⭕️ آقای قوچانی! از ایران برو تا ایرانیتر شوی!▪️ چند کلمه به بهانۀ درگیری قلمی محمد قوچانی و عبدالک…
انتشار: 2026/08/20 14:15 UTCدریافت: 2026/08/20 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 14:20 UTC
⭕️ آقای قوچانی! از ایران برو تا ایرانیتر شوی!▪️ چند کلمه به بهانۀ درگیری قلمی محمد قوچانی و عبدالکریم سروش✍️ سید جواد طاهایی( بخش دوم)🔹اینجا بد نیست کمی انصاف بهخرج دهیم. غیرممکن نیست که در مواقع اندکی، اصلاحطلبان و حتی خود آقای قوچانی (بعد از جنگ 12 روزه) به دومی بگرایند و به جای رذیلت ایرانی، فضیلت ایرانی را نمایش میدهند. لیبرالیزم، خودْ بزرگترین رذیلت ایرانی است. 🔸اصلاحطلبان از زمان محمدخاتمی بر ارزشمندیِ دولتِ ضعیف و جامعۀ قوی تأکید میکردند. نادانهای بزرگ سیاست ایران، تضعف نهاد دولت بهعنوان تجلی استبداد را موفقیت و پیروزی در مسیر تحقق آزادیهای فردی تلقی میکردند و مینمایاندند.🔹 درواقع تفکر لیبرال، مخرب دولت، سنت، دین، فرهنگ قومی، خانواده و... (و این فهرست بیپایان است) میباشد. بیدلیل نیست که اصلاحطلبان وقتی برمبنای آگاهی و خرد موجودشان حرف میزنند اغلب ما را عصبانی میکنند اما آنها به عنوان ساکنین گوشهای از خانه انقلاب ایران، شاید سطح دیگری از هویت هم دارند که اغلب خفته و در حالت رخوت است. 🔸در موارد نادری که قرار است ایرانیان در حالت قیام ظهوری قرار بگیرند و واحد شوند، این نادانها نیز به دانایی میرسند و میبینیم که سخنان متفاوت و وزینتری میگویند.🔹درواقع ایرانیان ملت واقعه یا رخداد هستند؛ آنیاند که میتوانند باشند نه آنی که هستند. 🔸ما در امتداد رخداد کبیر ایرانی به سر میبریم. اصلاحطلبان (و همه ایرانیان دیگر) نادان نیستند زیرا آنها هرچند درون فضایی از نادانی یعنی ارزشهای نازیسته و تصوری (ایدئولوژیک) زندگی میکنند، بااینحال در زمانهای نادری که طی آن، در حالت خیزش، در حالت منِ برترِ فراغریزیِ خود قرار میگیرند، در واقع، در امتداد ارادۀ استعلایی (ارادۀ خدا) و ضد وضع حالیۀ خود قرار میگیرند. 🔹میبینید؟ حضرت آقا چقدر دانا بود که آنها را فقط به خاطر همین امکان، حذف نمیکرد. امام خامنهای، ایران را در وحدت خود میدید و این نادانها، دیدن ایران را در وضع مغشوش و جنگ همه علیه همه، فضیلت میانگارند. 🔸در واقع اصلاحطلبان فعلاً قابل حذف هم نیستند. همیشه برایم پرسش بود که چرا نقدها بر ادبیات اصلاحطلبی، به اندازۀ کافی مقنّع نیست یا دستکم مرا قانع نمیکند.🔹اندیشیدم شاید انتقادات ما نخبگانی است؛ یعنی ادبیاتی کمابیش از جنس خودشان است؛ انتقادات از آنان، با ادبیات و ایدههای خود آنهاست، پس میشود گفت ادبیات انتقادی نسبت به اصلاحطلبان یکجورهایی رقصیدن به ساز خود آنهاست.🔸اما مساله این است که ما با اصلاحطلبان مواجه نیستیم با اصلاحطلبی رویاروییم. اصلاحطلبان در حقیقت، فرد نیستند، پدیدۀ اجتماعیاند و پدیدۀ اجتماعی خاصیت نیروگرفتن و استمرار دارد. 🔹متأسفانه نقدها بر قول و فعل آنان و از جمله قوچانی، هرقدر درست و معتبر، نمیتواند نیروی اجتماعی آن سخنان را ازشان بگیرد، تا حالا هم نتوانسته. مجدداً زیرا نیرو و تاثیرگذاری اجتماعیِ آن مزخرفات، متکی بر درستی و اعتبارشان نیست. با آن شروع نشده که بخواهد با آن تمام شود. 🔸اصلاحطلبان اغلب نادان، از یک کانون نیرو بهرهمندند و از آن تغذیه میکنند. اسمش را مدرنیته ایرانی بگذاریم که به مثابۀ نظامی از تصورات و ارزشها، ۲۰۰ سال بر مقدرات اجتماع ما حاکم بود.🎬 @Mostazafin_TV
