📘پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی(۲)✍️ #نیکروز_پا…
انتشار: 2026/08/09 11:20 UTCویرایش: 2026/08/10 20:22 UTCدریافت: 2026/08/10 20:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 20:22 UTC
📘پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی(۲)✍️ #نیکروز_پارسبان🗡 دیروز، شکست دشمن فضیلت و به گفتۀ علی «وعدۀ الله» بود؛ اما امروز، باید ثابت شود که از بنیاد دشمنیای در کار نبوده است:📖 «پیروزی و شکست این امر اسلام به فراوانی یا کمی لشکر نبوده است؛ آن دین الله است که آن را آشکار ساخت، و لشکر اوست که آن را آماده و یاری داد، تا بدانجا رسید که رسید، و در جایی که باید بدرخشد درخشید. و ما از الله وعده پیروزی داریم و الله به وعده خود وفا میکند و لشکر خویش را یاری میدهد. جایگاه زمامدار و رهبر، چونان رشتهای است که مهرهها را به هم پیوند میدهد و جمع میکند؛ اگر آن رشته گسسته شود، مهرهها پراکنده میشوند و هرگز به همان سامان گرد نمیآیند. عرب امروز، هرچند از نظر شمار اندکند، اما به برکت اسلام بسیارند و به سبب اتحاد، نیرومند.پس تو چون محور آسیاب باش و آسیای جنگ را به دست عرب بچرخان و خود را در آتش جنگ میفکن، زیرا اگر تو از این سرزمین مدینه بیرون روی، عربان از هر سو پیمان با تو میشکنند، تا آنجا که حفظ مرزهای پشت سرت برای تو مهمتر شود از آنچه در پیش داری. بهدرستی که اگر ایرانیان فردا تو را ببینند، گویند: این ریشه عرب است؛ اگر آن را ببرید، آسوده میشوید، و این اندیشه بر دشمنی و طمع آنان در نابودی تو میافزاید. اما آنچه از آمدن این قوم برای جنگ با مسلمانان گفتی، اللهِ سبحان از آمدن آنان ناخشنودتر از توست، و او بر تغییر آنچه ناخوش دارد تواناتر است. و اما آنچه از شمار بسیارشان گفتی، ما در گذشته با انبوهی لشکر نمیجنگیدیم، بلکه با یاری و مددِ الله نبرد میکردیم.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۶)⚔️ تا دیروز، غنیمت و جزیه و گسترش قلمرو بخشی از عقیده فاتح بود؛ چنانکه علی میگفت ما عقیدهمان را با شمشیرهایمان حمل میکنیم، اما امروز، باید همهچیز را چنان بازخوانی کرد که گویی این رخدادها صرفاً یک برخورد دفاعی و ناگزیر بودهاند. و در این میان، چهرههای مقدس را نیز میکوشند تا آنجا که در توانشان است از دایره نقد تاریخی بیرون برانند؛ چنانکه گویی «علیهالسلام» بودن علی یا حسن و حسین ، خودبهخود همه کردارهای تاریخی منسوب به اینان را از سنجش اخلاقی و تاریخی معاف میدارد. اما ما در همین جا درنگ میکنیم.⚖️ استاندارد دوگانه در مواجهه با منابع کهن و «دعای مرزداران»🧐 بحث ما این نیست که هر گزارشی در منابع اسلامی را بیچونوچرا حقیقت تاریخی بدانیم. به وارون آن؛ باید همهٔ آنها را از دید زمانِ نگارش، منبع، فاصله زمانی، تعارض روایات و انگیزههای راویان بسنجیم. اما اگر کسی از یک سو به روایتهای تاریخی استناد میکند تا از دیلمیان چهرهای «غارتگر و خشن» بسازد، و از سوی دیگر، هنگامی که همان منابع درباره خشونت و فتوحات مسلمانان سخن میگویند، برای نمونه مانیفست امام چهارم شیعیان در دعای مرزداران که به جرأت میتوان آن را پستترین و اهریمنیترین دعای سربهسر تاریخ بشری در حق اغیار دانست:🗣 «خدایا! زنانشان را عقیم ساز و صلب مردانشان را خشک کن و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را قطع فرما، به آسمانشان اجازه باریدن و به زمینشان رخصت روییدن مده.»🚫 ناگهان همه آن روایتها را با انبوهی از توجیهات سیاسی، دینی و اخلاقی خنثی میکند، دیگر با یک روش تاریخی یکسان روبهرو نیستیم؛ با استاندارد دوگانه روبهروییم. و این درست همان چیزی است که در بررسی استدلالهای موسوی عقیقی اهمیت دارد.🧩 او برای توضیح مسئله دیلمیان، از یک سو بر خشونت و غارتگری آنان انگشت میگذارد؛ اما هنگامی که نوبت به نسبت آنان با علویان، زیدیان و جریانهای شیعی میرسد، ناگهان همین تاریخ پیچیده به روایتی بسیار ساده بدل میشود: شیعیانی بودند که از حکومت عباسی گریختند، به دیلمستان آمدند، دیلمیان نیز آنان را پذیرفتند، و سرانجام این منطقه به پناهگاه و پایگاه تشیع تبدیل شد.❓ اما درست در همینجا باید پرسید: اگر دیلمیان چنان مردمانی بودند که خود عقیقی توصیف میکند، چرا همین جامعه خشن و غارتگر به پناهگاه و میزبان و متحد کسانی تبدیل شد که او، بدون شک به دلیل اعتقادات شیعیاش آنان را بخشی از شریفترین و مطلوبترین چهرههای سنتهای شیعی میداند؟💥 و اگر پاسخ این باشد که همه دیلمیان چنین نبودهاند یا در دورههای بعد با «دعوت داعیان» به ناگهان تغییر کردند ، یا روابط سیاسی و اجتماعی پیچیدهتر از یک حکم اخلاقی ساده بوده است،❌ اما همین پاسخ، استدلال سادهسازانه او درباره دیلمیان (و ناگزیر همه ایرانیانی که علیه جبهه خلافت میرزمیدند) را در هم میکوبد. زیرا دیگر نمیتوان از یک سو «دیلمی» را بهعنوان یک تیپ تاریخیِ غارتگر معرفی کرد و از سوی دیگر، بدون توضیح همین پیچیدگی، آنان را زمینهساز قدرتیابی خاندانها و جریانهای شیعی دانست.(ادامه دارد)➖➖➖🌾 @Naqdagin