سرمقاله نشریه شماره ۱۶۹عبدالرحیم عبدالکریمیبه بهانه روز خبرنگارنوبت عاشقیت یک چندی نماز مغرب و عشا…
انتشار: 2026/08/08 09:55 UTCدریافت: 2026/08/09 02:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 02:45 UTC
سرمقاله نشریه شماره ۱۶۹عبدالرحیم عبدالکریمیبه بهانه روز خبرنگارنوبت عاشقیت یک چندی نماز مغرب و عشا که تمام شد ، با وحید (۱) از مسجد بیرون زدیم ، قرارگذاشتیم تا خانه را قدم بزنیم ، زرق و برق فروشگاه های خیابان شریعتی را گذراندیم ، نزدیک چهار راه کاظمی که رسیدیم ، تابلویی نظرمان را جلب کرد ، ((نشریه بیداری )) ، وحید گفت : این نشریه مال یکی از فامیلهاست ، تازه شروع به کار کرده ، میخوای سری بهشون بزنیم؟ و اینگونه شد که از پله های بیداری بالا رفتیم...-هفدهم امرداد نزدیک است ، روز خبرنگار ، (نمیخواهم کلیشه بنویسم اما گاهی باید گفت و نوشت تا ثبت شود و... ) روز خبرنگار نزدیک است ، روز انسانهایی که برگزیده شدند تا چشم و گوش و صدای جامعه خود باشند چرا که خبرنگار یعنی ایستادن جایی که دیگران ترجیح میدهند کسی نایستد. ، یعنی وقتی همه از کنار یک اتفاق عبور میکنند، او بایستد، نگاه کند، بپرسد و روایت کند. ، خبرنگار یعنی صدای آدمهایی بودن که صدایشان به جایی نمیرسد. ، یعنی درد را پیش از آنکه به آمار تبدیل شود، دیدن؛ و انسان را پیش از آنکه به یک عدد در جدولها تقلیل پیدا کند، به یاد آوردن ، خبرنگار یعنی پرسیدن؛ حتی وقتی پاسخ دادن دشوار است، حتی وقتی سؤال خوشایند نیست و حتی وقتی سکوت، امنتر از حقیقت است.خبرنگار یعنی حافظه یک شهر که اگر او ننویسد، بسیاری از اتفاقها میگذرند و فراموش میشوند؛ بسیاری از آدمها میآیند و میروند، بسیار تصمیمها گرفته میشود، حق ها ضایع میشود، امیدها شکل نمیگیرد و همهچیز در هیاهوی روزمرگی گم میشود و اوست که میبیند و ثبت می کند و....خبرنگار یعنی چشم بیدار جامعه ، نه چشمِ همیشه منتقد، نه زبانِ همیشه مدافع ؛ بلکه نگاهی که تلاش میکند آنچه هست را، همانگونه که هست، ببیند و روایت کند.خبرنگار یعنی دقیق ترین صدا نه بلندترین ، یعنی حقیقت یک ماجرا نه هیاهو و حاشیه هایعنی تو میدانی یک کلمه میتواند آبروی کسی را ببرد و یک جمله میتواند امیدی را زنده کند.خبرنگاری فقط نوشتن آنچه اتفاق افتاده نیست؛ بلکه گاهی نوشتن درباره چیزی است که نباید اتفاق میافتاد. ، خبرنگار یعنی پرسشگر بودن، بدون آنکه قاضی باشد؛ منتقد بودن، بدون آنکه دشمن باشد و مطالبهگر بودن، بدون آنکه حقیقت را قربانی هیجان کند.خبرنگار یعنی آینه بودن ؛ آینهای که اگر تصویرش خوشایند نیست، آینه را نمیشکند بلکه تلاش میکند تا آن تصویر زیبا شود خبرنگار یعنی در روزگار مجازی امروز که صدا ها و روایتها زیاد شده، روایت مسئولانه خود را بنویسد خبرنگار یعنی کسی که میداند پشت هر تیتر، آدمهایی زندگی میکنند؛ پشت هر عدد، خانواده هایی هستند ؛ پشت هر تصمیم، سرنوشتی و پشت هر خبر، حقیقتی که باید با احتیاط به دست مردم سپرده شود. خبرنگاری یعنی دیدن آنچه دیگران نمیبینند، پرسیدن آنچه دیگران نمیپرسند، نوشتن آنچه دیگران نمینویسند و ایستادن پای حقیقت وقتی ایستادن هزینه دارد.و شاید خبرنگار یعنی هدایت راهنمایی و پیامبری کردن در جامعه بدون آنکه راه بر و پیام بر باشی....- وارد اتاق که شدیم پیرمردی مهربان و خوشرو سمت راست کنار ورودی پله ها نشسته بود ،آقاجون ، لقبی بود که بچه های نشریه به او داده بودند ، پیرمرد کسی نبود جز سید محمدرضا هاشمی(۲) پیر مطبوعات کرمان و تاریخ زنده این سرزمین که در نود و چند سالگی سرزنده و پر انرژی مشغول تماشای ثمره زندگی اش بود ، سید فریدون(۳) و سید علی (۴) فرزندان ایشان که بیرق روزنامه نگاری را بعد از پدر در دست گرفته بودند، در سوی دیگر دفتر نشسته بودند ، سلام کردیم و وحید مرا به ایشان معرفی کرد ، سید فریدون خندان و بی ریا در خصوص بیداری و سابقه آن توضیحاتی را ارائه داد و....- هفدهم امرداد نزدیک است ، روز خبرنگار ، و هرسال در همین روز ها باز هم همگان به یاد خبرنگاران می افتند ، برخی مدیران پیامهای تبریک میفرستند و برخی هم با گرفتن عکسهای یادگاری و ...به دنبال بیختن و الک کردن آرد خودشان هستند ، اما عجیب اینکه آنچه که در این سالها تغییری نکرده مشکلات و مصائب و دردسرها و گرفتاری های خبرنگاران است ، عدم امنیت شغلی ، نداشتن حقوق ثابت ، دردسرهای قضایی و .... مشکلات مسکن و خودرو و ادوات کاری و بیمه و و و همه و همه مسائلی است که در این سالها همواره گریبانگیر این قشر بوده است گرچه ممکن است هرکدام از آنها در برخی از سالها پررنگ تر شده اند و در برخی سالها کم رنگ تر...اما قابل تامل اینکه آنان که پای ثابت روزنامه نگاری و خبرنگاری بوده اند و عاشقانه در این وادی پای نهاده اند بی هیچ چشمداشتی و با هزاران مشکل همچنان پای کار ایستاده اند و بار رسانه ای این بوم و بر را صادقانه بر دوش می کشند


