شریعتی دائماً از «انسان» سخن میگوید؛ گویی یک موجود واحد در طول هزاران سال وجود داشته که همیشه یک س…
انتشار: 2026/08/13 09:52 UTCدریافت: 2026/08/15 18:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:20 UTC
شریعتی دائماً از «انسان» سخن میگوید؛ گویی یک موجود واحد در طول هزاران سال وجود داشته که همیشه یک سؤال داشته:«من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ چرا زندگی میکنم؟»اما «انسان» تاریخی یک واحد فرهنگی همگن نیست.انسان سومری، مصری، هندی، یونانی، چینی و انسان اروپای قرن بیستم در نظامهای فکری کاملاً متفاوتی زندگی میکردند.حتی در یک تمدن نیز پاسخها یکسان نبودند.بنابراین گزارهای مانند:«انسان همواره در جستوجوی معنای خویش بوده است»اگر بهعنوان یک گزاره فلسفی بیان شود، قابل بحث و ایجاد گفتمان کلامی فلسفی بی پایان است؛ اما اگر بهعنوان گزاره تاریخی اثباتشده مطرح شود، نیازمند بررسی تخصصی و شواهد بسیار بیشتری است.t.me/na_ta_ma/11393?single@na_ta_ma
پستهای تلگرام — ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
●رسوایی بیست و هفتم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «خود کتاب و علم یک مقدار فطرت و بینش سالم آدمی را منحرف مینماید...»📚بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی صفحه ۶ادعای شریعتی صحیح نیست. اگر علم ذاتاً موجب انحراف فطرت میشود، باید توضیح داده شود پس انسان چگونه باید حقیقت را تشخیص دهد؟ با چه معیاری میفهمیم فطرت انسان سالم است؟ چه چیزی ثابت میکند برداشت یک انسان بیسواد از جهان، سالمتر از برداشت یک دانشمند است؟ مثلاً اگر دو نفر درباره بیماری صحبت کنند: فرد اول هیچ دانش پزشکی ندارد؛ فرد دوم پزشک متخصص بیماریهای عفونی است. چرا باید فرض کنیم برداشت نفر اول به دلیل «فطرت سالم» ارزشمندتر است؟نکته بعدی در این است که چگونه کتاب باعث انحراف میشود؟ بله، اگر شخصی مانند شریعتی درگیر ایدئولوژیک شود و برای تفکرات پوچ خود بخواهد در کتابها مشروعیت یابد، در آن صورت میتوان گفت که نه کتاب، بلکه تفکر سمی و ایدئولوژیکِ مخرب باعث انحراف انسان میشود.از نظر شریعتی علم باعث انحراف میشود، چون از طریق علم، به تفکر پوچ و بیارزش او پی خواهیم برد و علت وحشت او نیز از علم به همین خاطر است.●رسوایی بیست و هفتم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «خود کتاب و علم یک مقدار فطرت و بینش سالم آدمی را منحرف مینماید...»📚بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی صفحه ۶ادعای شریعتی صحیح نیست. اگر علم ذاتاً موجب انحراف فطرت میشود، باید توضیح داده شود پس انسان چگونه باید حقیقت را تشخیص دهد؟ با چه معیاری میفهمیم فطرت انسان سالم است؟ چه چیزی ثابت میکند برداشت یک انسان بیسواد از جهان، سالمتر از برداشت یک دانشمند است؟ مثلاً اگر دو نفر درباره بیماری صحبت کنند: فرد اول هیچ دانش پزشکی ندارد؛ فرد دوم پزشک متخصص بیماریهای عفونی است. چرا باید فرض کنیم برداشت نفر اول به دلیل «فطرت سالم» ارزشمندتر است؟نکته بعدی در این است که چگونه کتاب باعث انحراف میشود؟ بله، اگر شخصی مانند شریعتی درگیر ایدئولوژیک شود و برای تفکرات پوچ خود بخواهد در کتابها مشروعیت یابد، در آن صورت میتوان گفت که نه کتاب، بلکه تفکر سمی و ایدئولوژیکِ مخرب باعث انحراف انسان میشود.از نظر شریعتی علم باعث انحراف میشود، چون از طریق علم، به تفکر پوچ و بیارزش او پی خواهیم برد و علت وحشت او نیز از علم به همین خاطر است.
