من تنها فرماندهی هستم که ...رحمت خدا بر شما فرمانده رشید و شهید، مگر از فرشته ها هم می ترسند، بی ا…
انتشار: 2026/08/12 06:55 UTCدریافت: 2026/08/15 02:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:54 UTC
من تنها فرماندهی هستم که ...رحمت خدا بر شما فرمانده رشید و شهید، مگر از فرشته ها هم می ترسند، بی ادعا، فروتن ، اما قوی و ایستاده و موحد و معتقد... @nabeavamfaribi
پستهای تلگرام — نه به عوام فریبی
چقدر بی صدا کار می کرد.... در حد دو دقیقه فرصتی دست داد که خسته نباشید به آقای دکتر سالاری بگویم، مصاحبه نبود که اجازه ثبت و ضبط صدا رو داشته باشم، اما خدا را گواه می گیرم هیچ گاه تا به این روز صدای ایشان را بشاش و راحت ندیده بودم... نمیخواهم حق ذاتی وزیر محترم را برای انتخاب همکاری که با او راحت تر کار کند را نادیده بگیرم، اما در حدود دو سال پیش که بحث انتخاب رئیس سازمان تامین اجتماعی بود، یکی از بزرگان از سر لطف حقیر را هم مورد مشورت قرار داد و در مورد سالاری از من پرسید که به ایشان گفنم: تاکنون این مرد برای تصدی این سمت به شما نزدیک شد یا واسطه ای فرستاد؟! پاسخ دادند خیر و من در ادامه گفنم همین همین... او مردی است که نه برای امدن التماس می کند و نه برای ماندن پافشاری و نه برای رفتن مقاومت... حیف شد، معتقد بودم تلفیق سالاری و میدری می تواتد یک حکمرانی نوین را بر حوزه تامین اجتماعی رقم بزند. انگار این مملکت از چرخه فرصت سوزی خلاصی نمی یابد. نکته مهم تر این که اعتراف می کنم که در این کانال در مورد صدارت دکتر میدری با نگاه مثبت قلم زده شده و دعوت از سالاری توسط ایشان صورت گرفته.... شرایط به گونه ای است که هیچ یک از دوستان و نزدیکان به آقایان میدری و سالاری، از این اتفاق خوشحال نیستند... تنها ادم های خوشحال این روزها مفسدانی هستند که پایشان از هیئت های تشخیص مطالبات قطع شده و سالاری را دشمن رزق نجس خودشان می دانستند. https://t.me/nabeavamfaribi/7072
گرجستان چگونه در چند سال با رشوه و فساد مقابله کرد؟گاهی برای فهم اینکه فساد واقعاً قابل مهار است یا نه، لازم نیست به کشورهای اسکاندیناوی نگاه کنیم؛ گرجستانِ سال ۲۰۰۳ نمونه بسیار جالبی است.آن زمان رشوه در گرجستان بخشی از زندگی روزمره بود؛ از پلیس و گمرک تا ثبت ملک، مجوز کسبوکار و خدمات دولتی. اما پس از «انقلاب رز» و روی کار آمدن میخائیل ساکاشویلی، دولت تصمیم گرفت بهجای موعظه اخلاقی، ساختار تولید فساد را تغییر دهد.اصلاحات اصلی ظرف حدود ۳ تا ۴ سال انجام شد و نخستین نتایج بزرگ از همان یکی دو سال اول دیده شد.🔹 پلیس را از نو ساختند. بخش بزرگی از پلیس، بهخصوص پلیس راهنماییورانندگی، برکنار و نیروی جدید جایگزین شد. نتیجه بسیار سریع بود؛ فساد پلیس سقوط کرد و اعتماد عمومی به آن افزایش یافت.🔹 دولت را کوچک کردند. اشتغال دولتی حدود ۲۳ درصد کاهش یافت و منابع آزادشده صرف افزایش حقوق کارکنان باقیمانده شد. منطق ساده بود: کارمند کمتر، حقوق بهتر، مسئولیت بیشتر و هزینه بالاتر برای فساد.