تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 04:43 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
Naghl-e Ma
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 1 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
دفتر خاطرات سلطانی/ حسین ثاقبیالیوم که از بستر جدا شدیم طبق روال و وظیفه یومیه سماور را آب و آتش نمودیم و به سراغ یخدان فرنگی رفتیم تا نانهای یخزده را در هوای عمارت به حالتی در بیاوریم که دندانگیر باشد و بتوان خورد. یخدان که چندی است رو به خرابی نهاده و دوا و درمان هم بیتاثیر است. نمیدانیم که اینها که خود را استادان فن قلمداد میکنند چی سرشان میشود که ار عهده یک یخدان هم برنمیآیند و بهانه را به گردن تحریمات دشمن و غیره میاندازند و مسئولیت را از سر خود وا میکنند. همین سبب شده تا برای آرامش اعصاب و خواباندن غیط همایونیمان سری بزنیم به کتاب ضاله "روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه" بلکه قلیلی طیب خاطر بشود و از صرافت یخدان افتادیم. کتاب را که به رسم تفال باز کردیم حدیث و حکایتی آمد که تعجب کردیم از اینکه رعایا چه حیلههایی بهکار میگیرند تا به مقصود برسند و این نویسنده هم چطور از این قضایا باخبر میشود و این چیزها را بازگو میکند. مینویسد: شخصی به زنی عاشق شده بود و ضعیفه راضی نمیشد زوجه او شود. آن شخص دو سه شب عمامه سبزی سر میگذارد، نقابی به صورت میاندازد، دوری پلویی در دست گرفته خانه ضعیفه میرود، با یک اشرفی که به ضعیفه میدهد، میگوید من مرتضیعلی هستم! شب چهارم که آنجا میرود، میخوابد. نصف شب به ضعیفه میگوید: تو میخواهی زن مرتضیعلی شوی؟ میگوید: آری. [...] شبی دیگر که مرتضیعلی دروغی میآید، اقوام ضعیفه مطلع شده او را میگیرند میبرند پیش نائب السلطنه. نائب السلطنه او را چوب زد. بعد سی تومان انعام داده است که ضعیفه را بگیرد. حالا که حالمان خوب شده و غیظمان همایونیمان خوابیده به آبدار باشی فرمودیم قلیان سلام مهیا شود بلکه نوکران هم به حضور رسیدند.چهاردهم مرداد ۴۰۵. املش