●رسوایی بیست و ششم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «من ارزش کسانی را که عالم نیستند بیش از افرادی میدانم که مغز خود را با معلومات انباشته و آلوده کردهاند.»و سپس میگوید افراد غیرعالم به دلیل برخورداری از: «فطرت سالم و معمولی»میتوانند بهتر بیندیشند.📚بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی صفحه ۶این سخنان شریعتی بسیار غیر منطقی و نادرست است. هیچ دلیل علمی و منطقی وجود ندارد که انسان کمدانش الزاماً از «فطرت سالمتر» برخوردار باشد یا بهتر بتواند مسائل را بفهمد.حتی برعکس، در بسیاری از مسائل، دانش بیشتر باعث کاهش خطاهای شناختی میشود؛ مثلاً فردی که هیچ اطلاعی از اقتصاد ندارد ممکن است درباره تورم، پول، بهره و سیاست پولی با اطمینان اظهارنظر کند؛ اما دانش اقتصادی به او امکان میدهد بفهمد مسئله بسیار پیچیدهتر از تصور اولیه اوست.بنابراین: نادانی برابر فطرت سالم نیست و دانش هم برابر آلودگی ذهن نیست. این دو تا را نمیتوان و نباید یکی گرفت و اگر کسی مانند شریعتی چنین اراجیفی را عنوان کند باید در عقد آن شک کرد.@na_ta_ma●رسوایی بیست و ششم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «من ارزش کسانی را که عالم نیستند بیش از افرادی میدانم که مغز خود را با معلومات انباشته و آلوده کردهاند.»و سپس میگوید افراد غیرعالم به دلیل برخورداری از: «فطرت سالم و معمولی»میتوانند بهتر بیندیشند.📚بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی صفحه ۶این سخنان شریعتی بسیار غیر منطقی و نادرست است. هیچ دلیل علمی و منطقی وجود ندارد که انسان کمدانش الزاماً از «فطرت سالمتر» برخوردار باشد یا بهتر بتواند مسائل را بفهمد.حتی برعکس، در بسیاری از مسائل، دانش بیشتر باعث کاهش خطاهای شناختی میشود؛ مثلاً فردی که هیچ اطلاعی از اقتصاد ندارد ممکن است درباره تورم، پول، بهره و سیاست پولی با اطمینان اظهارنظر کند؛ اما دانش اقتصادی به او امکان میدهد بفهمد مسئله بسیار پیچیدهتر از تصور اولیه اوست.بنابراین: نادانی برابر فطرت سالم نیست و دانش هم برابر آلودگی ذهن نیست. این دو تا را نمیتوان و نباید یکی گرفت و اگر کسی مانند شریعتی چنین اراجیفی را عنوان کند باید در عقد آن شک کرد.@na_ta_ma
●رسوایی بیست و پنجم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «انسان...نیازش را به داشتن مظهر سخنی پاک و صادق و زیبا که منشاء آفرینش دموستنس در یونان میشود، این رب النوع... .»📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۳۸این سخن شریعتی کاملاً نادرست و ناشی از جهل و بی سوادی است. برخلاف ادعای شریعتی دموستنس رب النوع نیست. دموستنس (Demosthenes) در تاریخ یونان باستان، یک سیاستمدار و خطیب در سده چهارم پیش از میلاد بود؛ نه خدا و نه ربالنوع یونانی.@na_ta_ma●رسوایی بیست و پنجم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «انسان...نیازش را به داشتن مظهر سخنی پاک و صادق و زیبا که منشاء آفرینش دموستنس در یونان میشود، این رب النوع... .»📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۳۸این سخن شریعتی کاملاً نادرست و ناشی از جهل و بی سوادی است. برخلاف ادعای شریعتی دموستنس رب النوع نیست. دموستنس (Demosthenes) در تاریخ یونان باستان، یک سیاستمدار و خطیب در سده چهارم پیش از میلاد بود؛ نه خدا و نه ربالنوع یونانی.@na_ta_ma
●رسوایی بیست و چهارم از شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «اسکندر، یک جوان یونانی است.»📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۳۰این عبارت از نظر تاریخی دقیق نیست. اسکندر مقدونی پادشاه مقدونیه بود، نه اینکه بتوان او را بدون توضیح «یک جوان یونانی» نامید. البته مسئله رابطه مقدونیه با جهان یونانی و هویت یونانی/مقدونی اسکندر خودش بحث تاریخی پیچیدهای دارد.بنابراین عبارت دقیقتر و صحیح این است:اسکندر مقدونی، پادشاه مقدونیه و از جهان فرهنگی یونانی بود.@na_ta_ma●رسوایی بیست و چهارم از شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: «اسکندر، یک جوان یونانی است.»📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۳۰این عبارت از نظر تاریخی دقیق نیست. اسکندر مقدونی پادشاه مقدونیه بود، نه اینکه بتوان او را بدون توضیح «یک جوان یونانی» نامید. البته مسئله رابطه مقدونیه با جهان یونانی و هویت یونانی/مقدونی اسکندر خودش بحث تاریخی پیچیدهای دارد.بنابراین عبارت دقیقتر و صحیح این است:اسکندر مقدونی، پادشاه مقدونیه و از جهان فرهنگی یونانی بود.@na_ta_ma
