➖🆔@near_death