📘پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی(۶)✍️ #نیکروز_پا…
انتشار: 2026/08/09 18:32 UTCدریافت: 2026/08/12 06:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 06:25 UTC
📘پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی(۶)✍️ #نیکروز_پارسبان🔬 عقیقی میخواهد ما را وادار کند میان دو گزینه یکی را برگزینیم: یا روایت را بیچونوچرا بپذیریم، یا چون منفرد است دور بیندازیم.🔻اما تاریخ چنین کار نمیکند. راه پژوهش همین است: 📍سند را روی میز بگذاریم، زمینه و بافتِ پیرامونش را بازسازی و بازکاوی کنیم، بازیگران را بشناسیم و ببینیم روایت در این شبکهی راستین مناسبات کجا میایستد.🔺در اینجا، روایت دستکم جایی برای نشستن دارد؛ و همین برای نابسنده دانستنِ استدلال عقیقی بسنده است.🎭 سنجش استدلال دوم عقیقی: اهریمنسازی از دیلمیان و توجیه فتوحات🏹 اما اکنون باید به سراغ دومین تیرِ ترکشِ موسوی عقیقی رفت؛ تیری که در ظاهر درباره دیلمیان است، اما هدفِ اصلیِ آن نه دیلمیانِ قرنهای نخست، بلکه مدافعانِ امروزیِ آنان است.👹 عقیقی میکوشد با برجستهکردنِ نگاره دیلمیان بهعنوان مردمانی خشن، جنگجو و غارتگر، زمینِ اخلاقیِ دفاعِ ملیگرایان (منتقد اسلام) از دیلیمیان را از زیر پایشان بیرون بکشد. منطقِ پنهانِ استدلال روشن است: ❗️اگر دیلمیان مردمانی غارتگر بودهاند، پس شما امروز چگونه میتوانید از آنان در برابر فتوحات دفاع کنید؟ مگر از یک گروهِ تاراجگر هواداری نمیکنید؟ و اگر چنین است، نقدِ شما بر فتحِ سرزمینشان نیز از بنیاد مخدوش است!!🔻اما این استدلال، حتی اگر همه مقدماتِ تاریخیِ آن را بپذیریم، به کارِ تطهیرِ فاتحان نمیآید. نخستین پرسش این است:❓آیا دفاع از پایمردی و پایداری یک جامعه در برابر یورش، مشروط به پاکبودنِ اخلاقیِ بیچندوچون آن جامعه است؟🔺 اگر چنین سنجیداری فرمان براند، دفترِ تاریخِ ایستادگیهای بشر در برابر مهاجمان نیز باید از نو نوشته شود. مردمان در برابر قدرتی مهاجم میایستند، بدون آنکه فرشتگانِ تاریخ باشند؛ چنانکه فاتحان نیز لزوماً در همهی رفتارهایشان در صراطِ عدالت نزیستهاند. مقاومت در برابر سلطه، با صدورِ گواهیِ اخلاقیِ کامل برای تکتکِ افرادِ آن جامعه یکی نیست.🗣 از این گذشته، یک نکتهی کلیدی در تاریخنگاریِ قدرت وجود دارد که نمیتوان از کنار آن گذشت: زشتنماییِ مخالف و نسبتدادنِ صفاتِ نفرتانگیز به او، خود از کهنترین ابزارهای دستگاههای سلطه برای بیاعتبارکردنِ پایداری و ایستادگی است.📍📢📍قدرت تنها با لبهی شمشیر نمیرزمد؛ با روایت نیز میجنگد. ❌ در کشاکشِ نبرد با خلافت، بسنده نبود که مخالفان را در میدانِ رزم درهم بشکنند؛ نیاز بود در روایتِ رسمی نیز چنان چهرهای از آنان بسازند که سرکوبشان نه تجاوز، که تنبیهِ مردمی یاغی، غارتگر و سزاوارِ کیفر و پادافره جلوه کند.❌ این سازوکار، انسانِ معترض را به «فتنهگر» و مدافعِ خاک و بوم را به «عنصرِ شرور» تبدیل میکند تا خشونتِ فاتح در چشمِ مخاطب، عینِ برقراریِ داد بنماید.⚖️ البته این گزاره به معنای انکارِ خشونتِ برخی از دیلمیان نیست. ممکن است دیلمیان نیز در مواردی یورش برده باشند و خون حتی ایرانیان را نیز ریخته باشند. اما مسئلهی ما چیز دیگری است: کارکردِ سیاسیِ تبدیلِ یک جامعهی ایستادگیکننده به یک تیپِ اخلاقیِ منحط و تبهگن، برای آنکه دیگر کسی نپرسد از بن چرا این مردم در برابر قدرتِ مهاجم قد برافراشته بودند. تاریخِ مقاومت در یک صفتِ اخلاقی خلاصه میشود تا پرسش از ساختارِ سلطه دین محمدی پنهان بماند!🪤 عقیقی درست از همین اهرم برای به بند کشیدنِ منتقدانِ امروزی دین محمد بهره میگیرد. او مخاطب را در دوراهیِ ساختگیِ اخلاقی قرار میدهد:«شما که منتقدِ فتوحات هستید، چرا از این غارتگران دفاع میکنید؟»⚔️ اما این پرسش، فریبکارانه جایِ مسئله را عوض میکند. منتقدی که از ایستادگی تاریخیِ دیلمیان یا سرکوب و پیکار با آنان سخن میگوید، ناچار نیست برای کارنامهی تکتک آنان شناسنامهی پاکی صادر کند. او میتواند به همان صراحت بگوید دیلمیان در مواردی خشن بودند و فرمانروایانشان ستم ورزیدند؛ و با این همه، پایمردی آنان در برابر گسترشِ سلطهی خلافت، موضوعی یکسره مستقل و دفاعپذیر است. نقدِ رفتارِ یک قوم، به معنایِ مشروعیتبخشیدن به یورشِ مهاجم نیست. غارتگر بودنِ فلان جامعه، هرگز به معنای آن نیست که پس شمشیرِ فتح، بر حق بوده است.⚖️❓و اگر قرار بر سنجشِ اخلاقی باشد، چرا همین سنجیدار دربارهی سپاهِ فاتح به کار بسته نمیشود؟ ❌ اگر خشونتِ یک گروهِ محلی برای محکومیتِ پایمردان بسنده است، پس غنیمتگیریِ سازمانیافته، اسارت، کشتار و فروگرفتن سرزمینها در فتوحات نیز باید به همان دادگاه احضار شود.🔺پرده اینجا فرو میافتد: هدفِ دفاعیهنویس نه اجرای عدالتِ اخلاقی، که بیاعتبارکردنِ اصلِ پایمردی از راهِ مخدوش کردنِ چهرهی ایستادگیکنندگان است.(ادامه دارد)➖➖➖🌾 @Naqdagin