●رسوایی بیست و سوم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: مذهب، تلاش انسانی است که به هست آلوده تا خود را پاک سازد و از خاک به خدا بازگردد...📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۱۳تعریف علی شریعتی از «مذهب» جهانشمول نیست. او مذهب را پس از کلی کش و قوس ادبی در یک کلام، چنین تعریف میکند: انسان میکوشد «هست» را به خدا بازگرداند و طبیعت و حیات را تقدس ببخشد و «آخرتی» کند.مشکل اینجاست که این تعریف، اساساً از یک جهانبینی توحیدی-الهیاتی خاص گرفته شده و سپس به «مذهب» در معنای عام تعمیم داده شده است.مثلاً در بودیسم کلاسیک، مسئله وجود یک خدای خالق، محور آموزههای بودا نیست. در بسیاری از سنتهای بودایی، مسئله اصلی رهایی از رنج، دلبستگی و چرخه تولد و مرگ است، نه «بازگرداندن هست به خدا».بنابراین نمیتوان تعریف شریعتی را بدون قید و شرط، تعریف «مذهب» دانست.@na_ta_ma●رسوایی بیست و سوم از علی شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: مذهب، تلاش انسانی است که به هست آلوده تا خود را پاک سازد و از خاک به خدا بازگردد...📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۱۳تعریف علی شریعتی از «مذهب» جهانشمول نیست. او مذهب را پس از کلی کش و قوس ادبی در یک کلام، چنین تعریف میکند: انسان میکوشد «هست» را به خدا بازگرداند و طبیعت و حیات را تقدس ببخشد و «آخرتی» کند.مشکل اینجاست که این تعریف، اساساً از یک جهانبینی توحیدی-الهیاتی خاص گرفته شده و سپس به «مذهب» در معنای عام تعمیم داده شده است.مثلاً در بودیسم کلاسیک، مسئله وجود یک خدای خالق، محور آموزههای بودا نیست. در بسیاری از سنتهای بودایی، مسئله اصلی رهایی از رنج، دلبستگی و چرخه تولد و مرگ است، نه «بازگرداندن هست به خدا».بنابراین نمیتوان تعریف شریعتی را بدون قید و شرط، تعریف «مذهب» دانست.@na_ta_ma
●رسوایی ۲۲ از شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: تقریباً از نخستین روزهای تاریخ، انسان دائماً درباره «خودش و جهان» میاندیشیده و در پی پاسخ به معنای انسان بوده است.📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۱۰آنچه شریعتی ادعا میکند نیازمند شواهد تجربی بوده که از فهم ابتدایی او خارج است.در ادعای شریعتی با یک تعمیم بزرگ تاریخی مواجه هستیم.ما از جوامع پیشاتاریخ اصلاً متون فلسفی در اختیار نداریم. از روی نقاشیهای غار، ابزارها و آثار باستانشناسی میتوان درباره رفتارها و برخی باورهای احتمالی فرضیه داد؛ اما نمیتوان یک دستگاه فلسفی کامل به آنان نسبت داد.مثالاً ما نمیدانیم نئاندرتالها یا انسانهای پیشین دقیقاً درباره چه چیزی میاندیشیدند؛ بنابراین نمیتوان فقدان شواهد را با یک تفکر فلسفی خاص پر کرد.شریعتی باید میان یک ادعای فلسفی و یک ادعای تاریخی تمایز میگذاشت. اینکه انسان را موجودی جستوجوگر معنا کنیم، میتواند یک تفسیر فلسفی درباره ماهیت انسان باشد؛ اما اینکه بگوییم انسان از نخستین روزهای تاریخ همواره در جستوجوی معنای خویش بوده، یک ادعای تجربی است که نیازمند شواهد است@na_ta_ma●رسوایی ۲۲ از شریعتی از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید: تقریباً از نخستین روزهای تاریخ، انسان دائماً درباره «خودش و جهان» میاندیشیده و در پی پاسخ به معنای انسان بوده است.📚علی، حقیقتی برگونهی اساطیر صفحه ۱۰آنچه شریعتی ادعا میکند نیازمند شواهد تجربی بوده که از فهم ابتدایی او خارج است.در ادعای شریعتی با یک تعمیم بزرگ تاریخی مواجه هستیم.ما از جوامع پیشاتاریخ اصلاً متون فلسفی در اختیار نداریم. از روی نقاشیهای غار، ابزارها و آثار باستانشناسی میتوان درباره رفتارها و برخی باورهای احتمالی فرضیه داد؛ اما نمیتوان یک دستگاه فلسفی کامل به آنان نسبت داد.مثالاً ما نمیدانیم نئاندرتالها یا انسانهای پیشین دقیقاً درباره چه چیزی میاندیشیدند؛ بنابراین نمیتوان فقدان شواهد را با یک تفکر فلسفی خاص پر کرد.شریعتی باید میان یک ادعای فلسفی و یک ادعای تاریخی تمایز میگذاشت. اینکه انسان را موجودی جستوجوگر معنا کنیم، میتواند یک تفسیر فلسفی درباره ماهیت انسان باشد؛ اما اینکه بگوییم انسان از نخستین روزهای تاریخ همواره در جستوجوی معنای خویش بوده، یک ادعای تجربی است که نیازمند شواهد است@na_ta_ma