🔹 فرصت رشوه را کاهش دادند. مجوزها و مقررات زائد حذف شد، مالیات و گمرک اصلاح شد، ثبت املاک و بسیاری از خدمات دولتی الکترونیکی شد. هرچه تماس مردم با کارمند کمتر شد، فرصت رشوه هم کمتر شد.🔹 با مقامات قدرتمند هم برخورد کردند. از جمله دیوید میرتسخولاوا وزیر سابق انرژی و آکاکی چخایدزه رئیس سابق راهآهن بازداشت شدند و پروندههای متعددی علیه مقامهای ارشد سابق شکل گرفت. پیام روشن بود: قدرت سیاسی مصونیت مطلق از فساد ایجاد نمیکند.نتیجه؟بانک جهانی اعلام کرد گرجستان در فاصله ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ بزرگترین کاهش فساد را در میان ۲۷ کشور اروپای شرقی و آسیای مرکزی مورد بررسی تجربه کرد.بین ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ نیز اقتصاد گرجستان بهطور متوسط بیش از ۹ درصد در سال رشد کرد.اما شاید مهمتر از آمار، تغییر رفتار اجتماعی بود.شهروندی که قبلاً تصور میکرد «بدون رشوه کارم راه نمیافتد»، به تدریج با دولتی مواجه شد که میتوانست بدون پرداخت پول اضافه، خدماتش را ارائه کند.و این نقطه بسیار مهم است:فساد فقط با پلیس و زندان از بین نمیرود؛ باید کاری کرد که فساد دیگر سودآور نباشد.فرمول گرجستان تقریباً این بود:فرصت کمتر برای فساد + احتمال بیشتر کشف + هزینه بالاتر فساد + حقوق بهتر کارمند + بوروکراسی کمتر + خدمات الکترونیکالبته این داستان یک روی تاریک هم دارد. حکومت ساکاشویلی به تمرکز قدرت، ضعف استقلال برخی نهادها و نقض حقوق بشر متهم شد. بنابراین تجربه گرجستان را نباید «نسخه آماده» دانست.اما یک درس آن بسیار مهم است:فساد الزاماً یک ویژگی فرهنگی و تغییرناپذیر ملتها نیست؛ بخش بزرگی از آن محصول ساختار و مشوقهای اقتصادی و اداری است.اگر ساختار را تغییر بدهی، رفتار مردم و حتی انتظارشان از حکومت هم میتواند در چند سال تغییر کند.گرجستان شاید ثابت نکرد که میتوان فساد را برای همیشه ریشهکن کرد؛ اما ثابت کرد که میتوان فسادِ روزمره و فراگیر را بسیار سریعتر از آنچه تصور میکنیم شکست داد.گزارش بانک جهانی درباره اصلاحات ضدفساد گرجستان: http://documents.worldbank.org/curated/en/317321468244165162کانال"نه به عوام فریبی"@nabeavamfaribi
هنوز فضای تامین اجتماعی در شوکهیچ کس و حتی احدی از کارشناسان و پرسنل باورشان نمی شد که مصطفی سالاری این شکلی در روزیکه اصلا تصورش را نمی رفت برکنار شود (ظاهرا در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی برکناری در چنین روزی در این سطح بی سابقه بوده حداقل من که بخاطر ندارم) . شرایط جنگی حاکم و مجازی بودن مجلس و .... این یک طرف داستان است که هضم نشده است و از طرفی من یادم می آید که یکی از بزرگواران نزدیک و به قول معروف آدم حسابی در زمان رای اعتماد یا پیشتر که گزینه های متعدد برای وزارت رفاه مطرح بود ، میدری را در گفتگوی تلفنی که با ایشان داشتم استاد اخلاق نامیده بود . حالا چگونه چنین تصمیمی را در این روز گرفت، خود این مساله به یک معمای بزرگ تبدیل شد. مساله از آنجا کمی بغرنج تر می شود که دوست و مخالف و موافق در این برهه با وجود نقدهایی که به سالاری داشتند معتقد بودند که وی با فداکردن