بسم الله الرحمن الرحیم «برهنگی؛ نه یک نظریه علمی، بلکه یک پروژه اقتصادی» ۱. ریشه شناسی یک انحراف فرهنگیبیحجابی و عریاننمایی در جوامع امروز ریشه در یک کتاب علمی، یا یک نظریه روانشناختی عمیق ندارد. این پدیده، حاصل یک پروژه ی مهندسی فرهنگیِ هدفمند از سوی بنگاههای اقتصادی بزرگ است؛ پروژه ای که با ابزارهای روانشناسی تبلیغات، سرمایه گذاری رسانه ای و بهره گیری از نمادهای احساسی، یک «عرف» مصنوعی را جایگزین ارزشهای نهادینه شده ی پیشین کرد. ۲. نقطه ی عطف: سیگار و نماد «شعله ی آزادی»ادوارد برنیز، پدر روابط عمومی مدرن، در دهه ی ۱۹۲۰ برای فروش سیگار به زنانی که تا پیش از آن هرگز تنباکو نمیکشیدند، دست به ابتکاری زد:- او سیگار را نه به عنوان یک ماده ی دخانی، بلکه به عنوان «مشعل آزادی» در راهپیماییهای روز استقلال آمریکا به دست زنان داد.- با هماهنگی رسانه ای، تصاویر زنان شیک پوشِ سیگاربه دهان، تابوی کشیدن سیگار برای زنان را در یک روز شکست.- پزشکان را با حمایت مالی مجاب کرد تا سیگار را برای زنان باردار «مفید» و «کاهنده ی استرس» معرفی کنند.نتیجه: فروش سیگار میان زنان چندبرابر شد، اما یک «فرهنگِ ساختگی» متولد گشت که هیچ ریشه ی بومی، دینی یا تاریخی نداشت. ۳. از دخانیات تا دکوراسیون فروشگاههاهمین الگو بعدها در صنایع دیگر تکرار شد:- صنعت مد و پوشاک دریافت که هرچه پوشش کمتر و جذابیت جنسی فروشندگان و ویترینها بیشتر باشد، فروش افزایش می یابد.بنگاههای اقتصادی به تدریج دکورِ مغازه ها، لباس کارکنان و حتی طراحی محصولات را بر پایه ی تحریک جنسی بازطراحی کردند؛ نه برای زیبایی، بلکه برای درآمد بیشتر.- این تغییرات با تکرار در فیلمها، مجلات و تبلیغات خیابانی، به مرور به عنوان «مدرنیته» جا خوش کرد. ۴. نقش زنانِ میدان دار (با انگیزه ی مالی)بخش مهمی از این تغییر، با همکاری خود زنان پیش رفت؛ زنانی که بسیاری از آنها با دریافت پول ، در رژه ها، تئاترها و تبلیغات حضور یافتند و این سبک پوشش را ترویج کردند. این همکاریِ پنهانِ اقتصادی، آنقدر تکرار شد تا یک هنجارِ بی پشتوانه به چشم بسیاری «طبیعی» بیاید، در حالی که نه از دل نیاز واقعی جامعه برخاسته بود و نه از یک اندیشه ی انسانی عمیق. ۵. پیامدهای پنهان (فراتر از اخلاق)فارغ از مباحث اخلاقی و دینی، این سبک پوشش دارای تبعات علمی ثابت شده ای است:مشکلات نورولوژیکی: افزایش تحریک پذیری مغز، کاهش تمرکز و اختلال در تصمیم گیری منطقی در مواجه ی مداوم با محرکهای جنسی مصنوعی.- آسیبهای روانشناختی: ایجاد اضطراب بدنی در زنان، کاهش عزت نفس مبتنی بر ظاهر، و عادی سازی نگاه ابزاری به بدن انسان.- افول روابط انسانی: کاهش عمق ارتباطات عاطفی و افزایش نگاه مصرفی به یکدیگر.اما بنگاههای اقتصادی بهروی این آسیبها چشم بسته اند؛ چراکه تنها شاخصِ موفقیت برای آنها سود خالص است. ۶. چگونه یک بی فرهنگی به فرهنگ تبدیل شد؟تکرار، تداوم و سرمایه گذاری گسترده در رسانه ها، این رفتارهای تحمیلی را پس از یک نسل به صورت «فرهنگِ مسلط» درآورد. اما یک فرهنگ واقعی، زاییده ی زیستِ یک جامعه، تاریخ، باورها و نیازهای واقعی آن است؛ نه یک کمپین تبلیغاتی که برای افزایش مصرف یک محصول طراحی شده باشد. نتیجه گیری برای امروزما امروز با میراثی روبه روییم که در آن:- بدن انسان به کالایی برای فروش تبدیل شده،- حیا به عنوان یک مانع اقتصادی تلقی میشود،- و آزادیِ واقعی جای خود را به آزاریِ برنامه ریزی شده داده است.آگاهی از این ریشه های تاریخی و اقتصادی، اولین گام برای بازپسگیریِ حق انتخابِ آگاهانه است؛ نه بر اساس آنچه بنگاه ها میخواهند، بلکه بر اساس آنچه برای سلامت فردی و اجتماعی ما مفید است.✍️محمد عظیمی🚩نهضت سواد رسانهای انقلاب اسلامی(نسرا) استان مرکزی🆔 @nasramarkazi