. و ما بر زمین ردنامهای ناپدیدیمما راندهشدهگانمحکومایم که بهشت را بسراییمگلها را از نو بکاریمزینتی برای زلف دوشیزهگانما محکوم شدیم تا بهشت را ترک کنیمپس مقابلمان زمین گسترده شد. و حالیعشق سفر دشواریست در پهنهی جهانمشق سکون و سکوت استسکوتی بهسان آلیشها و راشهای قصهیی کهنعشق طریقت نگاه استنگاهی که بر خاکها بذری میکاردبذری، درختیتا من سخن بگویمو تو با برگها نوازشام کنی.#اکتاویو_پاز@navayemastaneh