سلامتی خود (مفصل هست و ... بخاطر محرمانه بودن وضعیت سلامت افراد و نیاز به اجازه افراد از بیان معذوریم). با چنگ و دندان در سختترین بحران اقتصادی و اجتماعي و سیاسی کشور توانست، یک سازمان غرق در بحران را حداقل آرام نگه دارد. مساله پنج میلیون بازنشسته شوخی بردار نیست، تازه نکته مهم ماجرا این بود که در ماه های اخیر بدون استقراض از بانک رفاه و با تعامل با دولت و معاون اول و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و هزینه کردن اعتبار سیاسی و اجتماعي خودش سازمان را به هر طریق ممکن به دوش بکشد. من گمان می کنم که با توجه به شناختی که از آقای میدری دارم بعید می دانم متوجه این مسائل نشده باشند ، اگر سالاری برای جلسه تودیع نیاید (که به نظرم حق دارد زیرا نوع برکناری آنقدر نادرست بوده است که حتی یک رئیس اداره ساده را اینگونه برکنار نمی کنند). تبعات این برکناری نه یک هفته و دو هفته، بلکه برای هميشه در کارنامه سیاسی و فرهنگی دکتر میدری می ماند، به نظرم باید دلجویی شود و توضیحات لازم به افکار عمومی داده شود ، جريان اصلاحات که منتقد اصلی احمدی نژاد بود، حالا نوعی از برکناری را در سابقه خود می بیند به مراتب عجیب تر از برکناری متکی، وزیر تعاون از امروز برای خارج شدن از اتهاماتی که به او در رسانه ها و افکار عمومی وارد شده است که بر اثر خشم و شتاب زدگی تصمیم گرفته است و اختلافات شخصی و... عملا مسئوليت معیشت چندین میلیون بازنشسته و کارکنان تامین اجتماعي را شخصا بر گردن گرفته و کار سختی در پیش دارد. مصطفی سالاری به اعتقاد من آنقدر وزن و ابهت سیاسی و اجتماعی داشته و دارد که این برکناری هیچ خدشه ای به شخصیت او وارد نکرد که هیچ بلکه از همین الان زمزمه ها و حرف های زیادی در فضای مجازی منتشر شده که سالاری قرباتی ایستادگی برای منافع بیمه شدگان و بازنشستگان شده است هرچه به اتفاقات ۲۴ ساعت اخیر نگاه می کنم این پرسش بیشتر در دهن من قوی می شود که ، سالاری که نه اهل التماس برای ماندن بود و نه اهل زاری برای آمدن... یعنی نمی شد با گفتگو و محترمانه و با ساز و کاری اداری تر و برازنده از او خواست استعفا بدهد.... يعنی میدری با این همه تسلط بر علوم انسانی با عمری دعوت به گفتگو ، نتوانست با مدیر ارشدش که از قضا استاد دانشگاه است دو کلام صحبت کند؟! میدری قرار بود مدل نوین حکمرانی جمهوری اسلامی باشد ... واقعا چه اتفاقی افتاد؟ به قول علی شهابی خشم عصیان زده .. هیچ رقمه ذهنم قانع نمی شودمهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی"https://t.me/nabeavamfaribi/7070
یادداشت خداحافظی دکتر سالاری از همکاران، کارگران و بیمهشدگان، بازنشستگان و کارفرمایان سازمان تأمین اجتماعیبسمهتعالیاکنون که پس از ۲۲ ماه مأموریت در سازمان تأمین اجتماعی که همزمان با وقوع جنگهای دوازده روزه و رمضان بود، با اهتمام بینظیر همکاران، حمایتهای رئیس جمهور محترم و بیریا و معاون اول محترم و اندیشمند، دولت محترم و شرکای اجتماعی، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و بالاخص رئیس محترم مجلس که یاریگر و دلسوزانه پشتیبان مأموریتها بودند، امروز حدفاصل سالروز رحلت نبی اکر(ص)، شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا (ع) بار سنگین و البته افتخارآمیز مسوولیت از دوش اینجانب برداشته شد. از همکاران گرانقدر، جوامع محترم کارگری، بازنشستگی، کارفرمایی و بیمهشدگان خداحافظی و طلب حلالیت مینمایم.