مشروطه از منظر اسپینوزا؛ وقتی رنج های پراکنده به توان مشترک بدل شدند.✍🏻 نوراله اکبریتاریخ رسمی غالب…
انتشار: 2026/08/07 09:37 UTCدریافت: 2026/08/15 05:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:04 UTC
مشروطه از منظر اسپینوزا؛ وقتی رنج های پراکنده به توان مشترک بدل شدند.✍🏻 نوراله اکبریتاریخ رسمی غالبا ً مشروطه را از لحظه ای آغاز می کند که مظفرالدین شاه قلم بر کاغذ گذاشت و فرمان تشکیل مجلس را امضا کرد. در قاب شناخته شده ی تاریخ، شاه در مرکز ایستاده است و مردم در حاشیه، منتظرند تا آزادی از دست او به آنان برسد. اما اگر اندکی از میز فرمان فاصله بگیریم و به شهر نگاه کنیم، تصویر دیگری پدیدار می شود: پیش از آنکه فرمان در کاخ نوشته شود، متن واقعی آن در بازارهای بسته، در مسجدها و مهاجرتها، در تلگرافخانه ها، در چادرهای اصناف و در بدنهای مردمی نوشته شده بود که دیگر حاضر نبودند مانند گذشته فرمانبرداری را ادامه دهند.از منظر اسپینوزا، پرسش اصلی این نیست که چه کسی فرمان را امضا کرد؛ این است که چه روابطی امضای آن را ممکن و ناگزیر ساختند. مردم نیز نام موجودی یکپارچه و از پیش آماده نیستند. «مردم»در لحظه هایی ساخته می شوند که رنج های جدا از هم، زبان مشترک پیدا می کنند، ترس تقسیم می شود، امید شکل مادی می گیرد، منابع گرد می آید و بدنها می آموزند در کنار یکدیگر اثری پدید آورند.@movarekhan



