آنقدر بیتاب بودم که دیگر طاقت نیاوردم. به سرعت از خانه بیرون زدم. سر کوچه که رسیدم نگاهی به اطراف انداختم. یک جیپ نظامی در گوشهای از خیابان توقف کرده بود و تعدادی سرباز ارتش سرخ در آن حوالی پرسه میزدند. عدهای را دیدم که برای خواندن مطالب اعلامیههایی که جابهجا روی دیوارها چسبانده شده بود در حلقههای کوچک دور هم جمع شده بودند. کسانی که سواد داشتند با صدای بلند مطالب را برای سایرین میخواندند.مدتی بیهدف در آن گشت زدم. از چهرهی مردمی که در حال عبور بودند هیجان و اشتیاق را به وضوح میدیدم. نگاهی به کاغذ مچاله شدهای که هنوز در میان انگشتانم میفشردمش انداختم و قدمزنان به سمت خانه برگشتم و همچنان که پیش میرفتم، بار دیگر شروع به خواندن اعلامیه کردم. این اعلامیه رسمی حامل پیامهای زیادی بود و خیلی واضح و روشن هدفهای فرقه در آن تشریح شده بود.#شب_ققنوسنویسنده : #نازیلا_نوبهاری 💙 #نشر_روزگار راه های تهیه این کتابها:❤️ digikala.com/brand/roozegar-pub/🤍 nashreroozegar.com 💙 T.me/RoozegarPublication @roozegar_bookآنقدر بیتاب بودم که دیگر طاقت نیاوردم. به سرعت از خانه بیرون زدم. سر کوچه که رسیدم نگاهی به اطراف انداختم. یک جیپ نظامی در گوشهای از خیابان توقف کرده بود و تعدادی سرباز ارتش سرخ در آن حوالی پرسه میزدند. عدهای را دیدم که برای خواندن مطالب اعلامیههایی که جابهجا روی دیوارها چسبانده شده بود در حلقههای کوچک دور هم جمع شده بودند. کسانی که سواد داشتند با صدای بلند مطالب را برای سایرین میخواندند.مدتی بیهدف در آن گشت زدم. از چهرهی مردمی که در حال عبور بودند هیجان و اشتیاق را به وضوح میدیدم. نگاهی به کاغذ مچاله شدهای که هنوز در میان انگشتانم میفشردمش انداختم و قدمزنان به سمت خانه برگشتم و همچنان که پیش میرفتم، بار دیگر شروع به خواندن اعلامیه کردم. این اعلامیه رسمی حامل پیامهای زیادی بود و خیلی واضح و روشن هدفهای فرقه در آن تشریح شده بود.#شب_ققنوسنویسنده : #نازیلا_نوبهاری 💙 #نشر_روزگار راه های تهیه این کتابها:❤️ digikala.com/brand/roozegar-pub/🤍 nashreroozegar.com 💙 T.me/RoozegarPublication @roozegar_book