سنگینی بار طرحهای خروج از بحران ناترازی، بیمه متمرکز و شعب یکپارچه، سامانه رسیدگی به اسناد پزشکی(رسا)، پرونده سلامت الکترونیک بیمه شدگان، طرح عظیم تحول دیجیتال و خدمات غیرحضوری، اصلاحات ساختاری و چابکسازی و مجموعا ۳۲ برنامه ذیل طرح خروج از ناترازی و ۲۰ طرح تحولآفرین، در این ایام سختیهای فراوانی برای همکاران ایجاد نمود و جنگ و حملات بیرحمانه دشمن نیز علیرغم اتحاد و مقاومت بینظیر ملت عزیز و شریف، امکان خدمات شایسته، درخور و حداکثری به بازنشستگان و بیمه شدگان را محدودتر از اهداف و انتظارات آن عزیزان و اینجانب نمود؛ بنابراین از این عزیزان خداحافظی و طلب حلالیت مینمایم.اکنون با دغدغه مندی مشترک با شرکای اجتماعی، برای فعالیت علمی-پژوهشی به محل کار اصلی خود (بعنوان عضو هیات علمی موسسه مطالعات بینالمللی انرژی) بازگشته و در فرصت حاصله، طرحها، راهکارها و اقدامات برای خروج از بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی و آنچه در این ۲۲ ماه بر این سازمان گذشت را محضر دلسوزان عرضه خواهم نمود.با آرزوی عزت و سربلندی برای میهن عزیزمصطفی سالاریچهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱کانال*نه به عوام فریبی *@nabeavamfaribi
سالاری و مدیریت بحران در تأمین اجتماعی؛ کارنامهای که نباید نادیده گرفته شوددر بحرانیترین برهه اقتصاد ایران در یک قرن اخیر، سازمان تأمین اجتماعی بهعنوان بزرگترین نهاد بیمهگر کشور، در کانون فشارهای مالی، تعهدات انباشته و انتظارات فزاینده بازنشستگان و کارکنان قرار داشت. دولتی که خود درگیر جنگ اقتصادی تمامعیار، رشد اقتصادی منفی، تورم فزاینده و محدودیتهای بیسابقه ارزی و تجاری بود، عملاً توان حمایت کامل از این سازمان را نداشت.در چنین شرایطی، مصطفی سالاری سکانداری سازمانی را بر عهده گرفت که بهتعبیری «بحرانزدهترین سازمان کشور» بود. او در دورهای که فشار نقدینگی، کسری منابع و تعهدات معوق، امان سازمان را بریده بود، با تکیه بر مدیریت مستقیم و بدون واسطه، پرداخت حقوق بازنشستگان را بهعنوان خط قرمز مدیریتی خود حفظ کرد. این در حالی بود که بسیاری از سازمانهای مشابه در شرایط مشابه، با تأخیر یا تعدیل تعهدات مواجه شدند.از منظر شاخصهای کلان، عملکرد سالاری را باید در بستر واقعیتهای اقتصاد ایران ارزیابی کرد؛ اقتصادی با رشد منفی در مقاطعی از دهه ۱۳۹۰ و اوایل ۱۴۰۰، تورم بالای ۴۰ تا ۵۰ درصد در شاخص عمومی و تورم نزدیک به ۹۰ درصد در اقلام خوراکی، کاهش ارزش پول ملی و تحریمهای فراگیر بانکی و مالی. در چنین فضایی، حفظ جریان پرداخت مستمری و مدیریت منابع سازمان، نه یک دستاورد اداری ساده، بلکه مصداق مدیریت بحران در شرایط جنگی اقتصادی است.نکته مهم دیگر، رویکرد سالاری در برابر واگذاری داراییهای سازمان، او هرگز حاضر نشد داراییهای بیننسلی سازمان را بدون دریافت منابع واقعی واگذار کند؛ موضعی که شاید برای برخی تصمیمگیران خوشایند نبود، اما از منظر صیانت از اموال بیمهشدگان، اقدامی اصولی و قابل دفاع بود.از منظر سیاسی-اجتماعی، سالاری از جمله مدیرانی بود که توان گفتوگو با شرکای اجتماعی، بازنشستگان، کارگران و نهادهای صنفی را داشت. او زیادهخواهان را میشناخت و در عین تعامل، تسلیم فشارهای فراقانونی نشد. برکناری او در روز شهادت پیامبر اکرم و تعطیلات آخر هفته، فارغ از انگیزهها، از نظر اداری و اخلاقی با شأن مدیری که در سختترین شرایط ایستادگی کرده بود، تناسب نداشت.البته هیچ مدیری بدون خطا نیست و ممکن است منتقدان نکاتی به عملکرد او وارد بدانند، اما ارزیابی منصفانه باید مبتنی بر شاخصهای واقعی و شرایط محیطی باشد، نه قضاوتهای سادهانگارانه. برای او احترام قائلم و معتقدم تاریخ قضاوت خوبی از او خواهد داشت ، اگرچه شاید امروز این مردم خسته و مستاصل از معاش به همه چیز و همه کس به دیده خشم نگاه کنند و معتقدم او تمام نمی شود و در سپهر مدیریت کلان مملکت خواهد درخشید و ارزش های او قابل انکار نیست . به شدت نگران وضعیت سازمان تامین اجتماعي حداقل در کوتاه مدت هستم... خدا خودش کمک کندمهدی اسفندیار کانال"نه به عوام فریبی"https://t.me/nabeavamfaribi/7068
بالاخره می شود....یکی از مهم ترین دغدغه هایی که همیشه ذهنم را مشغول کرده است پاسخ به این پرسش است که چرا افکار عمومی و حتی اتمسفر محیطی سازمان ها و حتی مدیران ما در مورد دانش مدیریت فکر می کنند که موضوع صرفا علوم انسانی است در حالیکه امروز مدیریت بیشتر یک علم تجربی است یعنی مدیر کسی است که بتواند در آزمايشگاه(سازمانی که آن را مدیریت می کند ) یافته های علمی و آموزشی ها و علومی که در دوران تحصیل آموخته را عینا پیاده کند. آنچه در سه ماه اخیر در اداره کل درمان استان تهران در حال رویت است ، شروع متهورانه همین اصل است ، تغیر رویکردها در حوزه کارسنجی _کارنامه عملکرد مدیران_طراحی فرم های الکترونیکی دریافت ایده ها و عملیاتی کردن آنها و پیوسته بودن و فصلی نبودن رویکردها و ... از یک سوی و از دیگر سوی تغییرات بنیادین در نگرش ها که در بخش توسعه مدیریت و پشتیبانی و پرستاری و معاونت درمان ایجاد شده، اگر با تیمی شدن و هماهنگی بیشتر بین بخشی همراه شود ، نتایجی را رقم خواهد زد که معتقدم آن را می توان حداکثر در ارزیابی های سه ماهه پاییز دید، جایگاه استان به شکل قابل ملاحظه ای ارتقا خواهد یافت ، در این میان تنها توصيه من به مجموعه مدیریت درمان استان تهران شتاب بیشتر به این روند و بهره گیری از،مولفه سرمایه اجتماعی برای تامین منابع و خصوصا افزایش رضایتمندی مشتریان داخلی (پرسنل) است، آنچه که امروز در سطوح اجرا و نظارت در مدیریت استان تهران دیده می شود اگر منتج به نتایج ملموس نشود ، شاید دیگر فرصتی به این سادگی دست ندهد.لینک فرم الکترونیکی دیوار ایده ها مخصوص کارکنان درمان تامین اجتماعی استان تهران https://survey.porsline.ir/s/6TXwn6oP@nabeavamfaribi

